
مقدمه:
ازدواج های خیابانی به عنوان پدیده ای که در سال های اخیر بیشتر دیده می شود، تنها یک انتخاب عجولانه میان دو نفر نیست؛ روایت پیچیده ای است از تصمیم ها، فشارهای اجتماعی، تصویرسازی های رسانه ای و برداشت های سطحی از عشق. زمانی که آمار دادگاه ها نشان می دهد بسیاری از نو عروسان پیش از آن که طعم زندگی مشترک را تجربه کنند، در صف طلاق قرار می گیرند، مسئله فقط شکست یک پیوند شخصی نیست. این وضعیت از روندی حکایت دارد که در آن شناخت عمیق، گفت وگوی منطقی با خانواده و توجه به معیارهای اخلاقی و دینی جای خود را به ظواهر زودگذر داده است. دیدارهای کوتاه و اتفاقی در خیابان، نگاه هایی که بر ظاهر تکیه دارد، و جملاتی که در چند دقیقه اعتماد می سازد، همه کنار هم بستری را فراهم می کنند که تصمیمی بزرگ بر پایه ای سست گرفته شود.
در بسیاری از این ماجراها، شتابزدگی نقش اصلی را بازی می کند. دختری که در فضای هیجانی لحظه ای احساس می کند نیمه گمشده اش را یافته، گاهی بدون تحقیق درباره سوابق، اخلاق، باورها و سبک زندگی طرف مقابل به عقد رضایت می دهد. مشورت نکردن با والدین و ریش سفیدان خانواده، کنار گذاشتن تجربه نسل های قبل و بی توجهی به هشدارهایی که از دل واقعیت های زندگی می آید، زمینه را برای پشیمانی های زودهنگام مهیا می کند. همین که چند هفته می گذرد و اختلاف ها آشکار می شود، رویای آغاز شیرین به نقطه ای پر از دلخوری و سردرگمی تبدیل می شود. وقتی معیار اصلی انتخاب بر مبنای لباس، چهره یا نمایش ثروت باشد، طبیعی است که دوام رابطه زیر سایه مشکلات واقعی زندگی به خطر بیفتد.
سرپرستان مجتمع های قضایی خانواده بارها اشاره کرده اند که ازدواجی که ریشه آن در برخوردهای سطحی شکل می گیرد، آینده امن و آرامی ندارد. آنچه در چنین روابطی غایب است، فرصت شناخت مسئولانه است؛ یعنی زمانی برای گفت وگو درباره اهداف زندگی، نگاه به خانواده، ارزش ها، مسائل مالی، نقش ها و مرزها. حتی وقتی توصیه های دینی بر دیدار و آشنایی تأکید دارند، منظور، آشنایی هدفمند و محترمانه در چارچوبی است که شأن دو خانواده حفظ شود و فضای قضاوت منطقی فراهم گردد، نه تقلید از الگوهایی که در فرهنگ های دیگر با ساختار اجتماعی متفاوت شکل گرفته است.
پیامدهای ازدواج های خیابانی فقط به طلاق ختم نمی شود. این نوع پیوندها به بی نظمی در روابط خانوادگی، بی اعتمادی میان نسل ها و حتی بروز آسیب های اخلاقی و روانی دامن می زنند. وقتی شناخت واقعی وجود نداشته باشد، سوءظن و تعارض، آرامش خانه را تهدید می کند. از سوی دیگر، پیوندی که به سرعت شکل می گیرد، گاهی همان قدر سریع می شکند و آثارش بر روح و روان دو طرف باقی می ماند. در کنار این مسائل، موضوعاتی مانند افزایش سقط جنین، گسترش روابط ناسالم و تضعیف جایگاه خانواده نیز مطرح می شود؛ مسائلی که هر کدام بر جامعه اثر می گذارند.
در این میان، حجاب و پوشش نیز به عنوان بخشی از نظام معنایی و رفتاری جامعه اسلامی، نقش بازدارنده ای در کاهش برخوردهای سطحی دارد. فلسفه حجاب در متون دینی تنها محدود به ظاهر نیست؛ بلکه نگاهی است برای حفظ حرمت، کنترل هیجانات بی موقع و جلوگیری از تبدیل شدن خیابان به محل انتخاب های عجولانه. وقتی متون دینی، سخنان رهبران دینی و حتی منابع ادیان دیگر درباره پوشش و مرزهای رفتاری سخن گفته اند، هدف ایجاد دیوار میان انسان ها نبوده، بلکه سامان دادن به روابط و هدایت آن به مسیر درست بوده است.
بررسی نمونه ها نشان می دهد که هرجا شناخت عمیق، گفت وگو با خانواده، توجه به معیارهای شخصیتی و دینی و در نظر گرفتن آینده در تصمیم گیری حضور داشته، احتمال فروپاشی کمتر شده است. اما جایی که همه چیز بر اساس نگاه های گذرا و جاذبه های لحظه ای بنا شده، مسیر به سمت اختلاف، ناامیدی و پشیمانی رفته است. ازدواج، صرفاً آغاز یک مراسم نیست؛ نقطه ای است که می تواند مسیر زندگی را برای سال ها شکل بدهد. بی توجهی به این حقیقت، هزینه ای دارد که نه تنها بر دو نفر، بلکه بر خانواده ها و نسل بعد اثر می گذارد.
فهرست مطالب
نتیجه ازدواج های خیابانی ۱
عامل فساد و نظم ، سقط جنین و سایر گناهان ۲
افزایش آمار طلاق و فروپاشی کانون خانواده ۲
فلسفه حجاب در قرآن کریم ۴
معنای حجاب در کلام رهبر ۴
حجاب دختران در چه سالی لازم است ۵
حجاب ازنظر روانی ۶
حجاب ازنظر معنوی ۷
حجاب از نظر سیاسی ۸
حجاب در تورات ۸
حجاب در انجیل ۹
وظیفه زنان از نظر انجیل ۹
حجاب در شریعت زرتشت ۱۰
منابه و ماخذ ۱۱