پروپوزال بررسی نقش اجرای مالیات بر ارزش افزوده در شفاف سازی نظام مالیاتی

31 بازدید

اجرای مالیات بر ارزش افزوده و شفافیت نظام مالیاتی

مقدمه:
نظام مالیاتی در ساختار اقتصادی معاصر به عنوان یکی از ارکان بنیادین تنظیم روابط مالی دولت و جامعه شناخته می شود و جایگاهی فراتر از یک سازوکار صرفاً درآمدی دارد. تحول در شیوه های تأمین منابع عمومی، به ویژه در اقتصادهایی که با نوسانات درآمدهای نفتی یا محدودیت های مالی روبه رو هستند، موجب شده است مالیات به مهم ترین ابزار پایداری مالی دولت تبدیل شود. در چنین شرایطی، کیفیت طراحی و اجرای سیاست های مالیاتی نه تنها بر میزان درآمدهای عمومی اثر می گذارد، بلکه بر عدالت اجتماعی، کارایی اقتصادی و میزان شفافیت در تعاملات مالی نیز تأثیر مستقیم بر جای می گذارد. همزمان با گسترش فعالیت های اقتصادی و پیچیده تر شدن مبادلات تجاری، ضرورت استقرار نظام هایی که بتوانند جریان واقعی ارزش را در زنجیره تولید و توزیع آشکار سازند بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.

مالیات بر ارزش افزوده به عنوان یکی از مهم ترین پایه های مالیاتی در اقتصادهای امروز، با تکیه بر اخذ مالیات از ارزش ایجادشده در هر مرحله از فرایند تولید و مبادله، ساختاری متفاوت از مالیات های سنتی ارائه می دهد. این سازوکار با اتکا به ثبت مستمر معاملات و الزام به صدور صورت حساب، امکان ردیابی گردش کالا و خدمات را فراهم می سازد و بدین ترتیب بستر مناسبی برای کاهش ابهام در فعالیت های اقتصادی ایجاد می کند. در بسیاری از کشورها، استقرار این نظام مالیاتی با افزایش سهم درآمدهای پایدار دولت، کاهش فرار مالیاتی و محدود شدن دامنه اقتصاد غیررسمی همراه بوده است. چنین کارکردی نشان می دهد که مالیات بر ارزش افزوده صرفاً یک ابزار تأمین مالی نیست، بلکه بخشی از معماری شفافیت اقتصادی محسوب می شود که می تواند نظم اطلاعاتی در مبادلات را تقویت کند.

در اقتصاد ایران، چالش های تاریخی نظام مالیاتی از جمله دشواری شناسایی مؤدیان، گستردگی فعالیت های ثبت نشده، ضعف در نظام اطلاعات مالی و وابستگی طولانی مدت به درآمدهای نفتی، اهمیت اصلاحات ساختاری را دوچندان کرده است. اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده در چنین بستری، تلاشی در جهت بازآرایی رابطه دولت با فعالیت های اقتصادی و حرکت به سوی نظامی مبتنی بر شفافیت و پاسخگویی به شمار می آید. با این حال، تجربه سال های گذشته نشان می دهد که تحقق کامل اهداف پیش بینی شده نیازمند توجه همزمان به ابعاد قانونی، اجرایی و نهادی است؛ زیرا هرگونه کاستی در مراحل شناسایی، تشخیص، رسیدگی و وصول مالیات می تواند کارکرد شفاف ساز این نظام را تضعیف کند. از سوی دیگر، واکنش های اجتماعی و اقتصادی نسبت به اجرای این پایه مالیاتی، بیانگر پیوند عمیق میان سیاست مالیاتی و ساختارهای فرهنگی و نهادی جامعه است.

شفاف سازی در نظام مالیاتی مفهومی چندبعدی است که از تدوین قوانین روشن آغاز می شود و تا کیفیت اجرا، دسترسی به اطلاعات، انسجام رویه های نظارتی و اعتماد فعالان اقتصادی امتداد می یابد. مالیات بر ارزش افزوده به دلیل ماهیت زنجیره ای و اتکای آن به مستندسازی مبادلات، ظرفیت آن را دارد که این ابعاد را در چارچوبی منسجم به یکدیگر پیوند دهد. ثبت جریان واقعی ارزش افزوده، امکان مقایسه داده های معاملاتی و کاهش فاصله میان فعالیت رسمی و غیررسمی، همگی از مؤلفه هایی هستند که می توانند تصویر دقیق تری از اقتصاد ارائه دهند. در نتیجه، میزان موفقیت این نظام نه تنها به نرخ ها و مقررات وابسته است، بلکه به کارآمدی زیرساخت های اطلاعاتی، هماهنگی نهادی و ثبات سیاستگذاری نیز گره خورده است.

طرح مسئله شفافیت مالیاتی در پیوند با اجرای مالیات بر ارزش افزوده، ناظر بر این واقعیت است که کارایی هر نظام مالیاتی در گرو توانایی آن در آشکارسازی پایه های واقعی درآمدی و کاهش زمینه های پنهان کاری اقتصادی است. بررسی چگونگی اثرگذاری این پایه مالیاتی بر فرآیندهای مختلف نظام مالیاتی، از مرحله شناسایی مؤدیان تا وصول نهایی، چشم اندازی روشن تر از ظرفیت های موجود و موانع نهادی ترسیم می کند. چنین رویکردی در بستر تحولات اقتصادی و الزامات حکمرانی مالی، اهمیت ویژه ای می یابد؛ زیرا شفافیت نه تنها شرط پایداری درآمدهای عمومی، بلکه مؤلفه ای اساسی در شکل گیری نظم اقتصادی مبتنی بر قانون به شمار می رود.

قیمت محصول
48,500 62,987 تومان
23% تخفیف
تعداد صفحات
21
فرمت فایل
WORD
تضمین بازگشت وجه در صورت عدم رضایت