
مقدمه:
خانواده به عنوان کوچک ترین و در عین حال بنیادین ترین نهاد اجتماعی، نقش تعیین کننده ای در شکل دهی به فرد و جامعه ایفا می کند. استحکام این نهاد به مجموعه ای از اصول اخلاقی، فرهنگی، دینی و اجتماعی وابسته است که عدم رعایت هر یک از آن ها می تواند زمینه ساز تزلزل و فروپاشی خانواده باشد. عوامل تضعیف کننده خانواده، چه در سطح فردی و روانی و چه در سطح اجتماعی و اقتصادی، ماهیتی پیچیده و چندبعدی دارند و اغلب در تعامل با یکدیگر اثر مخرب خود را تقویت می کنند. ضعف در روابط همسران، ناسازگاری در نقش های خانوادگی، و ناکامی در برآوردن نیازهای عاطفی و روانی اعضای خانواده، همه جزو عواملی هستند که به کاهش انسجام و ثبات خانواده می انجامند.
یکی از مهم ترین عوامل تزلزل خانواده، عدم شناخت و آگاهی طرفین از اصول زندگی مشترک است. بسیاری از اختلافات و تنش های خانوادگی ریشه در ناآگاهی نسبت به وظایف و مسئولیت های هر یک از اعضا دارد. تفاوت در انتظارات، برداشت های متفاوت از حقوق و تکالیف و نبود درک متقابل، زمینه ساز اختلافات طولانی مدت می شود. علاوه بر آن، سست شدن باورهای مذهبی و اخلاقی، که بسیاری از قواعد و ارزش های پایدار خانواده را شکل می دهند، یکی دیگر از عوامل مهم است. کاهش پایبندی به ارزش ها و آموزه های اخلاقی، باعث می شود تصمیم گیری ها و رفتارهای اعضای خانواده بر اساس منافع کوتاه مدت یا هوس های فردی شکل گیرد و انسجام خانواده آسیب ببیند.
صداقت و وفاداری نیز نقش مهمی در حفظ ثبات خانواده دارند. عدم صداقت و فریبکاری میان همسران، بی توجهی به نیازهای همسر و فرزندان، و دخالت های نابجای اطرافیان، به تدریج پایه های اعتماد و احترام متقابل را تخریب می کنند. مسائل اقتصادی و مالی، به ویژه فشارهای ناشی از کمبود درآمد، بدهی ها و سبک زندگی مصرف گرا، توان مقابله خانواده با بحران ها را کاهش می دهند و در مواردی به شکل گیری تنش های شدید و مداوم منجر می شوند. بی بندوباری، چشم و هم چشمی، و تجمل گرایی نیز عواملی هستند که تمرکز خانواده را از اهداف اصلی و تعاملات سازنده دور کرده و باعث شکل گیری رقابت ها و کینه ها در درون خانواده می شوند.
از دیگر عوامل مهم می توان به هوس رانی، چندهمسری و سوء تفاهم های مداوم اشاره کرد. ناتوانی در ارتباط مؤثر و سوء برداشت از رفتارها و گفتارهای طرف مقابل، موجب افزایش فاصله عاطفی و کاهش همبستگی در خانواده می شود. سلطه گری یکی از زوجین، بی نظمی و بی مسئولیتی در حضور در خانه، و بی توجهی به امور خانه و خانواده، همگی به اختلال در نظم و ساختار خانواده می انجامند و توان مقابله با چالش های زندگی را کاهش می دهند. ناباروری و نازایی، ناتوانی های جنسی و نارضایتی های مرتبط با این موضوعات، فشار روانی قابل توجهی بر خانواده وارد می کنند و در برخی موارد، زمینه ساز گسست های عاطفی می شوند.
خشونت، چه به صورت فیزیکی و چه روانی، یکی دیگر از عوامل تخریب بنیان خانواده است که در تعامل با دیگر عوامل، اثر مخرب خود را افزایش می دهد. طلاق و اختلافات مرتبط با آن نیز محصول مجموعه ای از مشکلات و عدم تعادل ها در خانواده هستند. به طور کلی، عوامل تزلزل خانواده تنها محدود به یک حوزه خاص نیستند، بلکه مجموعه ای از ضعف های فردی، اجتماعی، اقتصادی و روانی را شامل می شوند که در کنار یکدیگر، زمینه های فروپاشی خانواده را فراهم می کنند.
فهرست مطالب:
مقدمه
عوامل گسست و فروپاشی خانواده
۱-عدم شناخت و آگاهی از اصول زندگی مشترک
۲- سست شدن باورهای مذهبی
۳- عدم صداقت و فریبکاری
۴- بی توجهی به نیازهای همسروفرزندان
۵- دخالت های ناروای اطرافیان
۶- مسائل اقتصادی و مالی
۷- بی بندوباری
۸- چشم و هم چشمی
۹- انتقام گیری و بهانه جویی
۱۰- سلطه گری
۱۱- تجمل گرایی یامد گرایی
۱۲٫ هوس رانی و چند همسری
۱۳ . سوء تفاهم و سوء ارتباط
۱۴٫ انتقام گیری و بهانه جویی
۱۵٫ سلطه گری شوهر یا زن
۱۶٫ بی نظمی و بی مسئولیتی در آمدن به خانه
۱۷٫ بی توجهی به امور خانه و خانواده
۱۸٫ ناباروری و نازایی
۱۹٫ ناتوانی های جنسی
علل و عوامل خشونت در خانواده
طلاق و مباحث پیرامون آن