
مقدمه:
حتی پیش از آنکه شهرهای ایرانی شکل امروزی به خود بگیرند، «بازار» در مرکز روایت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حضور داشته است. واژه ای که از دل زبان های کهن ایرانی برآمده و در گذر زمان به زبان های عربی، ترکی، عثمانی و حتی اروپایی راه یافته، تنها به معنای محل خرید و فروش کالا نیست؛ بلکه نشانه ای از جریان های دادوستد، قدرت، اعتبار و روابط انسانی به شمار می آید. در فارسی میانه صورت هایی مانند «وازار»، «وازارگ» و «وازارگان» دیده می شود و همین استمرار واژگانی، عمق تاریخی بازاری را نشان می دهد که در شهرهای ایرانی، نه فقط به عنوان یک فضای اقتصادی، بلکه به عنوان ساختاری شکل دهنده به زندگی شهری مطرح بوده است.
در متون کلاسیک و لغوی، روایت های گوناگونی درباره ریشه این واژه دیده می شود. دهخدا آن را برگرفته از پهلوی «واکار» می داند و برخی منابع مسیر انتقال آن به زبان های اروپایی را از طریق پرتغالی ها ثبت کرده اند. با این حال، در زبان فارسی، بازار به صورت اسم مکان، جایگاهی برای عرضه و تبادل محسوب می شود؛ فضایی که در گذشته می توانست موقت، فصلی یا سیار باشد و بعدها به صورت دائمی و سازمان یافته در دل شهر مستقر شود. در ادبیات، تعبیر بازار هم زمان معنای ازدحام، اهمیت و اعتبار را در بر می گیرد و به موقعیت اشخاص، دادوستدهای بزرگ و حتی جنب و جوش اجتماعی اشاره دارد.
با گسترش شهرنشینی در دوران اسلامی، سیمای بازار دگرگون شد. در شهرهای نوپدید مانند کوفه و بصره، ابتدا فضاهای باز برای گستردن بساط در نظر گرفته می شد؛ جای ثابتی وجود نداشت و روزانه با آمدوشد کسبه شکل می گرفت. با رشد تدریجی شهر، دکان ها ساخته شد، راسته ها شکل گرفت و نظم مکانی اصناف به تدریج تثبیت شد. از اواخر قرن نخست هجری، شواهد تاریخی از وجود بازارهای دائمی حکایت دارد؛ جایی که هر صنف در راسته ای مستقل مستقر بود و هر کالا جایگاه مشخصی داشت. این نظم پیشه وری، ریشه در دوره های پیش از اسلام نیز دارد و در ایران و عربستان قابل ردگیری است.
اگرچه قرن اول هجری دوره ای پرشتاب برای شکوفایی بازارهای شهری در ایران نبود، اما با ظهور حکومت های ایرانی از قرن سوم به بعد، رونق اقتصادی و عمران شهری جلوه تازه ای یافت. نام هایی مانند طاهریان، دیلمیان و سامانیان با توسعه تولید، صنایع دستی و شبکه دادوستد گره خورده است. سفرنامه ها و متون جغرافیایی قرون چهارم تا ششم، از گستره تولید و صادرات سخن می گویند؛ پارچه های کازرونی، زیلوهای تون و حضور پررنگ صرافان در بازارهای اصفهان و بصره، تصویری از گردش سرمایه، مهارت های بومی و اعتماد عمومی را ترسیم می کند. این ساختار نه فقط محور معامله، بلکه مسیر ارتباط شهر با پیرامون و حلقه ای از جریان های فرهنگی و فنی بوده است.
در قرن هفتم، با هجوم مغول، بسیاری از شهرها آسیب دیدند و ساختار اقتصادی فروکاست. اما در دوره ایلخانان، با تدابیر برخی از رجال ایرانی، دوباره طرحی تازه درانداخته شد. ربع رشیدی در نزدیکی تبریز نمونه ای از همین بازاندیشی در سازمان دهی فضاست؛ مجموعه ای شامل خانه، دکان، کاروانسرا، کارگاه و بناهای مذهبی که پیوند میان تولید، مبادله و زندگی روزمره را در قالبی منسجم نمایش می دهد. از خلال چنین نمونه هایی، بازار به عنوان فضایی پیچیده با لایه های اقتصادی، اجتماعی و معماری قابل مشاهده است؛ فضایی که راسته ها، سراها، تیمچه ها، کاروانسراها و گذرها را در شبکه ای منظم به هم پیوند می زند و محور حرکت شهر در طول تاریخ می شود.
وقتی درباره تعریف واژه بازار در ایران و کارکرد آن سخن گفته می شود، فقط به یک محل خرید و فروش اشاره نمی شود. مجموعه ای از قواعد نانوشته، سنت های صنفی، الگوهای معماری، نظم فضایی، جایگاه اجتماعی اصناف و روابط درونی شهر در کنار هم دیده می شود. این مفهوم، روایت گر ارتباط قدرت و اقتصاد، پیوند شهر با مسیرهای بازرگانی، و شکل گیری هویت های محلی در کنار راسته های تخصصی است؛ جایی که صدا، بو، حرکت و تبادل، چهره واقعی شهر را آشکار می سازد و معنا و کارکرد بازار، در دل همین جریان مداوم تعریف می شود
فهرست مطالب
فصل اول
مفهوم بازار و کارکردهای آن
تعریف واژه بازار
بازار در دوران اسلامی
نقش و کارکرد اجتماعی بازار
نحوه نام گذاری بازارها
فصل دوم
برخی از ویژگی های کارکردی
۱- انواع بازار از لحاظ کارکردی
۲- انواع بازار از لحاظ زمان تشکیل آن
فصل سوم
برخی از خصوصیات شهری
۱- سلسله مراتب مکانی بازارها در شهر
۲- موقعیت بازار دائمی و اصلی در شهر
۳- نحوه توسعه بازار اصلی در شهر
فصل چهارم
عناصر و فضاهای بازار
۱- عناصر و فضاهای شهری و ارتباطی
۲٫ عناصر و فضاهای معماری بازار
فصل پنجم
برخی از ویژگی های معماری بازار
۱- شکل بازار
۲- پوشش بازار
۳- برخی از خصوصیات راسته بازار