مقاله اصطلاحات اقتصادی از نظر اسلام

40 بازدید

اصطلاحات اقتصادی از نظر اسلام

مقدمه:
اصطلاحات اقتصادی در هر مکتب فکری، تنها مجموعه ای از واژه ها نیستند، بلکه بازتاب دهنده جهان بینی، ارزش ها و غایت هایی اند که آن مکتب برای زندگی انسان ترسیم می کند. در نگاه اسلامی، اقتصاد از اخلاق، عدالت، مسئولیت اجتماعی و رابطه انسان با خدا جدا نیست؛ از همین رو، واژه هایی که در این حوزه به کار می روند، بار معنایی صرفاً فنی یا خنثی ندارند، بلکه حامل داوری ارزشی اند. اصطلاحاتی مانند اصلاح، افساد، قسط، ظلم، انفاق، ربا، بیت المال و حق، تنها ابزار توصیف واقعیت اقتصادی نیستند، بلکه معیار سنجش مشروعیت یا عدم مشروعیت کنش های اقتصادی نیز به شمار می آیند.

واژه «اصلاح» در لغت عرب در برابر «افساد» قرار می گیرد و به معنای برپا داشتن و سامان دادن چیزی پس از تباهی آن است. فرهنگ نامه های فارسی و عربی، اصلاحات را به مجموعه تغییرهایی تعریف کرده اند که در چارچوب یک نظام تثبیت شده، برای بهبود اوضاع اجتماعی انجام می گیرد. این تعریف، در ظاهر به معنای تغییر تدریجی و غیر انقلابی اشاره دارد، اما در متون اسلامی، اصلاح مفهومی عمیق تر می یابد؛ مفهومی که به پیوند میان شریعت، اخلاق و ساختار اجتماعی اشاره می کند و تنها به بهبود ظاهری مناسبات محدود نمی شود.

در قرآن کریم، واژه های اصلاح و افساد و مشتقات آنها بارها به کار رفته است. این تکرار، نشان می دهد که از دیدگاه وحی، حیات اجتماعی انسان همواره در معرض دو مسیر متضاد قرار دارد: مسیر اصلاح و مسیر افساد. اصلاح در اصطلاح قرآنی، کوششی است برای تحقق آموزه های الهی در عرصه زندگی اجتماعی. مصلح کسی است که در جهت اقامه شریعت و برپایی حق حرکت می کند و مفسد کسی است که مانع تحقق آن می شود. از همین رو، پیامبران در قرآن به عنوان مصلح معرفی شده اند؛ زیرا رسالت آنان چیزی جز بازگرداندن جامعه به مسیر الهی نبوده است.

علامه طباطبایی در تفسیر آیه «وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا» فساد را به فساد در تشریع تفسیر می کند؛ یعنی به هم ریختن نظامی که خداوند برای اصلاح اعمال بندگان قرار داده است. از نگاه او، تشریع الهی برای آن است که اخلاق و ملکات نفوس انسان ها را سامان دهد و در نتیجه، جان انسان و ساخت اجتماعی او به صلاح برسد. بنابراین، فساد تنها تخریب ظاهری یا آشوب اجتماعی نیست، بلکه هر گونه فاصله گرفتن از نظام الهی که به تباهی اخلاق و روابط انسانی بینجامد، مصداق افساد است.

بر این اساس، وقتی در متون اسلامی از اصلاح سخن گفته می شود، مقصود تغییر در جهت اجرای احکام الهی است. بهبود، تنها در چارچوب معیارهای الهی معنا دارد و هر نظمی که از این معیارها فاصله بگیرد، هرچند در ظاهر سامان یافته باشد، در منطق قرآن فاسد به شمار می آید. این نگاه، اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی را از سطح واژه های فنی فراتر می برد و آنها را به شاخص های سنجش حق و باطل تبدیل می کند.

در کلام و سیره حضرت امیر (ع)، واژه اصلاح جایگاهی محوری دارد. او در خطبه ها و نامه های خود، هم از معنای لغوی اصلاح بهره می گیرد و هم از معنای قرآنی آن. آنجا که به نظم امور یا سامان دادن جامعه اشاره می کند، اصلاح را در معنای برپا داشتن و استوار کردن به کار می برد؛ و آنجا که سخن از عدالت، حدود الهی و سنت پیامبر است، اصلاح را در همان معنای قرآنی آن می نشاند. در بیانی مشهور، هدف خود از پذیرش حکومت را چنین توضیح می دهد که قصدی برای قدرت طلبی یا افزون خواهی دنیوی نداشته، بلکه خواسته است نشانه های دگرگون شده دین را بازگرداند، سرزمین ها را اصلاح کند و امنیت را برای ستمدیدگان برقرار سازد.

در این بیان، اصلاح به معنای عمران فیزیکی یا آبادانی صرف نیست، بلکه به معنای اصلاح نظام اجتماعی بر پایه قرآن و سنت است. امنیت مظلومان و برپایی حدود الهی، نتیجه بازگشت به شریعت معرفی می شود. بنابراین، اصطلاح «اصلاح» در اینجا مستقیماً با عدالت، اجرای احکام الهی و سامان اخلاقی جامعه پیوند می خورد. همین پیوند است که اصطلاحات اقتصادی و اجتماعی در اسلام را از معادل های صرفاً دنیوی یا عرفی شان متمایز می کند.

اقتصاد در منطق اسلامی، عرصه ای مستقل از ارزش های اخلاقی و دینی نیست. مفاهیمی چون بیت المال، انفاق، زکات، ربا، احتکار و عدالت اقتصادی، هم زمان دو بعد دارند: یک بعد فنی و کارکردی در تنظیم روابط مالی، و یک بعد ارزشی در نسبت شان با حق، ظلم، تقوا و فساد. واژه بیت المال تنها به معنای خزانه عمومی نیست، بلکه نماد امانتی است که در اختیار حاکم قرار گرفته و هرگونه تصرف ناعادلانه در آن، از مصادیق افساد به شمار می رود. انفاق تنها انتقال مال نیست، بلکه نشانه ای از پاکی نیت و سلامت رابطه انسان با مال است.

در نگاه علوی، انحراف اقتصادی ریشه در انحراف فکری و اخلاقی دارد. وقتی بینش ها دگرگون شود، جامعه به دو طبقه فقیر و ثروتمند افراطی تقسیم می شود، تقوا در داد و ستد از میان می رود و مناسبات مالی به ابزار سلطه تبدیل می شود. از همین رو، اصلاح اقتصادی در این منطق، تنها به تغییر شیوه توزیع یا مدیریت منابع محدود نمی شود، بلکه به اصلاح اندیشه، اخلاق و رفتار حاکمان و مردم پیوند می خورد. عزل کارگزاران ناصالح، نظارت بر عمال، بازگرداندن اموال غصب شده و تقسیم عادلانه بیت المال، جلوه هایی از همین معناست.

اصطلاحات اقتصادی در اسلام، زبان توصیف واقعیت موجود نیستند، بلکه زبان داوری درباره آن اند. هر واژه، حامل معیاری است که با آن می توان وضع موجود را سنجید و درباره درستی یا نادرستی آن حکم داد. اصلاح و افساد، عدالت و ظلم، حق و باطل، تنها مفاهیم نظری نیستند، بلکه معیارهایی هستند که به وسیله آنها می توان رفتار اقتصادی افراد و حکومت ها را ارزیابی کرد و نسبت آنها را با شریعت و اخلاق سنجید.

فهرست مطالب
واژه اصلاحات
واژه اصلاحات اقتصادی
انحراف ها و عرصه های اصلاحات اقتصادی امام علی ‍(ع)
انحراف در بینش ها
تقسیم شدن جامعه به دو طبقه فقیر و ثروتمند
عدم رعایت تقوا در داد و ستدها و معاملات
اصلاحات علوی
موعظه و برحذر داشتن مردم از خلاف
ارائه الگوی عملی به مردم
انحراف در رفتار خلفا و کارگزاران
الف. حکومت دنیا پرستان و توزیع ناعادلانه مناصب
اصلاحات علوی
عزل کارگزاران ناصالح و انتخاب عمال صالح
مراقبت از کارگزاران و تنبیه خطاکار
استردادبیت المال
تقسیم بیت المال به طور مساوی
موانع اصلاحات علوی
اصلاحات علوی با دو مانع بزرگ روبه رو بود
نتیجه گیری
مراجع

قیمت محصول
48,000 62,338 تومان
23% تخفیف
تعداد صفحات
42
فرمت فایل
WORD
تضمین بازگشت وجه در صورت عدم رضایت