
مقدمه:
هر مکتب تربیتی بر پایه نگاهی خاص به هستی و انسان شکل می گیرد. تفاوت میان مکاتب تربیتی، پیش از آنکه در روش ها و برنامه ها دیده شود، در نوع تلقی آنها از انسان، جایگاه او در عالم و نسبت او با حقیقت ریشه دارد. اگر انسان موجودی صرفا زیستی و اجتماعی تلقی شود، تربیت نیز به تنظیم رفتار و سازگاری با محیط محدود می گردد؛ اما اگر انسان موجودی چندبعدی با ساحت های عقلانی، اخلاقی، معنوی و الهی دانسته شود، تربیت معنایی بسیار عمیق تر پیدا می کند. از همین جاست که شناخت هر مکتب تربیتی بدون بررسی مبانی انسان شناختی و هستی شناختی آن، به تصویری سطحی و ناقص می انجامد.
در سنت اندیشه اسلامی، بحث از تربیت همواره در پیوند با تصویر خاصی از انسان و جهان مطرح بوده است. قرآن، انسان را موجودی مختار، مسئول، دارای فطرت الهی و برخوردار از قابلیت تعالی معرفی می کند. این تصویر، بنیانی برای نوعی تربیت فراهم می آورد که هدف آن صرفا انتقال دانش یا شکل دهی رفتارهای اجتماعی نیست، بلکه حرکت دادن انسان به سوی کمال وجودی است. عالمان مسلمان، با وجود تفاوت های فکری میان خود، در همین چارچوب کلی می اندیشیدند؛ یعنی تلاش می کردند نظام فکری شان با وحی و متون دینی ناسازگار نباشد. البته این هماهنگی به معنای یگانگی کامل دیدگاه ها نبود. تفاوت میان فیلسوف، متکلم و عارف در تفسیر هستی و انسان، تفاوتی عمیق و گاه بنیادین است.
در این میان، اندیشه امام خمینی (ره) در بستری شکل گرفت که هم فلسفه اسلامی، هم عرفان، هم فقه و هم اخلاق در آن حضور فعال داشتند. او نه تنها یک فقیه یا عارف یا فیلسوف به معنای محدود این واژه ها نبود، بلکه نظام فکری او حاصل پیوند این حوزه ها با یکدیگر بود. همین ویژگی سبب می شود که نگاه تربیتی او نیز صورتی چندلایه و عمیق داشته باشد. تربیت در این نگاه، نه امری صرفا اخلاقی است و نه فقط آموزشی؛ بلکه فرآیندی است که تمام ابعاد وجود انسان را در بر می گیرد.
در اندیشه امام خمینی (ره)، انسان موجودی است که از یک سو به عالم طبیعت تعلق دارد و از سوی دیگر ریشه در عالم معنا دارد. این دوگانگی ظاهری، اگر به درستی فهم نشود، به تعارض میان دنیا و آخرت، جسم و روح، یا عقل و ایمان می انجامد. اما در نگاه او، این ساحت ها در تقابل ذاتی با یکدیگر نیستند، بلکه می توانند در مسیر واحدی قرار گیرند. تربیت نیز دقیقا در همین نقطه معنا پیدا می کند: سامان دادن به این ابعاد مختلف به گونه ای که انسان بتواند به وحدت درونی برسد.
مفهوم فطرت در مکتب تربیتی امام خمینی (ره) جایگاهی محوری دارد. فطرت به معنای گرایش درونی انسان به حقیقت، خیر و کمال است. این گرایش نه اکتسابی است و نه محصول آموزش، بلکه بخشی از سرشت انسان است. با این حال، فطرت به خودی خود شکوفا نمی شود. عوامل بیرونی، محیط اجتماعی، ساختار قدرت، فرهنگ و حتی نوع آموزش، می توانند این گرایش را تقویت یا تضعیف کنند. از همین رو، تربیت به معنای ایجاد چیزی تازه در انسان نیست، بلکه به معنای فراهم کردن زمینه بروز و شکوفایی آن چیزی است که از آغاز در او نهاده شده است.
در نگاه امام خمینی (ره)، آزادی نیز مفهومی تربیتی دارد. آزادی صرفا به معنای نبود مانع بیرونی نیست، بلکه حالتی درونی است که انسان را از اسارت هواهای نفسانی، ترس ها و وابستگی های تحقیرآمیز رها می سازد. انسانی که اسیر شهوت، قدرت طلبی یا تقلید کورکورانه است، حتی اگر در ظاهر آزاد باشد، در حقیقت برده است. بنابراین تربیت، بدون توجه به آزادی درونی، به نتیجه ای عمیق نمی رسد. آزادی در این معنا، پیوندی مستقیم با خودسازی، آگاهی و مسئولیت دارد.
رابطه انسان با خدا، با دیگران، با طبیعت و با خویشتن، در این مکتب به صورت شبکه ای درهم تنیده دیده می شود. هیچ یک از این روابط مستقل از دیگری معنا ندارد. انسانی که نسبت به خود بی توجه است، نمی تواند رابطه سالمی با دیگران یا با خدا داشته باشد. انسانی که طبیعت را فقط به عنوان ابزار بهره برداری می بیند، در نهایت به تخریب هم زمان جهان بیرون و جهان درون می انجامد. تربیت، در این چارچوب، فرآیندی است که این روابط را به تعادل می رساند.
در آثار و سخنان امام خمینی (ره)، توصیه های اخلاقی، سیاسی و اجتماعی به صورت جدا از هم مطرح نمی شوند. اخلاق از سیاست جدا نیست و سیاست بدون اخلاق بی معناست. تربیت نیز در چنین فضایی، محدود به کلاس و مدرسه یا نصیحت فردی نیست، بلکه با تمام عرصه های زندگی گره خورده است. از نگاه او، جامعه ای که ساختارهایش بر ظلم، دروغ یا تحقیر انسان بنا شده باشد، حتی اگر ظاهر دینی داشته باشد، نمی تواند انسان های متعالی پرورش دهد. به همین دلیل، مکتب تربیتی او فقط به فرد نمی پردازد، بلکه نگاهش به ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز معطوف است.
فهرست مطالب
مکتب تربیتی امام خمینی (ره)
مقدمه
انسان
ویژگی های انسان
فطرت
کلیاتی درباره دیدگاه های سیاسی و اجتماعی امام (ره):
آزادی
آزادی انسان در رابطه با خود
آزادی در رابطه با دیگران
آزادی در رابطه با طبیعت
آزادی در رابطه با خدا
رابطه معرفتی:
رابطه عملی:
«اهداف تعالیم و تربیت»
ویژگی های هدف غایی:
هدف غایی:
اهداف واسطی:
اهداف شناختی:
اهداف فرهنگی
اهداف سیاسی
«اصول تعلیم و تربیت»
اصل اولویت سنین کودکی و جوانی
«روشهای تعلیم و تربیت»
روش انعطاف :
روش محبت و امید :
روش نفی عادات ذهنی و عملی:
روش تحول محتوی :
منابع و مآخذ