
مقدمه:
بورس اوراق بهادار، به عنوان یک بازار منظم و قانونمند، بستری است که جریان سرمایه و سرمایه گذاری را در ساختاری شفاف و پایدار سامان می دهد. این بازار، برخلاف معاملات غیررسمی یا پراکنده، تحت مجموعه قوانین و مقرراتی تعریف شده عمل می کند که چارچوب فعالیت کارگزاران، شرکت ها و سرمایه گذاران را مشخص می سازد. هر معامله، هر نقل و انتقال اوراق بهادار و هر ثبت قیمت و تعداد، در بستری انجام می شود که قانونگذار با پیش بینی دقیق ارکان، حدود و اختیارات هر بخش، از شورای بورس تا هیات پذیرش اوراق و سازمان کارگزاران، امکان تداوم و ثبات عملکرد بازار را فراهم آورده است. اهمیت این قوانین نه تنها در نظم دادن به فعالیت های اقتصادی است، بلکه در شکل دهی اعتماد عمومی و امنیت حقوقی در معاملات نیز نمایان می شود.
اصول اساسی بورس اوراق بهادار بر پایه تعریف دقیق مفاهیم شکل گرفته است. اوراق بهادار شامل سهام شرکت ها، اوراق مشارکت، واریزنامه های صادراتی و اوراق قرضه است که قابلیت معامله و نقل و انتقال داشته باشند. این طبقه بندی مشخص، مرزهای فعالیت بازار را روشن کرده و از ورود ابزارهای نامتعارف جلوگیری می کند. کارگزاران بورس، به عنوان واسطه های اصلی بازار، تنها کسانی هستند که اجازه انجام معاملات رسمی را دارند و هر معامله بدون حضور آنها فاقد اعتبار قانونی خواهد بود. فهرست نرخ ها نیز به عنوان سندی رسمی، قیمت و حجم اوراق معامله شده را اعلام می کند و شفافیت بازار را تضمین می نماید. چنین سازوکارهایی نشان می دهد که بورس فراتر از محلی برای خرید و فروش، به نهادی تبدیل شده که قواعد اقتصادی، مالی و حقوقی را در هم تنیده و روندهای بازار را قابل رصد و پایش می سازد.
از سوی دیگر، ساختار ارکان بورس نیز جایگاه ویژه ای در کارکرد این بازار دارد. شورای بورس، هیات پذیرش اوراق، سازمان کارگزاران و هیات داوری، مجموعه ای منسجم از نهادها را شکل می دهند که هماهنگی بین سیاست گذاری، نظارت و اجرای معاملات را تضمین می کنند. شورای بورس با ترکیبی از نمایندگان بانک مرکزی، وزارت اقتصاد، خزانه داری، اتاق های بازرگانی و صنایع و شخصیت های اقتصادی مستقل، مدیریت کلان بازار را برعهده دارد و با تصمیمات خود جهت گیری بازار را مشخص می سازد. هیات پذیرش اوراق، نقش معیارسنجی و تعیین صلاحیت شرکت ها و ابزارهای مالی را برعهده دارد و سازمان کارگزاران، قوانین اجرایی معاملات را پیاده می کند. این تقسیم وظایف، نظام مندی بورس را تقویت کرده و از اختلال در جریان معاملات جلوگیری می کند.
قوانین و مقررات بورس تنها محدود به تعریف ارکان و اوراق نیست، بلکه جزئیات اجرایی و آیین نامه ها نیز اهمیت بالایی دارند. نحوه پذیرش شرکت ها، الزامات شفافیت اطلاعاتی، استانداردهای گزارشگری مالی و قواعد معاملات اوراق، همگی بخش هایی از چارچوب قانونی بازار هستند که فعالیت روزمره کارگزاران و شرکت ها را تنظیم می کنند. تعیین حد نصاب های قانونی، شرایط عضویت و رای گیری در ارکان تصمیم گیری، و سازوکارهای رسیدگی به تخلفات، همگی در جهت ایجاد محیطی قانونمند و قابل پیش بینی طراحی شده اند. این قوانین، انعطاف پذیری لازم برای مواجهه با تغییرات اقتصادی را فراهم آورده و در عین حال، شفافیت و عدالت را در بازار ارتقا می دهد.