
مقدمه:
مفهوم توسعه از جمله مفاهیمی است که پس از جنگ جهانی دوم به صورت فراگیر وارد ادبیات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جهان شد و به تدریج به یکی از محوری ترین موضوعات نظریه پردازی در قرن بیستم بدل گشت. واژه توسعه در معنای لغوی به معنای پیشرفت و خروج از لفاف تعبیر شده است؛ تعبیری که در سطح اجتماعی و اقتصادی بیانگر گذار از ساختارهای سنتی به ساختارهای صنعتی و مدرن است. این گذار صرفاً جابه جایی در شیوه تولید یا افزایش حجم کالاها نیست، بلکه دگرگونی در شیوه اندیشیدن، سازمان دهی نهادها، روابط اجتماعی و نحوه توزیع منابع را نیز در بر می گیرد. از همین رو، توسعه اقتصادی در ادبیات علمی به عنوان فرایندی چند بعدی شناخته می شود که ابعاد ارزشی، نهادی، فرهنگی و ساختاری را به طور همزمان در خود جای داده است.
در بررسی اهداف توسعه، دیدگاه های متعددی مطرح شده است. مایکل تودارو توسعه را فرایندی چند بعدی می داند که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی مردم، نهادهای مالی و کاهش نابرابری ها و ریشه کن کردن فقر مطلق است. در نگاه او، توسعه اقتصادی تنها افزایش تولید نیست، بلکه بازآرایی بنیادین نظام اجتماعی و اقتصادی به شمار می رود. دادلی سیرز نیز توسعه را جریانی می داند که کل نظام اقتصادی و اجتماعی، عادات و باورهای مردم را در بر می گیرد و آن را به سوی جهت گیری های تازه سوق می دهد. در همین چارچوب، گونار میردال توسعه را فرآیند رهایی از توسعه نیافتگی و گسستن از چرخه فقر می داند؛ فرآیندی که با برنامه ریزی منسجم و اصلاح ساختارها معنا پیدا می کند.
توسعه اقتصادی در کنار ابعاد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تعریف می شود. توسعه اجتماعی به اشکال متنوع کنش متقابل در یک جامعه اشاره دارد که همزمان با تحول تمدنی شکل می گیرد و حوزه ای گسترده تر از صرف اقتصاد را در بر می گیرد. توسعه فرهنگی بر نیازهای غیر مادی، نظام ارزشی، نگرش ها و الگوهای رفتاری تمرکز دارد و دگرگونی در سطوح ادراکی و گرایشی انسان ها را مد نظر قرار می دهد. توسعه سیاسی نیز با افزایش کارایی حکومت ها، گسترش مشارکت عمومی و تقویت جامعه مدنی پیوند خورده است. در این میان، توسعه انسانی با شاخص هایی چون طول عمر، سطح دانش و سطح معاش آبرومند سنجیده می شود و بر کیفیت زندگی افراد جامعه تاکید دارد.
تمایز میان رشد اقتصادی و توسعه اقتصادی یکی از مباحث بنیادین در این حوزه است. رشد اقتصادی جنبه کمی دارد و به افزایش تولید خالص ملی در یک دوره زمانی مشخص اشاره می کند. تولید ناخالص ملی که معادل درآمد ملی در نظر گرفته می شود، شاخصی رایج برای اندازه گیری رشد است؛ با این حال، این معیار کاستی هایی دارد، از جمله نادیده گرفتن توزیع درآمد، اثر رشد جمعیت و هزینه های جانبی ناشی از صنعتی شدن مانند آلودگی محیط زیست. در مقابل، توسعه اقتصادی مفهومی کیفی تر است و بر افزایش مستمر ظرفیت تولید بر پایه فناوری درون زا، بهبود ساختار نهادی و ایجاد نظامی هماهنگ از سیاست های اقتصادی و اجتماعی تاکید دارد.
ویژگی های توسعه اقتصادی شامل تدریجی بودن، استمرار، خود اتکایی و خود کفایی است. این ویژگی ها نشان می دهد که توسعه فرآیندی مقطعی یا تصادفی نیست، بلکه بر پایه انباشت دانش، سرمایه و تجربه شکل می گیرد. در برابر آن، توسعه نیافتگی با عواملی چون کمبود سرمایه، ضعف مدیریت، نبود نیروی انسانی ماهر، دوگانگی اقتصادی و فرهنگی و وابستگی ساختاری شناخته می شود. برخی نظریه پردازان از جمله آندره گوندر فرانک ریشه توسعه نیافتگی را در ساختار روابط جهانی و وابستگی تاریخی کشورها به اقتصادهای مسلط جستجو کرده اند.
جریان تاریخی فرآیند توسعه اقتصادی در جهان نیز از منظرهای گوناگون تحلیل شده است. بر اساس یک دیدگاه، از قرن شانزدهم میلادی سه مرحله اساسی در شکل گیری شکاف میان کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته نقش داشته است: تجمع اولیه سرمایه، صدور کالا و صدور سرمایه. در مرحله نخست، انباشت سرمایه در کشورهای استعمارگر اروپایی زمینه ساز تحول صنعتی شد؛ تحولی که با وقوع انقلاب صنعتی در انگلستان شتاب گرفت و ساختار تولید جهانی را دگرگون ساخت. در مراحل بعدی، گسترش بازارهای خارجی و انتقال سرمایه به مستعمرات، الگوی تازه ای از وابستگی اقتصادی را پدید آورد که پیامدهای آن در ساختار اقتصاد جهانی همچنان قابل مشاهده است.
فهرست مطالب:
مقدمه
معنای توسعه
– فصل اول (تعاریف)
نظرات مختلف اهداف توسعه
انواع توسعه
ویژگی های مهم توسعه اقتصادی
جریان تاریخی فرآیند توسعه
روشهای دستیابی به توسعه اقتصادی
رسیدن به رشد اقتصادی
آموزش وپرورش ونقش آن در توسعه اقتصادی
برنامه ریزی و نقش آن در توسعه اقتصاد
شرایط لازم برای کسب موفقیت برنامه ریزی اقتصادی
انواع برنامه ریزی اقتصادی
سیاست های متعدد پولی و مالی
تکنولوژی توسعه اقتصاد
مراحل فرآیند نوآوری
– فصل دوم(عوامل ناکامی برنامه ریزی اقتصادی در ایران)
مقدمه
تفسیررفتار دولت
توسعه اقتصادی در روستاهای آمریکا
چالشهای توسعه اقتصادی
تاکید بریک صنعت یا کسب وکار خاص
امکان ریسک کمتردر روستاها نسبت به شهرها
کمبود سازمان های حمایت کننده
سیاست واستراژی های توسعه اقتصادی روستاها
توسعه بخشهای غیر کشاورزی
تاکید بر جذب وتوسعه فناوریهای جدید
آموزش وتربیت نیروی انسانی ماهر وکارآمد
-فصل سوم(استراتژی های مختلف توسعه اقتصادی)
استراتژی پولی
استراتژی اقتصاد باز
استراتژی صنعتی شدن
استراتژی انقلاب سبز
استراتژی توزیع مجدد
استراتژی سوسیالیستی توسعه