
مقدمه:
آفت سن گندم، با نام علمی Eurygaster integriceps، یکی از مهم ترین تهدیدات برای تولید گندم در ایران به شمار می رود و از دهه ها پیش مورد توجه سازمان های کشاورزی و حفاظت نباتات قرار گرفته است. از زمان تاسیس سازمان حفظ نباتات در سال ۱۳۴۶، این آفت به عنوان آفتی عمومی معرفی شد و مبارزه با آن بر عهده دولت قرار گرفت. اهمیت این آفت نه تنها به دلیل خسارت مستقیم به محصول بلکه به علت تاثیر آن بر مصرف گسترده سموم شیمیایی و پیامدهای زیست محیطی مرتبط با آن است. در دو دهه اخیر، در متوسط سالانه بیش از یک میلیون هکتار سطح زیر کشت گندم، نزدیک به ۱۰۰۰ تا ۱۲۵۰ تن سم شیمیایی برای کنترل سن گندم مصرف شده است، آماری که نشان دهنده میزان تهدید این آفت و ضرورت مدیریت علمی آن است.
در گذشته، محدودیت امکانات و دانش کشاورزان موجب شد که توان مقابله با سن گندم به صورت فردی یا محلی محدود باشد و دولت با اجرای طرح های ملی، بخش عمده عملیات مبارزه را بر عهده داشت. با این حال، در طول زمان، افزایش آگاهی کشاورزان در زمینه عملیات زراعی، مدیریت بیماری ها و علف های هرز، اصلاح بذور و استفاده بهینه از سموم و کودها، شرایط را برای کنترل موثرتر این آفت فراهم کرد. آشنایی کشاورزان با زمان و میزان مصرف سموم، نحوه ضدعفونی بذور و روش های پیشگیرانه موجب شد تا مبارزه با سن گندم به سطحی علمی و هدفمند برسد.
از سال های ۱۳۷۸–۱۳۷۹، طرح مشارکت مردمی برای مبارزه با سن گندم اجرایی شد و این آفت از لیست آفات عمومی به فهرست آفات همگانی منتقل شد. این تغییر رویکرد، توجه به مدیریت مشارکتی و بهره گیری از توان کشاورزان در عملیات مبارزه را برجسته کرد. در چارچوب این برنامه، تدریجاً استفاده از سم پاشی هوایی کاهش یافته و نقش سم پاشی زمینی و کنترل محلی توسط کشاورزان افزایش یافت. هم زمان، استفاده از بذور اصلاح شده و ارقام مقاوم، افزایش روش های مبارزه بیولوژیکی و رعایت شیوه های بهینه کشاورزی، اثربخشی اقدامات کنترل سن گندم را ارتقا داده است.
نتایج اجرای این رویکرد مشارکتی در طول سال های اخیر نشان می دهد که تولید گندم به طور متوسط در هر هکتار به حدود ۵ تن رسیده و در برخی مناطق به ۸ تن نیز افزایش یافته است. علاوه بر بهبود عملکرد محصول، کاهش مصرف سموم شیمیایی و افزایش کنترل بیولوژیکی نقش موثری در حفظ سلامت محیط زیست ایفا کرده است. مشارکت مردم در اجرای عملیات مبارزه، با نظارت سازمان حفظ نباتات و ارائه راهنمایی های علمی، توانسته است فرآیند مدیریت آفت را به سطحی منسجم و اثربخش ارتقا دهد و به تدریج وابستگی صرف به اقدامات دولتی را کاهش دهد.
آفت سن گندم نه تنها تحت تاثیر شرایط زیست محیطی و پوشش گیاهی منطقه ای است، بلکه الگوهای مهاجرت و جمعیت آن نیز با تغییرات پوشش جنگلی و مرتعی و شرایط اقلیمی ارتباط مستقیم دارد. مناطق رویشی زاگرس به عنوان یکی از زیستگاه های اصلی این آفت، نقش مهمی در چرخه زندگی و پراکندگی جمعیت آن ایفا می کنند. تغییرات در پوشش گیاهی و وضعیت مرتع ها می تواند بر روند افزایش جمعیت سن گندم و میزان خسارت آن تاثیرگذار باشد، و در نتیجه، برنامه ریزی دقیق در زمینه مدیریت اکوسیستم های زراعی و مرتعی به منظور کاهش تهدید این آفت اهمیت فراوانی دارد.
مبارزه موثر با سن گندم نیازمند هم زمانی چندین عامل است: شناخت دقیق زیست شناسی آفت، بهره گیری از ارقام مقاوم، استفاده بهینه از روش های شیمیایی و بیولوژیکی، و مشارکت فعال کشاورزان در اجرای برنامه های کنترل. مطالعه روند مهاجرت، بررسی تغییرات جمعیت در استان ها و تحلیل تاثیر پوشش گیاهی، همگی بخشی از فرایند مدیریت یکپارچه آفت محسوب می شوند. این رویکرد، ترکیبی از روش های علمی و تجربه عملیاتی را به کار می گیرد تا بتواند میزان خسارت و مصرف سموم شیمیایی را کاهش دهد و در عین حال تولید گندم را به سطوح قابل توجهی افزایش دهد.
اجرای طرح های مشارکتی، توسعه روش های بیولوژیکی و بهبود مدیریت منابع در کنار تحلیل دقیق روند جمعیت سن گندم، چارچوبی مستحکم برای مقابله با این آفت فراهم کرده است. رویکردهای نوین در مدیریت سن گندم بر ترکیب اقدامات پیشگیرانه، کنترل مستقیم و افزایش مشارکت جامعه محلی تاکید دارند و همزمان با ارتقای سطح عملکرد زراعی، اثرات زیست محیطی ناشی از مصرف بیش از حد سموم شیمیایی را نیز کاهش می دهند.
فهرست مطالب
مقدمه : ۱
مبارزه با سن گندم ۴
عمـومی یا همگانی؟ ۴
آفت سن گندم Eurygaster integriceps : ۶
نقش پوشش جنگلی و مرتعی در اسکان و زندگی سن گندم ۸
تغـییــرات پوشش گیاهی و مرتعــی در منطقـه رویشی زاگرس و وضعـیت موجــود ۱۰
روند افزایش مهاجرت سن گندم و مقابله با آن در کشور و میزان آن در غرب کشور ۱۳
تغییرات جمعیت سن گندم در چند استان در منطقه زاگرس مرکزی ۱۶
نقش مشارکت مردمی در مبارزه با آفت سن گندم ۱۷
نتیجــه گیری : ۱۹
منابـــع : ۲۱