مقاله اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران پس از نادرشاه افشار

41 بازدید

اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران پس از نادرشاه افشار

مقدمه:
پس از مرگ نادرشاه افشار، ایران وارد دوره ای از بی ثباتی و آشفتگی سیاسی و اجتماعی شد که ریشه های آن نه تنها در ضعف ساختارهای حکومتی بلکه در بحران های اقتصادی و نظامی دوران نادرشاه ریشه داشت. نادرشاه، با وجود نبوغ نظامی و استعداد کشورگشایی بی نظیر، هیچگاه توان مدیریت پایدار کشورداری و تأسیس ساختاری مستحکم برای جانشینی نداشت. سلطنت نادرشاه که بر پایه شجاعت شخصی و اقتدار نظامی او شکل گرفته بود، با مرگ او فرو ریخت و خلاء قدرت، کشور را در معرض تلاطم های سیاسی و اجتماعی شدید قرار داد. این دوره نشان می دهد که توانایی های فردی در رزم و فتح قلمروهای گسترده، بدون پایه های مستحکم اداری و اجتماعی، نمی تواند دوام و ثبات یک امپراتوری را تضمین کند.

در نگاه به تحولات اجتماعی، مردم ایران پس از نادرشاه با عواقب فشارها و خشونت های بی سابقه ای مواجه شدند که در پنج سال آخر سلطنت نادر شدت گرفته بود. سوءاستفاده از قدرت و جمع آوری بی رویه ثروت، همراه با رفتارهای خشونت آمیز، ساختار اجتماعی را به شدت تحت تأثیر قرار داد و زمینه های نارضایتی عمومی و شورش های محلی را فراهم کرد. این شرایط باعث شد که در دوره پس از نادر، حکومت های جانشین او نه تنها نتوانند ثباتی ایجاد کنند بلکه با چالش های متعدد داخلی و خارجی دست به گریبان شوند. قدرت نظامی که در زمان نادرشاه محور اصلی سیاست و اقتدار بود، پس از او به دلیل فقدان رهبری کارآمد و برنامه ریزی استراتژیک، به ابزارهایی برای نزاع داخلی و رقابت های شخصی تبدیل شد.

از نظر سیاسی، ظهور علیشاه و تلاش او برای مشروعیت بخشی به حکومت تازه شکل گرفته نشان دهنده بحران مشروعیت در این دوره بود. علیشاه با نامگذاری خود به عنوان عادلشاه و ابراز انزجار از ظلم های نادرشاه، سعی کرد رابطه ای میان حکومت و مردم برقرار کند، اما توزیع گنجینه ها و ثروت های سرشار نادر تنها برای مدتی محدود آرامش ظاهری ایجاد کرد و نتوانست ساختار سیاسی را پایدار کند. این اقدام ها، اگرچه در ظاهر با هدف تثبیت سلطنت انجام شد، در واقع نشان دهنده فقدان برنامه ریزی کلان و وابستگی شدید به اقدامات فردی و موقتی برای حفظ قدرت بود. در این میان، کشور از لحاظ اجتماعی با کاهش اعتماد عمومی، تضعیف نهادهای محلی و رشد بی نظمی های شهری و روستایی روبه رو شد که پیامدهای آن تا دوره های بعدی محسوس بود.

دوره پس از نادرشاه همچنین با تنوع و پراکندگی جانشینان مواجه شد؛ هر یک از شاهان افشاری—علیشاه، ابراهیم شاه، شاهرخ میرزا و میر سید محمد—با شیوه های مختلفی برای کنترل کشور تلاش کردند، اما هیچ کدام نتوانستند ثبات پایداری ایجاد کنند. ضعف ساختاری و فقدان سیستم های اداری مستحکم باعث شد هر تغییر قدرت، نارضایتی ها و شورش ها را تشدید کند و کنترل بر ارتش و منابع مالی محدود شود. این بی ثباتی نه تنها نظم سیاسی را مختل ساخت بلکه روند توسعه اجتماعی و اقتصادی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داد.

از دید تاریخی، این دوره نشان می دهد که پیروزی های نظامی و قدرت فردی، بدون پایه های مستحکم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، به سرعت فرو می پاشد و جای خود را به آشفتگی و نزاع داخلی می دهد. سقوط سلسله افشاریه نمونه ای واضح از این واقعیت است؛ جایی که ضعف در تشکیلات کشورداری، سوءاستفاده های مالی و سیاسی و فقدان برنامه ریزی برای جانشینی باعث شد ایران پس از دوره ای کوتاه، وارد مرحله ای از هرج و مرج و تلاطم های متعدد شود. اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در این دوران، نمود آشکار تعامل پیچیده قدرت، ثروت و مشروعیت در تاریخ کشور است و تاثیرات آن تا سال ها بر ساختارهای حکومتی و زندگی مردم باقی ماند.

فهرست مطالب:
چکیده
معرفی منابع
مقدمه
فصل اول:
۱-۱- مسئله تحقیق
۱-۲- ضرورت و اهداف تحقیق
۱-۳- فرضیه ها
۱-۴- روش تحقیق
فصل دوم:
۲-۱- اوضاع ایران قبل از روی کار آمدن نادر
۲-۲- سابقه ایل افشار و تبار نادر
۲-۳- ایران در عصر نادرشاه (بطور خلاصه)
۲-۴- بحرانها و شورش های دوران نادرشاه
۲-۵- مرگ نادر و علل آن
۲-۶- اوضاع ایران بعد از نادر و آشفتگی اردوی نادری
فصل سوم: جانشینان نادر
۳-۱- اوضاع سیاسی و اجتماعی در ایران در زمان علی شاه
۳-۲- اوضاع سیاسی و اجتماعی در زمان ابراهیم شاه
۳-۳- اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در زمان شاهرخ میرزا
۳-۴- اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در زمان میر سید محمد (شاه سلیماشانی)
۳-۵- علل فروپاشی سلسله افشاریه
نتیجه گیری
فهرست منابع و مآخذ
ضمایم

قیمت محصول
48,000 62,338 تومان
23% تخفیف
تعداد صفحات
99
فرمت فایل
WORD
تضمین بازگشت وجه در صورت عدم رضایت