تحقیق ظهور و توسعه اندیشه لیبرالیسم در جهان

24 بازدید

ظهور و توسعه اندیشه لیبرالیسم در جهان

مقدمه:
لیبرالیسم، به معنای لغوی «آزادی خواهی»، یکی از تاثیرگذارترین جریان های فکری و سیاسی تاریخ معاصر جهان به شمار می آید که تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی قرن های اخیر را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار داده است. ریشه های این اندیشه را می توان در عصر روشنگری اروپا جستجو کرد، دوره ای که عقلانیت، تجربه گرایی و اهمیت فردیت، پایه های جدیدی برای فهم سیاست و جامعه فراهم آورد. در این چارچوب، لیبرالیسم به دفاع از حقوق فردی، محدود کردن قدرت دولت و تأکید بر قانون به عنوان نهاد تنظیم کننده روابط اجتماعی پرداخته و در پی ایجاد نظام هایی بود که در آن ها انتخاب آزاد نمایندگان، حفاظت از حقوق شهروندی و شفافیت اداره امور عمومی، اصل قرار گیرد. این تفکر در طول تاریخ دچار تحولات و گسترش های فراوان شده و شاخه های متنوعی از آن شکل گرفته است که هر یک بر جنبه ای از آزادی ها و ساختار سیاسی تأکید دارند؛ از جمله آزادی اندیشه و بیان، اقتصاد بازار باز و یا اقتصاد مختلط و نظام سیاسی مبتنی بر انتخابات آزاد و شفاف.

لیبرالیسم در آغاز به عنوان جریان سیاسی طبقه بورژوازی شکل گرفت، نسلی که در مقابل اشرافیت فئودالی و سلطنت های مطلقه قرار داشت و خواهان محدود کردن قدرت دولت و ایجاد فرصت های برابر برای مشارکت در سیاست بود. این طبقه در جستجوی آزادی از قید و بندهای اقتصادی و اجتماعی سنتی بود و تلاش می کرد تا با تقویت نمایندگان خود در مجالس و ایجاد حقوق سیاسی مشخص، قدرت اجتماعی و اقتصادی خود را تثبیت کند. از این منظر، لیبرالیسم نخستین بار در بستر مبارزه علیه ساختارهای سنتی قدرت و جهت گیری به سوی دولت مبتنی بر قانون و انتخاب آزاد شکل گرفت و با ظهور آن، مفهوم حقوق طبیعی انسان ها، شامل زندگی، آزادی و مالکیت، به عنوان اصول بنیادین توسعه یافت. جان لاک، فیلسوف انگلیسی، یکی از مهم ترین نظریه پردازانی بود که پایه های فلسفی لیبرالیسم را بنا نهاد و با تأکید بر وضعیت طبیعی انسان و حقوق بنیادین فرد، چارچوب نظری این اندیشه را شکل داد.

تحولات تاریخی قرن های شانزدهم تا هجدهم، زمینه ساز گسترش لیبرالیسم شد. رونسانس با تغییر نگرش انسان نسبت به دانش و جامعه، اصلاحات پروتستانی با کاهش سیطره کلیسا و فروپاشی نسبی ساختارهای فئودالی، شرایطی را فراهم آورد که ایده آزادی و حاکمیت فردی بیشتر مورد توجه قرار گیرد. در انگلستان، جنگ های داخلی و اعدام شاه چارلز اول و نهایتاً انقلاب شکوهمند ۱۶۸۸، با تثبیت پادشاهی مشروطه و افزایش قدرت پارلمان، نمونه ای ملموس از تحقق اصول اولیه لیبرالیسم در عرصه سیاسی بود. همزمان در مستعمرات آمریکایی، نارضایتی از کنترل دوردست بریتانیا و سیاست های مالیاتی تحمیل شده، باعث شد تا مردم استقلال سیاسی خود را اعلام کنند و در قالب انقلاب آمریکا و تدوین اعلامیه استقلال ۱۷۷۶، اصول آزادی، برابری و حق پیگیری سعادت و خوشبختی به عنوان حقوق طبیعی تثبیت شود.

انقلاب فرانسه نیز به عنوان نقطه عطفی در توسعه لیبرالیسم، با شعارهای آزادی، برابری و برادری، نشان داد که این اندیشه می تواند نظم سیاسی سنتی را به چالش بکشد و حقوق فردی را در گستره وسیع تری تثبیت نماید. تدوین اعلامیه حقوق مردان و شهروندان در سال ۱۷۸۹ نه تنها الهام بخش قوانین و سیاست های داخلی فرانسه شد، بلکه تأثیر آن بر توسعه اندیشه های لیبرالیستی در سایر کشورها و تحولات بعدی جهانی، از جمله نهادینه شدن حق رأی و آزادی های مدنی، غیرقابل انکار است. به موازات این رخدادها، فلسفه لیبرالیسم کلاسیک و مدرن با تحلیل رابطه فرد و دولت، تعادل میان آزادی و نظم اجتماعی، و اهمیت اقتصاد بازار، ابعاد گسترده تری از این اندیشه را روشن ساخت و توانست چارچوب نظری و عملیاتی برای نظام های سیاسی آینده ارائه دهد.

فهرست مطالب:
مقدمه
تعریف کلی
تاریخچه
انعقاد انقلاب
انقلاب فرانسه
عواقب انقلاب فرانسه
درگیری ها و نوسازی
فلسفه
زمینه های اصلی
کلاسیک و مدرن
منابع

قیمت محصول
45,000 58,442 تومان
23% تخفیف
تعداد صفحات
16
فرمت فایل
WORD
تضمین بازگشت وجه در صورت عدم رضایت