
مقدمه:
اختلال خودشیفتگی یکی از پیچیده ترین و قابل تشخیص ترین اختلالات شخصیت است که رفتارها و روابط اجتماعی فرد را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. این اختلال که در زبان های اروپایی با اصطلاح «نارسیسم» شناخته می شود، ریشه در همان مفهوم نرگس در فارسی دارد و به گروهی از افراد اشاره دارد که خود را برتر، مهم و استثنایی می پندارند. خودشیفتگان به طور دائم نیازمند توجه، تحسین و تأیید دیگران هستند و احساس ارزش و اعتماد به نفس آن ها به شدت وابسته به بازخوردهای محیط اجتماعی است. این وابستگی به تحسین و تعریف مداوم باعث می شود که رفتارهای آن ها غالباً نمایشی، اغراق آمیز و گاهی متظاهرانه باشد و در عین حال، نسبت به هرگونه انتقاد یا خرده گیری حساسیت بالایی از خود نشان دهند.
نشانه های اختلال خودشیفتگی در سطوح مختلف رفتاری، روانی و اجتماعی مشاهده می شوند. در سطح رفتاری، افراد خودشیفته تمایل دارند خود را در موقعیت های برجسته قرار دهند، معاشران خود را افرادی موفق و برجسته انتخاب کنند تا به نوعی از طریق آن ها خود را به رخ دیگران بکشند و تصویری از اهمیت و برتری خود ایجاد کنند. در سطح روانی، خودشیفتگان با وجود ظاهر مغرور و بزرگ نمایی شده، در درون خود احساس حقارت، بی ارزشی و کمبودهای شخصیتی دارند که به شدت آن ها را آزار می دهد. این تضاد بین ادراک بیرونی و واقعیت درونی، یکی از ویژگی های اساسی اختلال خودشیفتگی است و دلیل اصلی جلب مداوم توجه و تحسین دیگران به شمار می آید.
رفتارهای خودشیفتگان در روابط اجتماعی نیز الگوهای مشخصی دارند. آن ها ممکن است در تعاملات روزمره برای افزایش موقعیت و اعتبار خود، رفتارهایی نمایشی و اغراق آمیز از خود نشان دهند و از پذیرش مسئولیت ها یا اشتباهات خود اجتناب کنند. در مواجهه با انتقاد، واکنش آن ها می تواند شدید، دفاعی و گاهی با احساس تحقیر و شرم همراه باشد. در مقابل، هرگونه تأیید و تشویق موجب افزایش اعتماد به نفس و خوشحالی شدیدی در آن ها می شود. این رفتارها، همراه با نیاز دائم به تأیید و برجستگی، باعث می شود روابط فردی و حرفه ای آن ها با دیگران پیچیده و گاه ناپایدار باشد.
اختلال خودشیفتگی دارای انواع و تیپ های متفاوت است که هر یک ویژگی های رفتاری و روانی خاص خود را دارند. برخی افراد خودشیفته در ظاهر اجتماعی و موفقیت های بیرونی خودنمایی می کنند، در حالی که گروه دیگری ممکن است بیشتر به جنبه های درونی و روانی خود شیفته باشند و رفتارهای آن ها کمتر قابل مشاهده باشد، اما همان نیاز به توجه و تحسین در آن ها نیز وجود دارد. تشخیص و شناخت این اختلال بر پایه معیارهای روانشناسی و مشاهده رفتارهای روزمره فرد صورت می گیرد و می تواند شامل ارزیابی نحوه واکنش به انتقاد، میزان نیاز به تأیید دیگران و نحوه تعاملات اجتماعی باشد.
ریشه های اختلال خودشیفتگی در ترکیبی از عوامل روانی، محیطی و اجتماعی قرار دارد. تربیت در خانواده، تجربیات دوران کودکی، الگوسازی های اجتماعی و فرهنگی می توانند نقش مهمی در شکل گیری این اختلال داشته باشند. رشد در محیط هایی که تحسین و توجه بیش از حد یا نقص های مکرر و انتقادهای شدید را تجربه کرده اند، می تواند پایه های روانی خودشیفتگی را ایجاد کند. درک این زمینه ها به شناخت بهتر رفتارها و واکنش های فرد کمک می کند و نشان می دهد که خودشیفتگی تنها یک حالت سطحی یا نمایشی نیست، بلکه مجموعه ای از ویژگی های شخصیتی و روانشناختی است که بر تمام جنبه های زندگی تأثیر می گذارد.
با مشاهده این ویژگی ها و شناخت تیپ ها و نشانه های اختلال، می توان الگوهای رفتاری افراد خودشیفته را در زندگی روزمره شناسایی کرد. رفتارهای نمایشی، نیاز مداوم به تحسین، حساسیت نسبت به انتقاد، احساس حقارت پنهان و تلاش برای برجسته سازی خود، از جمله مواردی هستند که به تشخیص و فهم بهتر این اختلال کمک می کنند. حتی افرادی که در ظاهر اعتماد به نفس بالایی دارند، در باطن ممکن است درگیر نارضایتی های عمیق از خود باشند و این تضاد، یکی از شاخص های اصلی خودشیفتگی است.
فهرست مطالب
چکیده ۲
مقدمه ۳
شخصیت چیست؟ ۳
تعریف ۴
تاریخچه ۵
مفهوم خودشیفتگی از دیدگاه فروید ۶
همه گیر شناسی ۷
تشخیص، نشانه ها و علائم ۷
معیارهای دیگر تشخیص برای اختلال شخصیت خودشیفته ۱۱
علائم ۱۲
خودشیفتگی بیمار ۱۲
ویژگی های افراد خودشیفته ۱۳
انواع تیپ های خودشیفتگی ۱۴
دسته های خودشیفتگی ۱۴
سبب شناسی ۱۵
تشخیص افتراقی ۱۷
سیر و پیش آگهی ۱۸
از چه زمانی به جستجوی مشاور پزشکی باشیم؟ ۱۹
درمان ۱۹
رویکرد پویشی ۱۹
درمان شناختی- رفتاری ۲۰
دارو درمانی ۲۰
الف) منابع به زبان فارسی ۳۴
ب) منابع اینترنت ۳۵
منبع انگلیسی ۳۵