
مقدمه:
رفتارهای نابهنجار در کودکان، جلوه ای از پیچیدگی تعامل بین ساختار روانی، رشد عاطفی و محیط اجتماعی است. کودکانی که در تطبیق با هنجارهای اجتماعی یا کنترل هیجانات خود دچار مشکل هستند، غالباً رفتارهایی نشان می دهند که با انتظارات معمول جامعه همخوانی ندارد. این رفتارها می توانند شامل ترس، اضطراب، نگرانی، خشم، پرخاشگری، حسادت، انزواطلبی و زودرنجی باشند و هر یک از آن ها نشان دهنده اختلالات عاطفی مشخص و پیامدهای روانشناختی قابل توجهی هستند. بررسی و تحلیل این رفتارها، نیازمند توجه دقیق به عوامل ژنتیکی و محیطی است، زیرا رشد روانی کودک نتیجه ترکیبی از وراثت و تجربیات محیطی است که بر یکدیگر اثر می گذارند و هر گونه تغییر یا مشکل در یکی از این ابعاد، می تواند زمینه ساز بروز رفتارهای نابهنجار باشد.
عوامل ژنتیکی نقش بنیادین در شکل گیری ساختارهای عاطفی و رفتاری دارند. کودکانی که زمینه های وراثتی برای حساسیت عاطفی یا اختلالات خلقی دارند، در مواجهه با محرک های محیطی ممکن است واکنش های شدیدتری از خود نشان دهند. از سوی دیگر، عوامل محیطی شامل تعاملات خانوادگی، سبک تربیت والدین، شرایط اجتماعی و تجربیات آسیب زا نیز تأثیر مستقیمی بر شکل گیری رفتارها دارند. عدم وجود حمایت عاطفی، تجربه تنبیه های افراطی یا مواجهه با محیط های پرتنش، ظرفیت کودک برای تنظیم هیجانات را محدود می کند و احتمال بروز رفتارهای نابهنجار را افزایش می دهد. به این ترتیب، بررسی رفتارهای نابهنجار در کودکان بدون در نظر گرفتن همزمان این دو عامل، تصویر کامل و دقیقی ارائه نمی دهد.
اختلالات عاطفی در کودکان به شکل های گوناگون بروز می کنند. ترس و اضطراب اغلب با واکنش های اجتنابی همراه است و کودک ممکن است از مواجهه با موقعیت های اجتماعی یا تحصیلی خودداری کند. نگرانی مداوم می تواند موجب اختلال در تمرکز، کاهش انگیزه و اختلال در تعاملات روزمره شود. خشم و پرخاشگری، به ویژه هنگامی که کودک توانایی کنترل هیجانات خود را نداشته باشد، می تواند روابط خانوادگی و اجتماعی او را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و موجب آسیب به خود یا دیگران شود. حسادت و رقابت ناسالم نیز اغلب ریشه در نیازهای عاطفی برآورده نشده یا تجربه محرومیت عاطفی دارد و ممکن است رفتارهای کودک را در جهت تخریب روابط با همسالان سوق دهد.
انزواطلبی و زودرنجی از دیگر جلوه های اختلالات عاطفی هستند که کودک را از تعاملات سالم اجتماعی بازمی دارند. کودکانی که به طور مداوم از محیط دوری می کنند یا نسبت به کوچک ترین محرک ها واکنش شدید نشان می دهند، معمولاً با مشکلات شناختی و عاطفی پیچیده ای مواجه هستند. این رفتارها می توانند یادگیری و پیشرفت تحصیلی را مختل کرده و همزمان رشد مهارت های اجتماعی و هیجانی را محدود کنند. از این رو، تحلیل دقیق ویژگی های رفتاری و هیجانی کودک، شناسایی الگوهای رفتاری تکرارشونده و تعیین شدت و فراوانی آن ها اهمیت بالایی دارد.
درک علل بروز رفتارهای نابهنجار، تنها با بررسی همزمان زمینه های ژنتیکی و تجربیات محیطی امکان پذیر است. عوامل متعددی از جمله سبک تربیتی والدین، سطح امنیت روانی در خانه، تعامل با همسالان، کیفیت آموزش و تجربیات اولیه کودک، هر یک نقش مستقیمی در شکل دهی به رفتارهای عاطفی و واکنش های هیجانی دارند. شناخت دقیق این عوامل به تحلیل ریشه ای رفتارهای نابهنجار و تفکیک آن ها از واکنش های موقت و طبیعی کمک می کند و امکان شناسایی الگوهای پیچیده و ترکیبی رفتار را فراهم می آورد.
رفتارهای نابهنجار ناشی از اختلالات عاطفی، محصول تعامل پیچیده میان ژنتیک، محیط، تجربه های اولیه و رشد روانی کودک هستند. هر گونه اختلال در یکی از این ابعاد می تواند موجی از مشکلات رفتاری و هیجانی را به همراه داشته باشد که در طول زمان شدت یافته و دامنه آن به روابط اجتماعی و عملکرد تحصیلی کودک گسترش می یابد. بررسی و تحلیل این رفتارها، بدون تمرکز بر تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی، تصویر ناقصی ارائه می دهد و بنابراین نیازمند نگاه جامع و چندجانبه است.
فهرست مطالب:
– چکیده
– مقدمه و تعاریف
– بررسی علل رفتار غیرعادی
– رفتارهای نابهنجار ناشی از اختلالات عاطفی
۱٫ ترس
۲٫ نگرانی
۳٫ اضطراب
۴٫ خشم
۵٫ پرخاشگری
۶٫ حسادت
۷٫ انزوا طلبی
۸٫ زود رنجی
– نتیجه گیری
– فهرست منابع