
مقدمه:
تهاجم فرهنگی زمانی رخ می دهد که معنا، هویت و سبکِ زیستنِ یک جامعه آرام آرام زیر فشار الگوهای بیگانه دگرگون می شود. سخن از یک جریان آرام و خزنده است که نه با هیاهو، بلکه با نفوذ در ذهن و سلیقه و خواسته ها شکل می گیرد. وقتی فرهنگ را «معرفت مشترک» یک ملت بدانیم، هر اختلالی در این معرفت، در حقیقت اختلال در حافظه تاریخی، ارزش ها، جهان بینی و نظام داوری آن جامعه است. فرهنگ فقط آداب و رسوم یا نمادها نیست؛ لایه های عمیقی دارد که از باورهای هستی شناختی تا نظام هنجارها، از زبان و نمادها تا تکنولوژی مادی و اجتماعی را در بر می گیرد. هرگاه نیرویی بیرونی بکوشد این لایه ها را با طرحی تحمیلی دگرگون کند، سخن از تهاجم فرهنگی به میان می آید.
در چنین شرایطی، جامعه دیگر صرفا تماشاگر نیست. آنچه رخ می دهد، نبرد بی صدای معناهاست. روایت های تاریخی بازنویسی می شوند، قهرمانان ملی به حاشیه رانده می شوند، الگوهای بومی تحقیر می شوند و جذابیت های تصنعیِ برآمده از بیرون جای آنها را می گیرد. تغییر ذائقه از درون آغاز می شود: از زبان تا لباس، از موسیقی تا نوع نگاه به دین و اخلاق. رفته رفته، تعلق خاطر به ریشه ها کم رنگ می شود و احساس بی تفاوتی نسبت به آنچه «خودی» است، شکل می گیرد. این همان نقطه ای است که تهاجم فرهنگی به عمق جامعه می رسد.
شناخت این پدیده نیازمند توجه به روش شناسی دقیق و نگاه تحلیلی به لایه های فرهنگ است. وقتی جهان بینی آسیب ببیند، ارزش ها سست می شوند؛ وقتی ارزش ها سست شوند، هنجارها تغییر می کنند؛ و وقتی هنجارها دگرگون شوند، نمادها، زبان، سبک زندگی و حتی ساختارهای اجتماعی دیگرگون خواهند شد. آنچه در ظاهر به شکل سرگرمی، مد یا عادت های تازه دیده می شود، در واقع محصول فرایندی هدفمند است که می خواهد ذهنیت یک ملت را نسبت به خود دچار تردید کند. این تردید، زمینه تضعیف باورهای دینی، تحریف تاریخ، نفی هویت ملی و گسست میان نسل ها را فراهم می سازد.
تهاجم فرهنگی تنها با ابزار نظامی یا سیاسی پیش نمی رود؛ رسانه های گروهی، تولیدات هنری، شبکه های ارتباطی، تبلیغات و حتی شیوه های جدید سازماندهی اجتماعی می توانند حامل پیام هایی باشند که آرام و بی وقفه به بازسازی ذائقه عمومی می پردازند. وقتی زبان بیگانه در روابط روزمره برجسته می شود، وقتی الگوهای مصرف و سبک زندگی بر اساس الگوهای بیرونی تعریف می شوند و وقتی اعتماد به استعدادهای بومی کاهش می یابد، شاخص های نفوذ فرهنگی آشکارتر می شوند. در این میان، جوانان بیش از همه در معرض این موج قرار می گیرند؛ زیرا هویت یابی، احساس دیده شدن و جستجوی معنا، آنان را حساس تر و تاثیرپذیرتر می کند.
نکته مهم این است که تهاجم فرهنگی همیشه با شعارهای صریح ظاهر نمی شود. گاه در قالب جذابیت، آزادی، مدرنیته و پیشرفت خود را نشان می دهد، اما در لایه های پنهانِ خود، پیوند انسان با تاریخ، دین، سنت و خودباوری را تضعیف می کند. وقتی جامعه، خود را با معیارهای تحمیل شده می سنجد، احساس کاستی و نابسندگی افزایش می یابد و همین احساس، راه را برای پذیرش الگوهای بیگانه هموارتر می کند. فهم این روند بدون دقت در مفاهیم بنیادین فرهنگ و بدون شناخت سازوکارهای تولید و بازتولید معنا در جامعه امکان پذیر نیست.
در فضای امروز، که مرزها دیگر مانند گذشته صُلب و بسته نیستند، تهاجم فرهنگی از مسیر ارتباطات گسترده، فضای مجازی، تولیدات رسانه ای و شبکه های جهانی، شکل تازه ای پیدا کرده است. آنچه اهمیت دارد، حساسیت نسبت به هویت، زبان، تاریخ و ارزش های ریشه دار است؛ زیرا هرگاه این پشتوانه ها تضعیف شود، جامعه نه به دلیل فشار ظاهری، بلکه به سبب دگرگونی آرام در باورها، از درون دچار لغزش می شود. شناخت درست این مسیر، امکان فهم دقیق تر از شرایط امروز و توجه به راهکارهایی را فراهم می کند که مانع فرسایش هویت فرهنگی می شوند.
فهرست مطالب
خلاصه: ۳
مقدمه : ۶
مفهوم تهاجم فرهنگی: ۸
تهاجم و تبادل فرهنگی ۱۱
۳- اصل تولید فرهنگی ۱۴
مراحل و ابعاد تهاجم فرهنگی ۱۶
شناخت ملت ها ۱۶
۱-۲- تضعیف باورها و اعتقادات مذهبی: ۱۸
۳-۲- تحقیر و تحریف تاریخ ۱۸
۴-۲- تخریب و نفی هویت ملی ۱۹
۵-۲- تخریب الگوها و اسوه های خودی: ۲۰
۶-۲- ترویج خط و زبان بیگانه ۲۱
۷-۲- تحقیر استعداد و توان مردم ۲۲
۹-۲- ناکارامد نشان دادن دین: ۲۳
تحمیل فرهنگ ۲۴
۲-۳- تبلیغات ۲۵
سیاست های مقابله با تهاجم فرهنگی ۳۴
ب- راهبردهای اجرایی ۳۸
۱- جوانان ۳۸
۲- اموزش و پرورش ۳۹
۳- دانشگاهها و نظام اموزش عالی ۴۱
۴- حوزه های علمیه ۴۲
۵- مساجد ۴۴
ج- دستگاههای تبلیغی و رسانه های گروهی ۴۵
۱- برنامه های فرهنگی و هنری ۴۵
۲- مطبوعات ۴۶
۳- صدا و سیما: ۴۷
فهرست منابع : ۴۸