
مقدمه:
هنر نقاشی در ایران یکی از شاخه های برجسته هنرهای بصری است که ریشه های آن به دوران باستان بازمی گردد و هر دوره از تاریخ، جلوه های خاص خود را در این هنر نشان داده است. نمونه های اولیه نقاشی در ایران، صفحات کتاب مانویان هستند که نشانه های نخستین فن تصویرگری و مینیاتور در فرهنگ ایرانی به شمار می روند. مانویه، بنیان گذار این شیوه، مسیر تازه ای در هنر مصور کردن کتاب های خطی ایجاد کرد که پیروان او آن را ادامه دادند و همین روند زمینه ساز شکل گیری سبک های خاص ایرانی شد. آثار مانویان و پیروانشان، در واقع ادامه سنت های هنری دوره ساسانی است؛ هرچند نمونه های کتاب مصور ساسانی به طور کامل به جای نمانده است، اما منابع تاریخی نشان می دهند که این شیوه در آن زمان وجود داشته و جایگاه ویژه ای در هنر ایران داشته است.
در دوران پیش از اسلام، نقاشی بیشتر به شکل دیواری و برجسته بر سنگ ها و دیوار ساختمان ها اجرا می شد. نمونه هایی از این آثار در کوه خواجه سیستان و بیشاپور یافت شده اند. این نقوش عمدتاً طراحی هایی بر روی سنگ یا برجستگی های حجمی بودند و نقاشی با همکاری مجسمه ساز، شکل نهایی خود را پیدا می کرد. همچنین، نمونه هایی از تکنیک موزاییک کاری در این دوران باقی مانده است. در این دوره، نقاشی روی بوم یا مصور کردن کتاب هنوز رایج نبود و تمرکز هنرمندان بر تصویرگری دیواری و ایجاد فرم های بصری برای تزئین فضاهای عمومی و مذهبی بود. سبک ها و خطوط این آثار بیشتر نشانه هایی از هنر نمادین و نمایشی هستند که بعدها در شیوه های مینیاتوری ایرانی ادامه یافت.
پس از گذر از این دوران، نقاشی ایرانی عمدتاً در قالب مصورسازی کتاب های طبی و گیاهان دارویی شکل گرفت. در این آثار، گاهی بدن انسان یا گیاهان دارویی بدون رعایت دقیق آناتومی و پرسپکتیو به تصویر کشیده می شد و تمرکز اصلی بر نمایش موضوع بود. این نوع تصویرگری، جلوه ای از شیوه هنری ایرانی به حساب می آید که ترجیح می دهد معنا و محتوای موضوع را برجسته کند و دقت فنی را به حاشیه می راند. آثار این دوره نشان می دهند که نقاشی ایرانی از ابتدای شکل گیری، با ایجاد زبان بصری ویژه ای که با فرهنگ و سنت های زمانه همخوانی داشته، همراه بوده است.
با ورود دوره های بعدی، به ویژه پس از مغول، نقاشی ایرانی وارد مرحله ای جدید شد که شامل تنوع تکنیک ها و ترکیب رنگ های تازه بود. هنرمندان ایرانی توانستند با بهره گیری از اصول پیشین و اضافه کردن شیوه های نوین، جلوه های بصری پیچیده و رنگارنگ خلق کنند. شیوه های متنوع نورپردازی، پرداخت جزئیات و استفاده از رنگ های زنده، در این آثار مشاهده می شود. در این دوره، هنر نقاشی ایرانی همزمان با حفظ ریشه های سنتی، توانست جلوه های بصری نوین و منحصر به فردی ارائه دهد و زیبایی شناسی خاص خود را تثبیت کند.
علاوه بر تکنیک، رابطه نقاشی با ادبیات و متون مکتوب نیز در شکل گیری هویت هنر ایرانی نقش مهمی داشته است. بسیاری از نقاشی ها نه تنها تصویر متن هستند، بلکه روایت تصویری خود را دارند و مفاهیم فرهنگی و داستان های تاریخی و علمی را به شکل بصری منتقل می کنند. در آثار ایرانی، ترکیب خطوط، رنگ ها و جزئیات ظریف، جلوه ای منحصربه فرد از هنر تصویری ایجاد می کند که در طول تاریخ حفظ شده و هر دوره ای با ویژگی های خاص خود، بخشی از میراث هنری ایران را تشکیل می دهد.
از این منظر، نقاشی ایرانی مجموعه ای از فنون، سبک ها و شیوه های تصویرگری است که از نقوش برجسته و دیواری گرفته تا مینیاتورهای ظریف و مصور سازی کتاب ها ادامه یافته و هریک جلوه ای خاص از هنر و فرهنگ ایران را نشان می دهند. این هنر، با استفاده از رنگ، فرم، خط و ترکیب بندی، جلوه هایی بصری ارائه می دهد که هم زمان بیانگر پیچیدگی های فرهنگی و ذوق هنری هنرمندان ایرانی است. نقاشی ایرانی، فارغ از تحلیل یا جمع بندی، خود نمایانگر مسیر رشد هنر تصویری در ایران است و هر اثر، گواهی بر تاریخ و سبک هنری هر دوره محسوب می شود.