این مقاله به بررسی راه های موثر برای پرورش خلاقیت در دانش آموزان، نقش معلمان، موانع فردی و سازمانی و تاثیر روش های تدریس خلاق می پردازد.

مطالعات نشان داده است که بشر اصولاً بکارگیری روشهای خلاق را در یادگیری ترجیح می دهد, روشهایی نظیر کاوش, لمس کردن, پرسش, آزمایش, دنبال مجهول رفتن و نظریه دادن, معلمین برخلاف متعلمین اغلب طرفدار دیکته کردن دانش و اطلاعات هستند.
تحقیقات نشان داده است که بسیاری از مطالب درسی, اگر نگوئیم همه آنها_ با روشهای خلاق بسیار با صرفه تر و موثرتر از روشهای دیکته کردن آموخته می شوند.
علاوه بر آن بسیاری از افراد واکنشی بسیار قوی نسبت به یادگیری خلاق از خود نشان مید هند. آنها در روشهایی که این امکان و اجازه را می دهد و از آنها می خواهد که خود دنبال مجهول و کشف پاسخ بروند, میزان یاد گیری بسیار بالا و در روشهایی که اطلاعات به آنها دیکته می شود, سرعت و میزان یادگیری بسیار پایینی داشته اند.
یادگیری از طریق بکارگیری استعدادهای خلاق,عموماً به شکلهای درک مسئله, یا نواقص, حدس زدن و ساختن فرضیه درباره راه حل آن, آزمایش کردن این حدسیات, تجدید نظر و اصلاح حدسیات و استخراج نتایج آزمایش بروز می کند. در این فرآیند, یکی از غرایز قوی بشری نقش مهمی بر عهده می گیرد و آن تنشی است که بشر در مقابل یک مجهول یا غیر حقیقت احساس می کند, او سعی دارد به صورتی خود را از این تنش آزاد سازد, این انگیزه او را وادار به پرسیدن, حدس زدن و پی گیری مطلب می نماید. حتی پس از حدس زدن, تردید درباره صحت حدس هنوز باعث نارضایتی اوست.
حال به سوی آزمایش حدس خود کشانده می شود و به تبع رفع اشتباه خود و اصلاح فرضیه اش, پس از یافتن حقیقت مایل است حتماً آنرا به دیگران اطلاع دهد.
این انگیزه مهمترین عاملی است که یادگیری از طریق بکارگیری, خلاقیت را چنین طبیعی و پر ثمر می سازد این روش آنقدر خودانگیز و طبیعی و بدون نیاز به انگیزه های خارجی پیش می رود که حتی بعضی آنرا ((یادگیری طبیعی)) نامیده اند.
در یادگیری بصورت آمرانه به ما گفته می شود چه چیزی را ما باید یاد بگیریم, به ما گفته می شود که یک حقیقت علمی را باید بپذیریم چون معلم, پدر و مادر, کتاب درسی, روزنامه یاکتابی علمی آنرا گفته است.
عموماً آنچه گفته می شود عقیده رایج و همگانی است .و همه انرا قبول دارند و لذا از حس دموکراتیک انسان و احترام او به عقاید عامه استفاده می شود.
دریادگیری آمرانه از استعدادهایی نظیر شناخت, حافظه و قوه استدلال ( رایج ترین استعدادی که در تستهای هوشی مورد ارزشیابی قرار می گیرد) استفاده می شود.
دریادگیری خلاق استعدادهایی, نظیر قدرت ارزشیابی ( درک مجهول, یا قطعه گمشده در یک فرآیند) قدرت ارائه راه حل (روان بودن, انعطاف داشتن, ابتکار داشتن و توجه به جزئیات) و دریافتی متفاوت کردن, بکار گرفته می شود.
مطالعات دقیق نشان می دهند که روشهای یادگیری مبتنی بر خلاقیت تاثیر عظیمی بر موفقیت تحصیلی دارند, ولی متاسفانه همین مطالعات نیز نشان می دهند که این روشها کمترین روشهای متخذه در کلاسهای درس هستند, زیرا معلمین عموماً روش یادگیری آمرانه, دیکته کردن اطلاعات را ترجیح می دهند.
با توجه به اهمیت خلاقیت و نوآوری در مدارس و ضرورت وجود آن در نظام اموزش و پرورش موضوع مورد پژوهش در این تحقیق عبارتست از :
پس بیان مساله اینکه از چه راهها و روشهایی برای بروز خلاقیت و پرورش آن در دانش آموزان دوره راهنمایی استفاده نمائیم.
از آنجا که خلاقیت و نوآوری برای بقای سازمانها به ویژه نظام اموزش و پرورش امری حیاتی می باشد و تداوم حیات سازمانها وابسته به تحقیق این امر است. منظور از تحقیق حاضر نیز بررسی راههای پرورش خلاقیت در دانش آموزان دوره راهنمایی ناحیه ۳ کرج است که در نتیجه مشخص گردد چه عواملی در پرورش خلاقیت و نوآوری دانش آموزان تاثیر دارد و تا چه اندازه آنان خلاق و نوآور بوده, همچنین به چه اندازه از قدرت تشخیص مسائل و تبیین مشکلات, از آن مهارت در بکار گیری امکانات و ایجاد زمینه برای شکوفایی استعداد ها و بهبود بخشیدن به وضعیت آموزشی برخوردارند.