تحقیق در مورد نظام های سیاسی

20 بازدید

نظام های سیاسی

چکیده:
نظام های سیاسی از بنیادی ترین موضوعات دانش سیاست اند و از گذشته تا امروز تلاش های فراوانی برای طبقه بندی و شناخت انواع آن ها صورت گرفته است. از ارسطو و تقسیم بندی او بر اساس تعداد حاکمان و غایت حکومت تا تحلیل های منتسکیو درباره تفکیک قوا، و در ادامه رویکردهای جدید که رابطه دولت با طبقات اجتماعی و شیوه های اعمال قدرت را ملاک قرار می دهند، همگی نشان می دهند که فهم نظام های سیاسی نیازمند بررسی همزمان جنبه های اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و ساختاری است. این تحقیق با مرور دیدگاه های کلاسیک و معاصر، از مونارشی، الیگارشی و دموکراسی تا اقتدارطلبی، دولت رفاهی، جمهوری، دولت نئولیبرال، کمونیستی و دیگر الگوهای نوین، تصویری جامع از تحول دسته بندی نظام های سیاسی ارائه می دهد. همچنین با بررسی مفاهیم محوری دانش سیاست مانند دولت، حاکمیت، مشروعیت، قدرت، احزاب، افکار عمومی و نظام های انتخاباتی، تلاش می شود زمینه ای روشن برای تحلیل رژیم های سیاسی در دنیای مدرن فراهم شود.

مقدمه:
نظام های سیاسی همواره در مرکز توجه اندیشمندان علوم سیاسی قرار داشته اند، چراکه ساختار قدرت، شیوه حکومت داری و رابطه دولت با جامعه در هر کشور، نتیجه مستقیم شکل و ماهیت نظام سیاسی آن است. از دوران باستان تا امروز، تلاش بسیاری برای طبقه بندی و تحلیل انواع حکومت ها صورت گرفته و هر دوره با توجه به شرایط تاریخی، اجتماعی و اقتصادی خود، معیارهای تازه ای برای این دسته بندی ارائه کرده است. نخستین چارچوب های جدی در این زمینه را می توان در نوشته های ارسطو یافت؛ جایی که او کوشید با اتکا بر دو ملاک مهم—تعداد حاکمان و جهت گیری اخلاقی حکومت—نظام های سیاسی را در قالب های مشخص تحلیل کند. از دید ارسطو، حکومت ها زمانی مطلوب اند که در خدمت مصالح عمومی باشند، و هرگاه منفعت شخصی یا گروهی بر آن ها غلبه کند، به شکل ناسالم و تباه شده خود تبدیل می شوند. همین رویکرد باعث شد او میان مونارشی و جباریت، اریستوکراسی و الیگارشی و نیز پولیتیئی و دموکراسی تمایز بگذارد؛ تمایزی که تا مدت ها پایه اصلی طبقه بندی حکومت ها در فلسفه سیاسی بود.

اما چشم انداز علوم سیاسی در گذر زمان دگرگون شد. با ظهور دولت های مدرن، تمرکز از صرف شمار حاکمان به سوی روابط پیچیده تری چون سازوکارهای تفکیک قوا، شیوه اعمال قدرت، پایگاه اجتماعی حکومت و میزان مشارکت مردم تغییر کرد. منتسکیو در قرن هجدهم یکی از مهم ترین تحول آفرینان در این عرصه بود. او علاوه بر آن که طبقه بندی کلاسیک حکومت ها را ناکافی دانست، بر اصولی بنیادین مانند افتخار، ترس و فضیلت به عنوان شالوده انواع حکومت ها تأکید کرد و از زیرساختی دفاع نمود که بر تفکیک و توازن قوای مجریه، مقننه و قضائیه استوار است. آنچه در نگاه او اهمیت داشت، نقش نهادهای مستقل و تاثیر آن ها بر جلوگیری از تمرکز قدرت بود. به همین سبب، حکومت مطلوب از نظر منتسکیو ساختاری ترکیبی داشت که در آن عناصر سلطنتی، اشرافی و جمهوری در کنار هم نوعی تعادل ایجاد می کردند.

با ورود به عصر جدید و پیچیده تر شدن روابط اجتماعی، اقتصادی و طبقاتی، تحلیل نظام های سیاسی نیز چندلایه تر شد. دیگر صرف تعداد حاکمان یا اخلاقیات زمامداران نمی توانست نشان دهد که یک حکومت چگونه کار می کند یا چه پیامدهایی در ساختار قدرت دارد. در دولت های مدرن، حتی اگر ظاهر قدرت در دست مردم باشد، گروه های محدود و سازمان یافته هستند که عملاً سیاست گذاری را هدایت می کنند. به همین دلیل، دانش سیاسی معیارهای تازه ای را وارد میدان کرد: شیوه دست یابی به قدرت، مبانی مشروعیت، رابطه دولت با طبقات اجتماعی، ریشه های اقتصادی اقتدار و نوع ایدئولوژی حاکم.

در این میان دو معیار مهم که در تحلیل های جدید نقش محوری یافته اند، عبارت اند از: نخست، وجه غالب دولت—یعنی این که نظام سیاسی در قالب اقتدارطلب، ایدئولوژیک، رفاهی یا طبقاتی عمل می کند—و دوم، نوع رابطه آن با طبقات اجتماعی. بر این اساس، ممکن است دولت ابزار طبقه مسلط باشد، یا در حال ایجاد توازن میان گروه های اجتماعی مختلف، و یا حتی ساختاری مستقل که فراتر از منافع طبقات عمل می کند. این رویکرد امکان می دهد رژیم های سیاسیِ ظاهراً مشابه، مانند جمهوری ها یا دموکراسی ها، به صورت دقیق تر و بر پایه عملکرد و پیامدهای اجتماعی شان تحلیل شوند.

در واقع، مطالعه نظام های سیاسی امروزه تنها با بررسی ساختار دولت و شکل رسمی حکومت ممکن نیست. مفاهیمی مانند مشروعیت، مشارکت سیاسی، گروه های ذی نفع، احزاب، افکار عمومی، نظام های انتخاباتی و شیوه گردش نخبگان در قدرت، نقشی اساسی در فهم چگونگی کارکرد یک حکومت دارند. برای نمونه، دموکراسی در سطح نظری ممکن است بر مشارکت گسترده مردم استوار باشد، اما در عمل کیفیت نظام حزبی یا ساختار انتخابات است که تعیین می کند آیا آن دموکراسی کارآمد است یا صرفاً شکلی ظاهری دارد. به همین ترتیب، نظام های اقتدارطلب و تمامیت خواه نه به دلیل نبود انتخابات، بلکه به سبب کنترل منابع قدرت، محدودسازی نهادهای مستقل و بازتولید سلطه سیستمی شناخته می شوند.

تحولات اقتصادی نیز بر شکل گیری نظام های سیاسی تأثیر گذاشته است. حضور دولت رفاهی با هدف تأمین حداقلی از امنیت اقتصادی، یا ظهور دولت نئولیبرال با تاکید بر بازار آزاد و کاهش نقش دولت، هر دو نشان می دهند که سیاست و اقتصاد به طور جدایی ناپذیری در ساختار حکومت ها تنیده شده اند. همین پیوند باعث شده است دولت ها در دوره های مختلف، از الگوهای متنوعی چون کمونیسم، فاشیسم، لیبرالیسم، دموکراسی اجتماعی و دولت طبقاتی بهره گیرند.

بنابراین، شناخت نظام های سیاسی نه تنها تحلیلی از ساختار قدرت و شیوه حکومت داری ارائه می دهد، بلکه پنجره ای است به سوی فهم تحولات اجتماعی، سیاست گذاری عمومی و سازوکارهای شکل گیری اقتدار. بررسی گذر از طبقه بندی های اولیه تا تحلیل های پیچیده معاصر، نشان می دهد که نظام های سیاسی همچون پدیده ای پویا، همواره در تعامل میان دولت، جامعه، اقتصاد و فرهنگ بازتعریف می شوند. همین پویایی است که مطالعه آن ها را به یکی از بنیادی ترین مباحث علوم سیاسی تبدیل کرده است.

فهرست مطالب
نظام های سیاسی ۱
دمکراسی ۶
دمکراسی اجتماعی ۱۱
شبه دمکراسیها ۱۳
اقتدار طلبی ۱۵
توتالیتریسم ۱۸
دولت انداموار ۲۱
دولت محافظه کار ۲۳
دولت لیبرال ۲۴
دولت دموکراتیک اولیه ۲۵
دولت رفاهی و دمکراسی اجتماعی ۲۷
دولت نئولیبرال ۲۸
دولت فاشیست ۲۹
دولت کمونیستی ۳۰
موضوعات و مفاهیم اساسی در دانش سیاسی ۳۳
دولت ۳۴
حاکمیت ۳۶
سیاست ۳۷
حکومت ۳۸
ملت ۳۹
قدرت ۴۱
قدرت دولتی و سلطه اجتماعی ۴۶
منازعه قدرت ۴۶
اقتدار ۴۹
مشروعیت ۵۰
نفوذ سیاسی ۵۲
مرزهای دانش سیاسی ۵۳
فلسفه سیاسی ۵۴
انسانشناسی سیاسی ۵۶
روانشناسی سیاسی ۵۹
جامعه شناسی سیاسی ۶۰
اقتصاد سیاسی ۶۲
جمعیت شناسی سیاسی ۶۳
ژئوپولتیک و جغرافیای سیاسی ۶۴
زیست شناسی سیاسی ۶۶
عملکرد دمکراسی ۶۷
مشارکت سیاسی ۶۷
گروه های ذی نفع و ذی نفوذ ۷۱
احزاب سیاسی ۷۴
نظام های حزبی ۸۰
نظام های انتخاباتی ۸۷
انتخابات غیر مستقیم ۹۲
مبارزات انتخاباتی ۹۴
نظارت بر انتخابات ۹۷
معرفی و گزینش نامزدهای انتخاباتی۹۸
افکار عمومی ۱۰۲

قیمت محصول
45,000 58,442 تومان
23% تخفیف
تعداد صفحات
102
فرمت فایل
WORD
تضمین بازگشت وجه در صورت عدم رضایت