
مقدمه:
پدیده کودکان خیابانی و کودکان کار یکی از چالش های جدی اجتماعی است که در سطح جهانی و به ویژه در کشور ما طی سال های اخیر به شکل فزاینده ای مشاهده شده است. این گروه از کودکان که به طور مداوم در فضاهای شهری حضور دارند، با رفتارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پیچیده ای مواجه هستند که ناشی از شرایط خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی آنهاست. بر اساس آمارهای بین المللی، بیش از ۱۰۰ میلیون کودک در جهان به نوعی درگیر وضعیت خیابانی هستند و در ایران نیز این پدیده با سرعت قابل توجهی در شهرهای بزرگ و متوسط در حال گسترش است. عوامل اقتصادی، شامل فقر خانوادگی، نبود منابع مالی کافی و فشارهای اقتصادی، در بسیاری از موارد عامل اصلی حضور کودکان در خیابان ها و بازار کار غیررسمی است. علاوه بر آن، عوامل خانوادگی مانند فقدان سرپرستی مناسب، مشکلات ارتباطی میان والدین و کودک و رفتارهای نامناسب با کودکان نیز نقش مهمی در شکل گیری این وضعیت ایفا می کنند.
کودکان خیابانی غالباً با کمبود حمایت های عاطفی، آموزشی و اجتماعی مواجه هستند و این امر بر رفتار، سلامت جسمی و روانی و توانایی های اجتماعی آنها تأثیر مستقیم می گذارد. نبود دسترسی به آموزش رسمی باعث می شود که بسیاری از این کودکان از فرصت های تحصیلی محروم شوند و مسیر رشد اجتماعی و فردی آنها محدود گردد. علاوه بر مسائل آموزشی، مواجهه مداوم با محیط های ناامن و فشارهای اقتصادی موجب بروز رفتارهای پرخطر و آسیب های اجتماعی می شود. این کودکان نه تنها در معرض سوءاستفاده و خشونت قرار دارند، بلکه احتمال ابتلا به اعتیاد، جرائم خیابانی و آسیب های جسمی و روانی در آنها افزایش می یابد.
عامل اقتصادی، که در بسیاری از تحقیقات به عنوان مهم ترین محرک حضور کودکان در خیابان و بازار کار شناخته شده است، با کمبود فرصت های شغلی والدین، درآمد ناکافی و نابرابری اجتماعی مرتبط است. در کنار این، نقش عوامل خانوادگی برجسته است؛ خانواده هایی که با مشکلات اقتصادی، تعارضات داخلی، فقدان حمایت عاطفی یا ترک فرزندان مواجه هستند، زمینه ساز خروج کودکان به فضاهای خیابانی می شوند. در بسیاری از موارد، ترکیب این عوامل باعث می شود کودکان از محیط خانواده جدا شده و به صورت خودکار به فعالیت های خیابانی و کار غیررسمی روی آورند.
عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز در شکل گیری این پدیده اثرگذار هستند. نگرش جامعه نسبت به کار کودکان، هنجارهای اجتماعی و سطح پذیرش کودکان خیابانی، بر تداوم این وضعیت تأثیرگذار است. شهرهایی که برنامه ریزی شهری، دسترسی به خدمات اجتماعی و فرصت های آموزشی محدود دارند، محیطی فراهم می کنند که کودکان خیابانی به راحتی در آن دیده نمی شوند و آسیب های روانی و اجتماعی بیشتری تجربه می کنند. همچنین در محیط های شهری پرجمعیت و مهاجرپذیر، نبود هماهنگی میان نهادهای مسئول و عدم وجود سیاست های پیشگیرانه موجب افزایش تعداد کودکان خیابانی می شود.
نهادهای رسمی در کشور از جمله سازمان بهزیستی، نیروی انتظامی، شهرداری، استانداری، آموزش و پرورش و مراکز بهداشتی و درمانی، وظیفه ساماندهی کودکان خیابانی را بر عهده دارند. این نهادها با ایجاد برنامه های حمایتی، آموزشی و بهداشتی، تلاش می کنند تا حضور کودکان در خیابان ها کاهش یابد و آسیب های اجتماعی مرتبط محدود شود. با این حال، گستردگی پدیده و تعدد عوامل مؤثر، نیاز به تحلیل دقیق و شناخت الگوهای رفتاری، اقتصادی و اجتماعی کودکان خیابانی را ضروری می سازد.
با توجه به رشد سریع این پدیده در شهرهای بزرگ مانند تهران، اصفهان، شیراز و مشهد و گسترش آن به شهرهای کوچک تر، بررسی عوامل زمینه ای و تحلیل رفتارهای کودکان خیابانی و کودکان کار اهمیت یافته است. شناخت دقیق از نقش عوامل اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی در بروز این وضعیت، امکان مطالعه روندهای آسیب زا و شناسایی گروه های پرخطر را فراهم می کند.
کودکان خیابانی و کودکان کار نه تنها نشان دهنده شکاف های اقتصادی و اجتماعی هستند، بلکه بازتاب دهنده نابرابری های سیستماتیک در دسترسی به منابع آموزشی، فرصت های شغلی خانواده ها و حمایت اجتماعی می باشند. تحلیل این پدیده می تواند در درک ساختارهای اجتماعی و اقتصادی شهرها و ارائه راهبردهای متناسب با واقعیت های جامعه مؤثر باشد و اهمیت توجه به وضعیت آنها را در سطح برنامه ریزی شهری و سیاست گذاری اجتماعی روشن سازد.
فهرست مطالب:
چکیده
مقدمه
کودکان خیابانی چه کسانی هستند؟
چرا توجه به کودکان خیابانی ضروری است؟
چه عواملی در ایجاد پدیده کودکان خیابانی موثر هستند؟
پیمان نامه جهانی حقوق کودک درباره کودکان خیابانی
اقدامات انجام شده در این زمینه در کشور
چه راهکارهایی برای کاهش این پدیده مناسب است؟
نتیجه گیری
منابع و مآخذ