مقاله مشروعیت حکومت اسلامی از دیدگاه آیت الله خمینی (ره)

24 بازدید

مشروعیت حکومت اسلامی از دیدگاه آیت الله خمینی

چکیده
مشروعیت حکومت اسلامی از دیدگاه آیت الله خمینی (ره) بر پیوند میان دین، عقلانیت سیاسی و ضرورت هدایت جامعه در مسیر عدالت و توحید استوار است. این نگاه، ریشه در تاریخ اندیشه های شیعی دارد و در بستری از تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایرانِ قرن اخیر به تکوین نظریه ای انجامید که ولایت فقیه را به عنوان محور سازوکار حاکمیت دینی معرفی می کند. در این پژوهش، با تکیه بر زمینه های تاریخی و مفهومی، تلاش شده است مسیر شکل گیری این نظریه، از شرایط سیاسی دوران پهلوی تا مبانی فقهی، کلامی و اجتماعی آن تحلیل شود. مسئله اصلی مقاله بررسی این پرسش است که چگونه آیت الله خمینی با بازخوانی مفاهیم بنیادین شیعه و رویکردی مبتنی بر عقل و عرفان عملی، مدلی از حکومت دینی ارائه کرد که مدعی مشروعیت الهی و مردمی توأمان است. این نوشتار با تمرکز بر آثار، خطابه ها و سیر تحول فکری وی نشان می دهد که نظریه ولایت فقیه در امتداد سنت فقهی شیعه شکل گرفته اما در پاسخ به نیازهای تاریخی جامعه ایران صورت بندی تازه ای یافته است.

مقدمه
بحث مشروعیت حکومت اسلامی در اندیشه آیت الله خمینی (ره) تنها یک موضوع سیاسی یا فقهی صرف نیست؛ بلکه ریشه در مفهوم عمیق تری دارد که انسان را موجودی در مسیر روشنایی، شکوفایی و جستجوی حقیقت می بیند. آنچه او از دین و حکومت دینی برداشت می کند، امتداد همان نوری است که در تاریخ اندیشه ایرانی، بارها در قالب های گوناگون ظهور کرده و هر بار کوشیده است انسان را از تاریکی جهل، استبداد و بی سامانی رهایی بخشد. از همین منظر، فهم مشروعیت حکومت اسلامی از دیدگاه وی نیازمند تأمل در زمینه های تاریخی و معرفتی است که بستر تکوین این نظریه را فراهم کرده اند.

ایران در سده های اخیر تجربه های گوناگونی از حکومت را پشت سر گذاشته است؛ از ساختارهای شاهنشاهی تا دولت های تجددخواه و سکولار. در بسیاری از این دوران ها، رابطه میان دین و سیاست به جای تعامل سازنده، درگیر چالش هایی شد که گاه به حذف یا تضعیف یکی از آن دو انجامید. دوران پهلوی نمونه برجسته چنین تعارضی بود؛ جایی که اقتدار سیاسی در تلاش برای ساختن دولتی مدرن و متمرکز، نهاد دین را به حاشیه راند و با محدود کردن آن، واکنش هایی عمیق در میان روحانیت و مردم برانگیخت. آیت الله خمینی که دوران جوانی خود را در اوج این برخورد تجربه کرده بود، به روشنی دریافت که حذف دین از عرصه عمومی نه تنها به پیشرفت جامعه نمی انجامد، بلکه فاصله مردم از ارزش های فرهنگی و معنوی شان را بیشتر می کند.

در چنین بستری است که اندیشه حکومت اسلامی در نظر او شکل می گیرد. وی دین را مجموعه ای از احکام فردی و مناسک محدود نمی دانست، بلکه آن را راهی برای سامان بخشیدن به زندگی انسان در همه ابعاد می دید؛ راهی که از دل آن می توان به عدالت، امنیت، استقلال و هویت جمعی رسید. همین نگاه جامع سبب شد آیت الله خمینی بر این باور باشد که بدون حکومت، بخش مهمی از دین تعطیل می شود و جامعه در معرض سلطه ساختارهای غیرالهی قرار می گیرد. از این رو، مسئله مشروعیت حکومت اسلامی برای او نه یک بحث صرفاً نظری، بلکه ضرورتی برای پاسداری از حقیقت دین و حفظ کرامت انسان بود.

روند تاریخی زندگی وی نیز این اندیشه را پخته تر کرد. از سال های آغازین مخالفت با سیاست های پهلوی تا تبعید در نجف و تدوین درس های «ولایت فقیه»، هر مرحله فرصتی بود تا او ضمن نقد ساختارهای موجود، مفهومی نو از حاکمیت دینی را بازخوانی کند. این بازخوانی صرفاً بر مبانی فقهی تکیه نداشت؛ بلکه آمیزه ای بود از عرفان عملی، عقلانیت سیاسی، شناخت جامعه، و توجه به تجربه تاریخی ملت ایران. برای او، حکومت دینی باید بتواند همان روشنایی را که در اندیشه پیامبران و اولیای الهی تجلی یافته، در عرصه اجتماع نیز منعکس کند؛ روشنایی که هدفش رهایی انسان از تاریکی های جهل، فساد و بی عدالتی است.

از سوی دیگر، آیت الله خمینی نظریه ولایت فقیه را در امتداد سنت فقهی شیعه می دانست، اما شیوه تبیین او نسبت به پیشینیان تفاوت هایی بنیادین داشت. او با طرح این ایده که جامعه اسلامی برای اجرای احکام و تأمین مصالح عمومی نیازمند رهبری آگاه، عادل و مستقیماً مسئول است، نظریه ای ارائه داد که به جای انفعال سیاسی، بر حضور فعال دین در ساختار حکومتی تأکید می کرد. چنین نگرشی در زمانه ای که سلطه بیگانگان، استبداد داخلی و شکاف های اجتماعی، هویت ایرانی ـ اسلامی را تهدید می کرد، برای بسیاری از مردم پاسخی به نیازهای زمان به شمار می آمد.

با این حال، مسئله مشروعیت این حکومت همواره محل بحث بوده است. پرسش هایی همچون نسبت اراده مردم با اراده الهی، حدود اختیارات ولی فقیه، و جایگاه قانون و عقل در این ساختار، موضوعاتی هستند که در این مقاله به آنها پرداخته می شود. آنچه اهمیت دارد این است که نظریه پردازی آیت الله خمینی بدون درک زمینه های تاریخی و روح زمانه ای که در آن زیست، فهم نمی شود. اندیشه او واکنشی است به بحران های آن دوران اما در عین حال ادعای آن را دارد که راهکاری برای نظم سیاسی پایدار در جامعه اسلامی ارائه می دهد.

این مقاله می کوشد با نگاهی انتقادی و تحلیلی، سیر شکل گیری این نظریه، مبانی معرفتی آن و زمینه های تاریخی گسترش اش را بررسی کند و در نهایت نشان دهد که مشروعیت حکومت اسلامی از دیدگاه آیت الله خمینی چگونه شکل گرفت و چه پیامدهایی در ساختار سیاسی پس از انقلاب ایران برجای گذاشت.

فهرست مطالب
پیشگفتار ۱
فصل اول (کلیات) ۵
طرح مسئله ۶
اهداف تحقیق ۹
اهمیت تحقیق ۹
سؤال اصلی ۹
سؤالات فرعی ۹
فرضیات تحقیق ۹
متغیرها و مفاهیم عملیاتی ۱۰
روش تحقیق ۱۰
مشکلات و موانع تحقیق ۱۰
سازماندهی تحقیق ۱۰
فصل دوم- تاریخچه تکوین اندیشه سیاسی شیعه از بدو پیدایش تا به قدرت رسیدن آقای خمینی ۱۱
الف- تشیع در حال شکل گیری قبل از غیبت ۱۲
ب- تشیع وآمیختگی آن با نحله های فکری مختلف و پدیداری چارچوبهای آن ۲۲
ج- دوران اتمام آمیختگی و شکل گیری تشیع رسمی ۲۷
فصل سوم- مشروعیت حکومت اسلامی از دیدگاه آقای خمینی ۳۴
اندیشه سیاسی آقای خمینی در خصوص اصل ضرورت تشکیل حکومت اسلامی ۳۵
مفهوم حکومت اسلامی از دیدگاه آقای خمینی ۳۶
ضرورت عقلی ایجاد حکومت اسلامی از دیدگاه آقای خمینی ۳۷
هدف از ایجاد حکومت اسلامی ۳۷
ویژگیهای حکومت اسلامی ۳۷
شرایط زمامدار حکومت اسلامی در عصر غیبت ۳۸
منابع حقوق اسلامی و ضرورت (ولایت فقیه) در زمامداری حکومت اسلامی ۳۸
دلایل نقلی در اثبات ولی فقیه از دیدگاه آقای خمینی ۳۸
تشکیل حکومت اسلامی توسط فقها در عصر غیبت از دیدگاه آقای خمینی¬¬ ۴۰
حدود و اختیارات زمامدار حکومت اسلامی (ولی فقیه) از دیدگاه آقای خمینی ۴۱
قلمرو حکومت دینی از دیدگاه سایر فقها و مقایسه آن با دیدگاه آقای خمینی ۴۳
مهمترین فرازهای نظریه سیاسی ولایت فقیه ۴۵
نظریه انتقادی ۴۶
نتیجه گیری ۴۸
منابع و مأخذ ۵۰

قیمت محصول
37,000 48,052 تومان
23% تخفیف
تعداد صفحات
85
فرمت فایل
WORD
تضمین بازگشت وجه در صورت عدم رضایت