
مقدمه:
مدیریت مشارکتی در ادبیات معاصر مدیریت، به عنوان یکی از جدی ترین رویکردها برای سازمان دهی روابط انسانی در درون سازمان مطرح شده است. این مفهوم بر پایه کنار گذاشتن الگوی فرماندهی یک سویه و جایگزینی آن با الگوی تعامل، گفت و گو و سهیم شدن افراد در فرآیند تصمیم گیری شکل گرفته است. در چنین نگاهی، سازمان تنها مجموعه ای از وظایف و ساختارهای رسمی نیست، بلکه شبکه ای زنده از انسان هاست که اندیشه، تجربه و اراده آنان در شکل گیری مسیر سازمان نقش دارد. مدیریت مشارکتی دقیقاً در همین نقطه متولد می شود؛ جایی که تصمیم دیگر محصول ذهن یک فرد نیست، بلکه نتیجه کنش متقابل جمعی است.
اگر مدیریت مشارکتی به عنوان رهیافتی جامع برای جلب مشارکت فردی و گروهی کارکنان در حل مسائل سازمان و بهبود مستمر در تمام ابعاد تعریف شود، در واقع سخن از تغییری عمیق در منطق اداره سازمان است. این تغییر، تنها به افزودن چند ابزار مشورتی یا تشکیل چند کمیته محدود نمی شود، بلکه به بازتعریف رابطه میان مدیریت و کارکنان می انجامد. در این رابطه جدید، ارتباط دائم، متقابل و نزدیک میان مدیریت ارشد و بدنه سازمان جایگزین فاصله های سلسله مراتبی خشک می شود و جریان اطلاعات، تجربه و پیشنهاد از پایین به بالا و از بالا به پایین به صورت پیوسته حرکت می کند.
در چنین چارچوبی، مدیریت مشارکتی به معنای مشارکت افراد مناسب، در زمان مناسب و برای انجام کار مناسب است. این گزاره، بر انتخاب آگاهانه افراد برای مشارکت تأکید دارد، نه بر مشارکت صوری و نمایشی. مشارکت زمانی معنا پیدا می کند که فرد بداند در چه موضوعی، در چه مرحله ای و با چه سطحی از اختیار وارد فرآیند می شود. بر همین اساس، مشارکت کارکنان در کارهایی که مستقیماً با نقش و مسئولیت آنها پیوند دارد، ماهیتی داوطلبانه، ارادی و آگاهانه می یابد و از حالت اجبار اداری خارج می شود.
مدیریت مشارکتی تنها یک تکنیک اجرایی نیست، بلکه ریشه در یک فلسفه سازمانی دارد؛ فلسفه ای که انسان را موجودی اندیشمند، خلاق و مسئول می داند. در این نگاه، کارکنان صرفاً مجریان دستورها نیستند، بلکه صاحبان تجربه ای اند که می تواند به حل مسائل سازمانی شکل تازه ای بدهد. هنگامی که فرد در فرآیند تصمیم گیری سهیم می شود، احساس تعلق او به سازمان افزایش می یابد و رابطه اش با کار، از یک رابطه صرفاً قراردادی به رابطه ای هویتی نزدیک می شود. این دگرگونی، بر نگرش فرد به مسئولیت، کیفیت کار و پیامدهای تصمیم ها اثر می گذارد.
سیر تکوین مدیریت مشارکتی را می توان در تحولات نظریه های مدیریت مشاهده کرد. از دوره ای که انسان در سازمان به عنوان ابزار تولید دیده می شد، تا دوره ای که انگیزش، رضایت شغلی و نیازهای روانی مورد توجه قرار گرفت، مسیر طولانی طی شده است. مدیریت مشارکتی محصول همین دگرگونی است؛ محصول عبور از نگاه مکانیکی به نگاه انسانی. در این مسیر، نظریه هایی که بر روابط انسانی، انگیزش درونی و نقش گروه تأکید دارند، زمینه نظری این رویکرد را فراهم کرده اند.
مدیریت مشارکتی همچنین با فرهنگ سازمانی پیوندی ناگسستنی دارد. فرهنگی که در آن گفت و گو، اعتماد و احترام متقابل ارزش تلقی می شود، بستر طبیعی مشارکت است. در مقابل، فرهنگی که بر ترس، اطاعت کورکورانه و تمرکز قدرت بنا شده باشد، حتی اگر نام مشارکت را یدک بکشد، در عمل مجالی برای آن باقی نمی گذارد. از این رو، مشارکت نه تنها یک روش، بلکه نشانه ای از نوع نگاه سازمان به انسان و جایگاه اوست.
در فرآیند مشارکت، توسعه نیروی انسانی نیز معنا و جهتی تازه می یابد. آموزش دیگر صرفاً انتقال مهارت فنی نیست، بلکه آماده سازی فرد برای حضور آگاهانه در تصمیم گیری هاست. فرد باید بتواند مسئله را تحلیل کند، نظر خود را بیان کند و پیامدهای انتخاب ها را درک نماید. این توانایی ها بدون پرورش فکری و فرهنگی شکل نمی گیرند و همین امر نشان می دهد که مدیریت مشارکتی با آموزش، اخلاق سازمانی و حتی ارزش های اجتماعی پیوند خورده است.
در برخی نگاه ها، مدیریت مشارکتی تنها به درون سازمان محدود نمی شود و می تواند در عرصه های گسترده تری مانند مدیریت شهری یا نهادهای اجتماعی نیز مطرح گردد. در این سطح، مشارکت شهروندان یا ذی نفعان در تصمیم های عمومی، همان منطق مشارکت سازمانی را در مقیاسی وسیع تر بازتولید می کند؛ منطق تقسیم اندیشه و مسئولیت میان کسانی که پیامد تصمیم ها زندگی آنان را شکل می دهد. این گسترش مفهومی، نشان می دهد که مدیریت مشارکتی صرفاً یک ابزار اداری نیست، بلکه الگویی برای سامان دادن روابط انسانی در ساختارهای پیچیده است.
فهرست مطالب
مقدمه
اهداف مدیریت مشارکتی
سیر تکوین مدیریت مشارکتی
فلسفه و مبانی نظری مدیریت مشارکتی
توسعه نیروی انسانی در فرآیند مشارکت
امر به معروف و نهی از منکر
مدیریت مشارکتی و فرهنگ سازمانی
مدیریت مشارکتی
فرهنگ سازمانی ، عوامل تعیین کننده
مدیریت مشارکتی برای حل معضلات شهری
نظام مدیریت مشارکتی
نتیجه گیری
منابع