این مقاله در مورد تاثیر آموزش ابتدایی بر رشد عقلی و تحصیلی کودکان است و به بررسی اهمیت دوره ابتدایی، نقش معلم و تاثیر آموزش بر پیشرفت ذهنی و تحصیلی می پردازد.

مقدمه:
آموزش ابتدایی جایی است که مسیر ذهنی و عاطفی کودک آرام آرام شکل می گیرد. سال های نخست زندگی، فقط عبور از مرحله ای کوتاه نیست؛ دوره ای است که در آن، ادراک، تخیل، زبان و شیوه نگاه به جهان نظم تازه ای پیدا می کند. وقتی از «تأثیر آموزش ابتدایی بر رشد عقلی و تحصیلی کودکان» حرف زده می شود، در واقع به دوره ای اشاره می شود که ریشه بسیاری از رفتارها، انتخاب ها و موفقیت های آینده، آنجا جوانه می زند. اهمیت این مرحله، نه به خاطر حجم کتاب ها و درس ها، بلکه به دلیل اثر آرام اما عمیق آن بر ساختار ذهنی کودک است.
تعلیم و تربیت در این سال ها نقشی فراتر از انتقال مهارت های ساده دارد. کودک در فضای مدرسه، با نظم، ارتباط، مسئولیت پذیری و معنا دادن به تجربه های روزمره روبه رو می شود. آنچه در کلاس درس اتفاق می افتد، به تدریج به شبکه ای از عادت های فکری تبدیل می شود؛ عادت به پرسیدن، مقایسه کردن، توجه کردن و ساختن پیوند بین چیزهایی که پیشتر بی ارتباط به نظر می رسیدند. همین فرآیند است که بعدها در دوره های تحصیلی بالاتر، خود را به شکل توانایی تحلیل، تمرکز و تداوم در یادگیری نشان می دهد.
در بسیاری از فرهنگ ها، آموزش ابتدایی جایگاهی مستقل و تعیین کننده دارد. دلیلش ساده است: رشد عقلی در این زمان، انعطاف پذیرتر از هر دوره دیگری پیش می رود. شبکه های عصبی مغز با تجربه های تازه شکل می گیرند و هر محرک آموزشی، ردّی ماندگار بر شیوه تفکر کودک می گذارد. وقتی مفاهیم پایه مثل عدد، زمان، نظم، داستان و مشاهده وارد زندگی روزمره می شود، ذهن کودک راهی برای فهمیدن جهان پیدا می کند. همین پایه ها هستند که بعدها مسیر پیشرفت تحصیلی را هموارتر می کنند و از یادگیری چیزی سطحی و اتفاقی، به مسیری منسجم و پیوسته تبدیل می کنند.
در کنار این جنبه ها، مدرسه ابتدایی فضای مهمی برای شکل گیری شخصیت است. کودک با گروه همسالان روبه رو می شود، استانداردهای رفتاری را می بیند و برای نخستین بار، خود را در یک جمع ارزیابی می کند. حس ارزشمندی، اعتماد به نفس، و درک از عدالت و مسئولیت، در چنین محیطی ریشه می دواند. هر تعامل، هر تشویق و هر خطا، به بخشی از حافظه عاطفی تبدیل می شود و بعدها بر نوع نگرش نسبت به یادگیری و تلاش تأثیر می گذارد. همین جاست که نقش مدرسه از یک نهاد آموزشی فراتر می رود و به عرصه ای برای رشد عقلی و تحصیلی توأمان بدل می شود.
نگاهی به تاریخ آموزش نشان می دهد که جوامع مختلف، هر کدام بر اساس شرایط فرهنگی و اجتماعی خود، برای این مقطع، برنامه و فلسفه ای ویژه داشته اند. از نظام های سنتی تا الگوهای مدرن، همگی به نوعی بر این نکته تکیه کرده اند که سال های آغازین، شالوده ی سال های بعد را می سازد. هر جا که به این دوره بی توجهی شده، شکاف های جدی میان توانایی ها و انتظارها پدید آمده است. و هر جا که آموزش ابتدایی جدی گرفته شده، پیوند میان رشد عقلی و موفقیت تحصیلی، شکل روشن تری پیدا کرده است.
فهرست مطالب
فصل اول
مقدمه ۱
تاریخچه دوره ابتدایی ۲
اهداف دوره ابتدایی ۳
فصل دوم
تعلیم و تربیت از دیدگاه بزرگان دین ۶
وضعیت آماری آموزش ابتدایی ۷
عیوب برنامه ریزی در مقطع ابتدایی ۸
فصل سوم
نتیجه گیری ۱۵
پیشنهاد ۱۷
منابع و مآخذ ۱۸