این فایل در مورد روش های تحقیق در روانشناسی بوده و به بررسی شیوه های علمی جمع آوری داده ها شامل مطالعه طبیعی، آزمایشی، بالینی و آماری و کاربرد آنها در تحلیل رفتار و فرآیندهای ذهنی می پردازد.

مقدمه
شناخت رفتار انسان و فرایندهای ذهنی زمانی معنا پیدا می کند که بررسی ها و داده های حاصل از پژوهش ها بر پایه اصول علمی و روش های معتبر گردآوری شده باشند. روانشناسی به عنوان دانشی گسترده که با لایه های پیچیده رفتار، هیجان، انگیزش و سازوکارهای شناختی سروکار دارد، ناگزیر است برای دستیابی به فهم دقیق تر، از شیوه های منسجم و قابل اتکا بهره بگیرد. هر مشاهده یا نتیجه ای که بدون رعایت ضوابط علمی به دست آمده باشد، نه تنها ارزش پژوهشی ندارد بلکه می تواند تصویری نادرست از واقعیت های روانی ارائه دهد. به همین دلیل، روش های تحقیق در روانشناسی جایگاهی اساسی در پیشبرد این علم دارند و در حقیقت شالوده ای هستند که نظریه ها، چارچوب های تحلیلی و برداشت های علمی بر آن بنا می شوند.
گستردگی دامنه روانشناسی سبب شده است شیوه های گردآوری اطلاعات در این حوزه بسیار متنوع باشند. از بررسی های دقیق آزمایشگاهی گرفته تا مشاهدات طبیعی، مطالعات بالینی، پژوهش های اجتماعی، تحقیق های آماری، و حتی بررسی موضوعاتی که مرز میان روانشناسی، پزشکی، تربیت و جامعه شناسی را در هم می آمیزند؛ همه و همه بخشی از قلمرو وسیع روش های تحقیق در این علم را تشکیل می دهند. پژوهشگر روانشناسی در انتخاب روش خود معمولاً به ماهیت موضوع، نوع داده مورد نیاز، امکان مداخله، شرایط محیطی و هدف نهایی پژوهش توجه می کند. این موضوع سبب شده است روانشناسی در مقایسه با بسیاری از علوم دیگر، طیفی گسترده تر از روش ها را در اختیار داشته باشد و بتواند پدیده های انسانی را از زوایای گوناگون بررسی کند.
یکی از تقسیم بندی های شناخته شده در این زمینه، رده بندی ادواردز در سال ۱۹۶۸ است که چهار روش اصلی را معرفی می کند: روش مطالعه طبیعی، روش آزمایشی، روش بالینی و روش آماری. این چهار گروه نشان می دهند که روانشناسی هم به مشاهده مستقیم رفتار تکیه دارد، هم آزمایش های کنترل شده را به کار می گیرد، هم به بررسی های عمیق فردی با هدف فهم لایه های درونی تجربه انسانی می پردازد و هم تحلیل های آماری را برای تفسیر داده ها به خدمت می گیرد. چنین تنوعی از یک سو غنای این علم را آشکار می کند و از سوی دیگر نشان می دهد که هیچ روش واحدی نمی تواند به تنهایی پاسخگوی پیچیدگی رفتار انسان باشد.
روش مشاهده طبیعی یکی از قدیمی ترین و در عین حال بنیادی ترین روش های تحقیق در روانشناسی است. در این روش پژوهشگر تلاش می کند رفتار فرد یا گروه را در محیط واقعی و بدون ایجاد هیچ گونه دخالت یا دستکاری دنبال کند. ارزش این روش زمانی ظاهر می شود که رفتار مورد مطالعه تنها در شرایط طبیعی معنا می یابد یا زمانی که کوچک ترین تغییر در محیط می تواند الگوی رفتاری را دگرگون کند. مشاهده دقیق رفتار کودکان در بازی های روزمره، بررسی تعامل های اجتماعی در محیط های کاری، یا پیگیری الگوهای ارتباطی در گروه های مختلف نمونه هایی از کاربرد این روش هستند. با این حال، پژوهشگر باید مراقب باشد حضور او موجب تغییر رفتار افراد نشود؛ زیرا کوچک ترین توجه یا آگاهی از حضور یک ناظر می تواند رفتار طبیعی را مختل کند و داده های پژوهش را از دقت خارج سازد.
برخلاف سادگی ظاهری این روش، مشاهده طبیعی نیازمند زمان طولانی، دقت بالا و ثبت جزئیات رفتاری است. گاهی پژوهشگر ساعت ها یا حتی روزها رفتار یک گروه را مشاهده می کند تا بتواند از میان حجم زیادی از داده های پراکنده، الگویی معنادار استخراج کند. با وجود این، مشاهده طبیعی همیشه امکان پاسخ گویی به پرسش های علّی را ندارد؛ زیرا بدون دخالت یا کنترل متغیرها نمی توان علت دقیق یک رفتار را تعیین کرد. همین محدودیت سبب شده است این روش در کنار روش های دیگر مورد استفاده قرار گیرد تا تصویری کامل تر از واقعیت روانی ارائه شود.
با نگاهی به تاریخ روانشناسی و حتی دوران پیشاعلمی می توان دید انسان همیشه به مشاهده رفتار موجودات علاقه داشته است. در نوشته های قدیمی مانند «تاریخ حیوانات» ارسطو نیز تلاش برای توصیف رفتار جانوران دیده می شود، هرچند بسیاری از آن برداشت ها بر اساس انگاره های انسانی و نه مشاهده دقیق بوده اند. با پیشرفت علم، روش مشاهده طبیعی شکل منظم تری پیدا کرد و امروز به عنوان یکی از ابزارهای معتبر پژوهشی برای بررسی رفتارهای پیچیده و الگوهای اجتماعی در روانشناسی به کار می رود.