چرا باید حادثه عاشورا را گرامی بداریم ؟
حادثه ای که در بیش از 1360 سال قبل اتفاق افتاده و رُخ داده است چرا آنرا گرامی بداریم و آنرا زنده نگهداریم و مراسمی برای آن ایجاد و برپا نمائیم ؟ پاسخ به این سئوال چندان مشکل نیست . برای اینکه برای هر نوجوانی و جوانی میشود آنرا تفهیم کرد که حوادث گذشته هر جامعه میتواند در سرنوشت و آینده آن جامعه آثار عظیم و خیلی مفید هم داشته باشد و در واقع تجدید آن خاطره های گذشته و بازنگری آن حادثه است برای اینکه مردم بتوانند از آن استفاده نموده و بهره ببرند .
و علاوه بر این در همه جوامع انسانی این رسم هست که حوادث گذشته خودشان را به نحوی و به نوعی آنرا یاد نموده و زنده نگهدارند و آنرا بزرگ میشمارند و به آن احترام قائل است خواه در زمینه های علمی باشد و خواه در زمینه های سیاسی و اجتماعی . حادثه عاشورا هم از همین قبیل است و ما معتقدیم که حادثه عاشورا حادثه عظیمی در تاریخ اسلام است و این حادثه نقش اساسی و تعیین کننده در سعادت مسلمانان و روشن شدن راه هدایت مردم داشته است و میتوان درمقابل سئوال نوجوانان این پاسخ را ارائه داد و آنان را قانع ساخت که زنده نگهداشتن یاد برخی از خاطره های که درگذشته اتفاق افتاده کار عاقلانه ای است .
چرا برای بزرگداشت عاشورا به روش بحث و گفتگو اکتفا نمیشود ؟
سئوال دومی که از تحلیل آن سئوال کُلی بدست می آید اینست که زنده نگهداشته شدن یاد عاشورا منحصر در این نیست که انسان سینه بزند و گریه کند و یا همه جارا سیاه پوش کند چه بسا که با تعطیلی کارهایش ضررهای مالی و اقتصادی را نیز بدنبال دارد و میتوان این خاطره ها را به گونه ای دیگر هم تجدید کرد و آنرا گرامی داشت که ضررهای اقتصادی و اجتماعی کمتری داشته باشد . مثلاً می باید سمینارها میزگردها و جلسات عالمانه برگزار شود تا اینکه هدف قیام امام حسین (ع) برای مردم معرفی بشود .
گرچند که این کارها مفید و لازم است که باید انجام گیرد ولی این به تنهایی کافی نیست . در رفتارهای ما دست کم دودسته ازعوامل ، نقش اساسی ایفاء میکند . یکدسته عوامل شناختی که موجب میشود انسان مطلبی را بفهمد و بپذیرد . و دسته دیگر انگیزه ها و به تعبیر دیگر احساسات و عواطف ، تمایلات و گرایشها . شناخت به تنهایی کافی نیست که مارا بحرکت در آورد و در کنارش به عامل روانی دیگری هم نیاز داریم تا مارا بسوی کار برانگیزاند تا این عوامل نباشد کار انجام نمیگیرد . یعنی در کنار دانستن باید این میل و انگیزه باشد در درون انسان .
مسائل اجتماعی و سیاسی هم از همین قبیل است و همین حکم را دارد و هر چه شخص بداند فلان حرکت اجتماعی خوب است و مفید ، تاانگیزه برای انجام آن کار نباشد حرکتی انجام نمیدهد . پس سئوال دوم این بود که چرا خاطره سید الشهداء (ع) را فقط با بحث و گفتگو ، سخنرانی ، تشکیل میزگرد و نظایر آن زنده نگه نمی داریم ؟ چرا باید عزاداری کرد ؟ جواب اینستکه این صحنه ها باید به وجود بیاید که غیر از عامل شناخت ، عامل احساسی عاطفی نیز در ما تقویت شود و در ایام ماه محرم و صفر نام امام حسین (ع) و عزاداری شان مردم را بحرکت وادار میکند و این شور و هیجان جز در ایام عاشورا پیدا نمی شود و این جاست که امام راحل (ره) بارها میفرمود : آنچه داریم از محرم و صفر داریم . پس عوامل احساسات و عواطف نیز تقویت شود تا نقش خود را ایفا کند . برنامه های عزاداری از جمله این عوامل است .