
چکیده
نظام آموزشی برزیل طی چند دهه گذشته با اجرای اصلاحات گسترده، توسعه برنامه های ملی آموزش برای همه، و تقویت ساختارهای نظارتی توانسته به یکی از نمونه های مهم در میان کشورهای در حال توسعه تبدیل شود. این نظام از دوره های پیش دبستانی تا آموزش عالی را شامل می شود و دستگاه های دولتی، ایالتی، شهری و خصوصی در آن نقش دارند. با وجود پیشرفت های چشمگیر، همچنان چالش هایی مانند نابرابری های منطقه ای، نرخ پایین پوشش آموزش متوسطه و نیاز به ارتقای کیفیت تدریس مطرح است. مقاله حاضر با بررسی ساختار، اهداف، اولویت های ملی و استراتژی های کلیدی نظام آموزشی برزیل، تصویری جامع از روند تحول و سیاست گذاری های این کشور در حوزه آموزش ارائه می دهد.
مقدمه
نظام آموزشی برزیل طی دهه های اخیر یکی از گسترده ترین دوره های تحول خود را تجربه کرده است؛ تحولاتی که نه تنها به افزایش نرخ ثبت نام و گسترش پوشش تحصیلی در سراسر کشور انجامیده، بلکه مسیر سیاست گذاری آموزشی این کشور را نیز به طور بنیادی بازتعریف کرده است. ساختار آموزش رسمی در برزیل از نهادهای مختلفی تشکیل شده است؛ از سازمان های دولتی در سطح فدرال، ایالتی و شهری گرفته تا مجموعه ای گسترده از مؤسسات خصوصی که از دوره های پیش دبستانی تا مقاطع عالی و حرفه ای را پوشش می دهند. این گستردگی باعث شده آموزش در برزیل، با وجود چالش های متعدد، یکی از پیچیده ترین و هم زمان پویا ترین سیستم های آموزشی منطقه آمریکای لاتین باشد.
بر اساس قانون اساسی سال ۱۹۸۸، دولت فدرال و ایالات موظف شدند حداقل ۲۵ درصد از درآمدهای مالیاتی خود را به آموزش و پرورش اختصاص دهند؛ اقدامی که به طور مستقیم زمینه ساز رشد ظرفیت های آموزشی و افزایش دسترسی عمومی به مدارس و دانشگاه ها شد. همین حمایت مالی به برزیل کمک کرد تا تعداد دانش آموزان را از حدود ۱۰ میلیون نفر در دهه ۱۹۶۰ به بیش از ۳۷ میلیون نفر در سال ۱۹۹۰ برساند؛ رشدی که نشان دهنده تغییرات گسترده در سیاست های آموزشی کشور است. با این حال، آمارها نشان می دهد که با وجود این جهش کمّی، تنها حدود ۴۰ درصد از جمعیت در سن دبیرستان در مدارس ثبت نام کرده اند و هنوز شکاف های منطقه ای و اقتصادی بر کیفیت و میزان دسترسی به آموزش تأثیر می گذارد.
ساختار رسمی آموزش در برزیل شامل دوره های پیش دبستانی، آموزش ابتدایی هشت ساله، آموزش متوسطه سه ساله و آموزش فنی چهار ساله است که برای گروه های سنی مختلف طراحی شده اند. دوره ابتدایی از سن ۷ سالگی آغاز می شود و تا ۱۴ سالگی ادامه دارد و اصلی ترین زیرساخت آموزش پایه در این کشور محسوب می شود. در کنار آموزش معمول، مراکز فنی نیز با هدف تربیت نیروی کار ماهر فعالیت می کنند و نقش مهمی در توسعه اقتصادی کشور بر عهده دارند. دوره پیش دبستانی نیز با دو سال آموزش برای کودکان ۴ تا ۶ سال، به عنوان مرحله ای کلیدی در رشد عاطفی، شناختی و اجتماعی آنان شناخته می شود.
در سال های اخیر، تدوین برنامه های ملی آموزش، زمینه ساز مجموعه ای از اصلاحات و ابتکارات در سطح فدرال شد. برنامه های «آموزش برای همه» که هماهنگی آن بر عهده دولت مرکزی است، با همکاری ایالات و شهرداری ها شکل گرفت و در قالب قوانین و سندهای راهبردی بلندمدت پیگیری شد. یکی از محورهای مهم این برنامه، تقویت سیستم ارزیابی ملی است که توسط موسسه ملی مطالعات و تحقیقات آموزشی (INEP) اجرا می شود. این نهاد با جمع آوری داده های دقیق از مدارس، اطلاعاتی درباره نرخ قبولی، افت تحصیلی، کیفیت معلمان و وضعیت زیرساخت مدارس فراهم می کند و این داده ها مبنای تخصیص بودجه و سیاست گذاری های جدید قرار می گیرند.
رشد کیفیت آموزشی در برزیل در کنار ارزیابی های ملی از طریق آزمون هایی مانند SAEB و ENEM دنبال شده است؛ آزمون هایی که عملکرد دانش آموزان را در سطوح مختلف بررسی می کنند و نتایج آنها در سطح ملی منتشر می شود تا موجب مشارکت عمومی و مطالبه گری در حوزه آموزش شود. این شفافیت باعث شده توجه جامعه نسبت به کیفیت آموزش افزایش یابد و دولت نیز با دقت بیشتری برنامه های اصلاحی خود را اجرا کند.
یکی از مهم ترین چالش های نظام آموزشی برزیل، نابرابری منطقه ای و تفاوت چشمگیر کیفیت مدارس در مناطق شهری و روستایی است. به همین دلیل، در استراتژی های ملی آموزش بر رفع این شکاف تأکید ویژه شده و برنامه های حمایتی برای مناطق محروم طراحی شده است. همچنین، توسعه حرفه معلمی، بازبینی برنامه های درسی و ارتقای جایگاه اجتماعی معلمان از دیگر اهداف برنامه های ملی آموزش به شمار می رود. اصلاحات قانونی سال ۱۹۹۶ نیز نقش مهمی در ساماندهی مالی آموزش و تعریف مسئولیت هر سطح از حاکمیت ایفا کرد و شرایط را برای تمرکززدایی، ارتقای کیفیت و افزایش عدالت آموزشی هموار ساخت.
برزیل علاوه بر توجه به آموزش رسمی کودکان و نوجوانان، برنامه های گسترده ای برای آموزش بزرگسالان نیز در نظر گرفته است. این برنامه ها با هدف کاهش بی سوادی، بازگشت افراد بازمانده از تحصیل به سیستم آموزشی و ارتقای سطح مهارت و آگاهی شهروندان طراحی شده اند. اهمیت این بخش زمانی بیشتر می شود که بدانیم بسیاری از مناطق فقیرنشین برزیل تا سال های اخیر همچنان با نرخ بالای بی سوادی مواجه بوده اند و برنامه های ملی آموزش نقش قابل توجهی در کاهش این شکاف ایفا کرده است.
ساختار نظام آموزشی برزیل ترکیبی از اصلاحات قانونی، برنامه های آموزشی ملی، نظام بودجه بندی مبتنی بر ارزیابی و تلاش برای توسعه عدالت آموزشی است. این نظام در سال های اخیر مسیر رو به رشدی را طی کرده، اما همچنان نیازمند تقویت کیفیت آموزش متوسطه، بهبود جایگاه معلمان و کاهش نابرابری های منطقه ای است.