
مقدمه
در سال های اخیر، پژوهش ها درباره کودکانی آغاز شده است که رفتار و عملکردشان برای والدین، معلمان و مددکاران آموزشی گاه نامفهوم و غیرقابل پیش بینی است. این کودکان با وجود هوش طبیعی، اغلب بدون دریافت آموزش های تخصصی قادر به ادامه تحصیل نیستند. برخی ممکن است در یک روز مطالب را به خوبی یاد بگیرند و روز دیگر آن را فراموش کنند. گروهی نیز در برخی مهارت ها از همسالان خود پیشی می گیرند، اما در زمینه های دیگر عملکردی پایین تر از کودکان کوچکتر دارند.
این وضعیت به تدریج موجب کاهش اعتماد به نفس و احساس ناتوانی در کودکان می شود و علاقه آن ها به مدرسه کاهش می یابد. والدینی که از دلایل اختلالات یادگیری آگاهی ندارند، ممکن است با فشار بیش از حد بر کودک، مشکل را تشدید کنند.
در این مجموعه، ابتدا نظریه ها و تعاریف مختلفی از ناتوانی های یادگیری مطرح شده است؛ از جمله نظریه های رشدی، رفتاری، رشد مهارت های حرکتی و شناختی. همچنین، جنبه های پزشکی و عصب شناختی این اختلالات بررسی می شود.
سپس انواع اختلالات یادگیری بر اساس مهارت های ادراکی-حرکتی، پردازش اطلاعات دیداری و شنیداری، گفتار و زبان، حافظه، خواندن، نوشتن و ریاضیات دسته بندی شده است.
در بخشی دیگر، علل اختلالات یادگیری و درمان های دارویی بررسی شده و در نهایت، راهبردها و راهکارهای عملی جهت رفع مشکلات رایج تحصیلی و یادگیری ارائه شده است.
ناتوانی های رشدی شامل موارد زیر است:
اختلالات یادگیری تحصیلی نیز به چهار دسته اصلی تقسیم می شوند:
مشکل در خواندن یکی از رایج ترین اختلالات در کودکان با ناتوانی یادگیری است که حدود ۸۰ درصد آن ها با آن مواجه اند. این کودکان در رمزگشایی لغات، شناسایی پایه ای کلمات و درک مفاهیم متنی مشکلاتی دارند.
اختلال در بیان نوشتاری که به «دیسگرافیا» نیز شناخته می شود، به حالتی گفته می شود که کودک با وجود داشتن هوش طبیعی، در نوشتن عملکرد ضعیفی دارد. مهارت های پیش نیاز برای نوشتن دستی شامل درک موقعیت بدن نسبت به اشیا، مفاهیمی مانند بالا، پایین، راست و چپ، همچنین ادراک اندازه ها و شکل ها و توانایی تشخیص آن ها است. علاوه بر این، نحوه صحیح گرفتن ابزار نوشتن و تنظیم زاویه کاغذ نسبت به چشم و بدن اهمیت زیادی دارد.
اختلال بیان نوشتاری نخستین بار در نسخه DSM 3-R به عنوان اختلال روان پزشکی رشد در نگارش معرفی شد (کاپلان-سادوک، ۱۹۹۸).
تعاریف DSM-4 در زمینه ناتوانی های یادگیری شامل موارد زیر است:
ناتوانی های یادگیری را می توان از چند جنبه تعریف کرد:
برای ارزیابی انحراف نمره دانش آموزان از سطح پایه، چند روش رایج وجود دارد:
روش پایه ذهنی: سن عقلی (Mental Age) به عنوان معیار تعیین درجه مورد انتظار در خواندن استفاده می شود.
روش سال های مدرسه: حاصل جمع ۱۰ درصد هوشبهر (IQ) به سال های حضور دانش آموز در مدرسه، معیاری برای درجه مورد انتظار خواندن است.
روش بهره گیری از سن پیشرفت (Achievement Age): این روش با استفاده از سه عامل سن عقلی (MA)، سن تقویمی (CA) و سن پایه (GA) محاسبه می شود؛ به این صورت که مجموع این سه سن تقسیم بر ۳ شده و سن پیشرفت به دست می آید.
نظریه های روانشناسی رشد و رسش: نقص رسشی به کندی در جنبه های خاصی از رشد عصب شناختی اشاره دارد.
در سنین ابتدایی مدرسه، شکل و محتوای اندیشه کودک بیشتر به صورت غیرمنطقی و فاقد تفکر انتزاعی است.
تعریف
رویکردهای نظری بر ناتوانی های یادگیری
نظریه های رفتاری
نظریه های شناختی
راهبردهای فراشناختی
جنبه های پزشکی
درمان دارویی
فنون شناختی در درمان
فنون رفتاری در درمان
رشد حسی حرکتی
دید حرکتی گتمن
تئوری تشکیل نظام عصبی دمن و دلاکاتو
اختلالات زبان
محاسبه
اختلال نقص توجه
رشد اجتماعی