این پاورپوینت در مورد تصمیم گیری و تعیین خط مشی دولتی است و به بررسی انواع خط مشی های عمومی، سیاستگذاری کلان، خط مشی های فراگیر و هادی، تقسیم بندی های سیاسی و اجرایی و نقش آنها در هدایت عملکرد دولت می پردازد.

مقدمه:
تصمیم گیری و تعیین خط مشی دولتی یکی از محورهای اساسی در اداره و سازماندهی جامعه است که مستقیماً بر نحوه عملکرد نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور اثر می گذارد. این فرایند، شامل شناسایی مسائل، تحلیل شرایط موجود، تعیین اهداف و انتخاب مسیرهای مناسب برای رسیدن به اهداف کلان و خرد جامعه است و با در نظر گرفتن منابع، امکانات و محدودیت های موجود، شکل می گیرد. هر تصمیم و خط مشی دولتی در سطح وسیع، نه تنها سیاست ها و اقدامات اجرایی را تعیین می کند، بلکه هویت سیاسی و چارچوب قانونی جامعه را نیز ترسیم می کند. به همین دلیل درک ماهیت خط مشی ها و شیوه های تعیین آنها اهمیت ویژه ای دارد و می تواند تفاوت میان عملکرد موفق و ناکارآمد دستگاه های دولتی را مشخص سازد.
خط مشی های عمومی به گونه های مختلفی طبقه بندی شده اند و هر طبقه بندی بر جنبه ای خاص از سیاست ها تمرکز دارد. یکی از شیوه های رایج، تقسیم بندی بر اساس قوای سه گانه است؛ خط مشی های تقنینی، اجرایی و قضائی هر یک نقش و اختیارات متفاوتی در نظام تصمیم گیری دارند و محدودیت ها و مسئولیت های مشخصی را شامل می شوند. در سطح دیگری، خط مشی ها بر اساس ماهیت و عملکرد به سیاست های تشریحی، تحلیلی و تدبیری تقسیم می شوند که هر یک از این نوع ها، از حقوق، تکالیف و دستورالعمل های قانونی تا برنامه ریزی های اجرایی و عملیاتی را در بر می گیرد. این دسته بندی ها نشان می دهند که خط مشی دولتی نه تنها ابزار هدایت جامعه است بلکه انعکاسی از ارزش ها، اعتقادات و اهداف کلان کشور نیز محسوب می شود.
در نگاه دیگر، خط مشی های عمومی به دو گروه سیاسی و تقنینی و اداری و اجرایی تقسیم می شوند. خط مشی های سیاسی و تقنینی چارچوب کلی قوانین و سیاست های اساسی کشور را تشکیل می دهند و انعکاسی مستقیم از ایدئولوژی ها، ارزش ها و اهداف کلان جامعه هستند. در مقابل، خط مشی های اداری و اجرایی، جنبه عملیاتی و کاربردی سیاست ها را تعیین می کنند و به نحوی پل ارتباطی میان اهداف کلان و عملکرد روزمره دستگاه های اجرایی به شمار می روند. از سوی دیگر، پیچیدگی و دامنه خط مشی ها نیز مبنای دیگری برای تقسیم بندی آنهاست؛ خط مشی های عادی، تاکتیکی و اساسی هر یک از نظر گستردگی، مدت زمان اثرگذاری و پیچیدگی تصمیم ها با یکدیگر متفاوتند.
خط مشی های فراگیر یا ابرخط مشی ها، پایه و اساس تمام سیاست های دولتی را شکل می دهند و شامل معیارها، پیش فرض ها و رهنمودهایی هستند که تمام تصمیمات و اقدامات را هدایت می کنند. این نوع خط مشی ها اهداف کلی و جامع کشور، از جمله استقلال، امنیت ملی، توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی را مشخص می کنند و چارچوبی برای تعیین اولویت ها، میزان ریسک پذیری و وسعت تغییرات ارائه می دهند. خط مشی های فراگیر، همچنین مشخص می کنند که هر خط مشی عمومی تا چه حد قابلیت اجرا دارد، چه منابعی برای آن اختصاص یافته و چه ابزارهایی برای تحقق آن لازم است.
در کنار خط مشی های فراگیر، خط مشی های هادی یا راهنما قرار دارند که اصول و پایه های خط مشی گذاری را روشن می سازند. این دسته خط مشی ها، چارچوبی برای طراحی و اجرای سیاست های عمومی فراهم می آورند و نحوه انتخاب شیوه های مناسب خط مشی گذاری در وضعیت های مختلف را تعیین می کنند. خط مشی های هادی با ارائه اطلاعات کافی درباره فرهنگ، ساختار اجتماعی و ظرفیت های موجود، مسیر تصمیم گیری و سیاست گذاری را روشن می سازند و امکان پیش بینی و کاهش خطاها و مخاطرات در فرآیند تصمیم گیری را فراهم می آورند.
خط مشی های دولتی می توانند به دو شکل صریح و تلویحی ظاهر شوند. خط مشی های صریح، مکتوب و رسمی بوده و به وضوح محدوده ها، مسئولیت ها و اهداف را تعیین می کنند، در حالی که خط مشی های تلویحی از طریق رویه های متداول و رفتارهای سازمانی قابل شناسایی هستند و ممکن است رسماً اعلام نشده باشند، اما در عمل همان تأثیر را دارند. شناخت تفاوت و نقش هر یک از این خط مشی ها در فرآیند تصمیم گیری، ابزار ارزشمندی برای سیاست گذاران و مدیران فراهم می کند تا اقدامات خود را بر اساس چارچوبی منظم و سازگار با ارزش ها و اهداف کشور هدایت کنند.
تصمیم گیری و تعیین خط مشی دولتی، فرایندی پیچیده و چندلایه است که در آن تحلیل شرایط، تعیین اهداف، پیش بینی پیامدها و انتخاب ابزارهای مناسب برای تحقق اهداف، نقش محوری دارد. هر خط مشی، چه فراگیر و چه هادی، بخشی از شبکه ای از سیاست ها و اقدامات است که جهت دهی کلان کشور را شکل می دهد و چارچوب تصمیم گیری برای وضعیت های مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را مشخص می کند. به همین دلیل، شناخت ساختار، ویژگی ها و تقسیم بندی انواع خط مشی های عمومی، کلید فهم عملکرد دولت و اداره مطلوب جامعه به شمار می رود و نقش مهمی در شکل دهی تصمیمات و برنامه ریزی های دولتی ایفا می کند.