
مقدمه:
در جوامع معاصر، توسعه به عنوان فرآیندی پیچیده و چندوجهی شناخته می شود که نه تنها به رشد اقتصادی محدود نمی ماند، بلکه شامل تحولات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و انسانی نیز می شود. این فرآیند، با تغییر ساختارها، نظام ها و رفتارهای اجتماعی، امکان ارتقای کیفیت زندگی و توانمندسازی انسان ها را فراهم می آورد. در این چارچوب، انسان به عنوان محور توسعه قرار می گیرد و هرگونه محدودیت یا تبعیض علیه او، مانع تحقق توسعه پایدار خواهد شد. به همین دلیل، نقش زنان در توسعه، به ویژه در کشورهای مسلمان، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. زنان، به عنوان نیمی از جمعیت هر جامعه، نه تنها در حوزه های خانوادگی، بلکه در عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نیز ظرفیت های بالقوه گسترده ای دارند که می تواند مسیر توسعه را شتاب بخشد و کیفیت زندگی عمومی را ارتقا دهد.
آمارها نشان می دهند که در بسیاری از کشورهای مسلمان، زنان با وجود سهم قابل توجه در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی، همچنان با موانع ساختاری و فرهنگی مواجه اند. این محدودیت ها شامل دسترسی ناکافی به منابع اقتصادی، نابرابری در فرصت های شغلی و تحصیلی و عدم حضور فعال در تصمیم گیری های کلان است. تجربه تاریخی نیز حاکی از آن است که حتی در دوران پس از استعمار و در فرآیند توسعه، زنان مسلمان به ویژه در کشورهای در حال توسعه، با تبعیض های مضاعف روبه رو بوده اند و نقش واقعی آنها در فرآیندهای توسعه به طور کامل مورد توجه قرار نگرفته است. بنابراین، شناخت دقیق این موانع و ایجاد راهکارهای مؤثر برای افزایش حضور زنان در تمامی عرصه ها، نه تنها یک ضرورت اجتماعی، بلکه پیش شرط تحقق توسعه پایدار است.
توانمندسازی زنان، کلید حل بسیاری از چالش های توسعه است و مستلزم فراهم آوردن دسترسی برابر به منابع، فرصت ها و تصمیم گیری های اقتصادی و اجتماعی می باشد. این امر، شامل ایجاد بسترهایی برای افزایش مشارکت زنان در بازار کار، آموزش های مهارتی و حرفه ای، حمایت از فعالیت های اقتصادی و کارآفرینی و رفع موانع فرهنگی و قانونی است. تجربه کشورهای پیشرفته نشان داده است که ارتقای مشارکت اقتصادی و اجتماعی زنان، تأثیر مستقیم بر توسعه انسانی، افزایش بهره وری و کاهش نابرابری های اجتماعی دارد. در این مسیر، نگاه جامع به زنان و درک ظرفیت های بالقوه آنان، می تواند به تحولات ساختاری و پویایی اجتماعی منجر شود که فراتر از تغییرات ظاهری، ساختارهای بنیادین جامعه را تقویت می کند.
در سطح جهانی، مفهوم توانمندسازی زنان در توسعه، تغییر نگرش بنیادینی را نشان می دهد؛ از دیدگاه سنتی که زنان را صرفاً دریافت کننده کمک ها می دید، به نگرشی که آنها را به عنوان عامل فعال، مشارکت کننده و اثرگذار در فرآیند توسعه می شناسد، تحول یافته است. مشارکت زنان در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، نه تنها شاخصی برای میزان توسعه یافتگی یک کشور محسوب می شود، بلکه عامل تعیین کننده در کیفیت سیاست گذاری ها، عدالت اجتماعی و سلامت عمومی جامعه نیز هست. در کشورهای مسلمان، جایی که تعادل میان هویت دینی و ضرورت های مدرن توسعه نیازمند تدابیر خاص است، ایجاد سازوکارهای حمایت از زنان و ارتقای توانمندی آنان، مسیر توسعه پایدار و انسانی را هموار می سازد.
فهرست مطالب
چکیده
مقدمه
تاریخچه توسعه
طرح مطالعاتی
بیان مسأله
صورت مسأله
ضرورت تحقیق
رویکرد مطالعاتی
چارچوب مفهومی
چارچوب نظری تحقیق
قلمرو مطالعاتی
روش مطالعاتی
پیشینه مطالعاتی
موانع و تنگناها
برنامه زمان بندی
بخش اول
تعریف توانمندسازی
معیارهای توانمندسازی زنان
رابطه زن و توسعه
محور توسعه چیست؟
بخش دوم
وضعیت زنان در جمهوری اسلامی ایران
زن، هویت ملی، سیاست گذاری های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران
گزارش تحول وضعیت زنان طی سال های ۱۳۸۳-۱۳۷۶
بخش سوم
چالش های فراروی زنان
راه کارهای افزایش مشارکت سیاسی زنان در ایران و دیگر کشورهای اسلمی
مسأله زنان در کشورهای اسلامی
بررسی جایگاه زن در کشورهای اسلامی
بخش چهارم
مالزی و موقعیت زنان
خاورمیانه کجاست؟
وضعیت زنان در کشورهای عربی – اسلامی خاورمیانه
زنان مسلمان خاورمیانه
سیمای زن در جهان (کشور مصر)
– نگاهی به وضعیت زندگی زنان عربستان سعودی
– وضعیت زن در کشورهای شورای همکاری خلیج فارسی
– نگاهی به وضعیت زنان در کشور اندونزی
بخش پنجم
جمع بندی مباحث
ارایه راهکارها
منابع و مآخذ