تعاریف ارتباطات
در فرهنگ لغات وبستر «Communication» عمل بخشیدن، انتقال دادن، آگاه ساختن، مکالمه و مراوده داشتن استفاده شده است.
فرهنگ فارسی معین: ربط دادن، بستن، بر بستن، بسان چیزی با چیز دیگر، بستگی، پیوند، پیوستگی و رابطه
فرهنگ آریان پور ارتباط را خطوط و وسایل ارتباطی، مبادله، اطلاعیه، نقل، مراوده، اخبار، مکاتبه، سرایت، راه ابلاغ و انتقال می داند.
ارتباط عبارت است از فرایند انتقال اطلاعات با وسایل ارتباطی گوناگون از یک نقطه، یک شخص یا یک دستگاه به دیگری. ” دنیس لانگلی و میشل شین“
ارتباط عبارت است از فرایند انتقال اطلاعات، احساس ها، حافظه ها و فکرها در میان مردم. ” اسمیت “
فرایند انتقال پیام از سوی فرستنده به گیرنده، مشروط بر آن که در گیرنده پیام، مشابهت معنی به معنی موردنظر فرستنده پیام ایجاد شود.
ارتباط عبارت است از انتقال اطلاعات در محدوده سه چیز، انتشار، انتقال و دریافت پیام. ” آرانگان“
ارتباط چیست؟
واژه انگلیسی «Communication» معادل « ارتباط » از واژه ای در زبان لاتین، به معنی مشترک یا عمومی مشتق می شود. ما در صدد هستیم که وجه اشتراکی بین خودمان و افرادی که در صدد برقراری ارتباط با آنها هستیم، بیابیم. هدف ارتباط، رسیدن به نتایج دلخواه است.
ارتباط یک فرآیند است و لذا پویا، روان، متحرک و همیشه در تغییر است. پس ساکن نیست.
برخی نکات اصلی این فرآیند عبارتند از:
۱ ـ ارتباط، عبارت از انتقال و اشتراک معانی است. معانی، ممکن است عقاید، تصویرها یا اندیشه هایی باشند که به صورت سمبل ( مثلاً نوشتاری، گفتاری، موسیقی، لباس، دود، هنر و …….. ) بیان می شوند.
۲ ـ سمبل های مورد استفاده، به خودی خود دارای معنی نیستند. واژه ها یا همه سمبل هایی که ما برای انتقال پیام هایمان استفاده می کنیم، به خودی خود دارای معنی نیستند، این مردمی که از آنها استفاده می کنند هستند که به آنها معنی می دهند.
۳ ـ ارتباط بدون درک ممکن نیست. این یک نکته کلیدی دیگر در فرآیند است. درک عبارت است از فرآیند ایجاد تاثیر از چیز ( یک فرد، یک واقعه یا هر محرکی که بر هشیاری ما موثر است ) و سپس قضاوت در مورد آن. مشاهدات و قضاوت های ما تحت تاثیر حواس پنج گانه ما هستند. ( بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی )
کدها، نشانه ها و نمادها
کدها یا نشانه ها و نمادها به سه دسته تقسیم می شوند:
سمبل و زبان
کاربرد زبان:
کهکشان های ارتباطی M. Mackluhan
مک لوهان دانشمند کانادایی معتقد است که ارتباطات حیات بشری را به سه دوره ( کهکشان ) تقسیم کرده است:
۱- کهکشان شفاهی (از آغاز حیات بشر تا اختراع چاپ ۱۴۳۶م) که ارتباطات بشری صرفا اشاره ای و زبانی بود.
۲- کهکشان گوتنبرگ (اختراع چاپ در ۱۴۳۶ تا ساخت رادیو ۱۸۹۶م) در این دوره ارتباط نوشتاری گسترش یافت.
۳- کهکشان مارکنی ( اختراع رادیو تا کنون ) در این دوره ارتباطات دور و الکترونیکی گسترش یافت.
دهکده جهانی مک لوهان
به نظر مک لوهان وسایل ارتباطی باعث شده که جهان ما کوچکتر و آگاهی ها بیشتر و قدرت نفوذ صاحبان وسایل ارتباطی افزون تر شود. بر این اساس دیگر مرزهای جغرافیایی معنای خود را از دست داده و امواج رسانه ای بدون اخذ ویزا و پاسپورت می تواند به هر کشور، شهر و منطقه ای و حتی خانه ای وارد شود و تاثیر خود را بگذارد بدون آنکه دولت ها قادر باشند جلوی انتشار این امواج را بگیرند.
مراحل ارتباط:
مرحله اول ـ دسترسی به گروه مخاطب
ارتباط نمی تواند موثر باشد مگر این که در گروه مخاطب خود شنیده و یا دیده شود. ممکن است این امر واضح بنظر رسیده و نیاز به تئوری های پیچیده برای توضیح نداشته باشد اما بسیاری از برنامه ها حتی در این مرحله ی ساده دچار شکست می شوند.
این امر مستلزم مطالعه گروه مخاطب برای درک این مسئله است که عادات شنیداری و خواندنی آنان چه می باشد. ) مخاطب شناسی )
مرحله دوم ـ جلب توجه مخاطب
هر ارتباطی باید توجه را به نحوی جلب کند که مردم برای گوش کردن و یا خواندن آن تلاش کنند.
مثال هایی از شکست ارتباطی در این مرحله عبارتند از:
رد شدن از کنار پوستر بدون زحمت دادن به خود برای نگاه کردن به آن
توجه نکردن به صحبت بهداشتی یا نمایش عملی در کلینیک
در هر موقعیت زمانی، حدود وسیعی از اطلاعات را از طریق پنج حس مان یعنی لامسه، بویایی، بینایی، شنوایی و چشایی دریافت می کنیم. توجه روندی است که به وسیله آن فرد، بخشی از این مجموعه پیچیده را برای دقت و تمرکز انتخاب می کند.