
چکیده
تحولاتی که در چند دهه اخیر در ساختار جمعیتی چین رخ داده، نقشی تعیین کننده در شکل گیری سیاست های اجرایی این کشور داشته است. چین که زمانی با رشد شتابان جمعیت مواجه بود، به مرور دریافت که ادامه این روند می تواند موانعی جدی برای توسعه اقتصادی و حفظ تعادل اجتماعی ایجاد کند. از این رو مجموعه ای از برنامه های تنظیم خانواده، اصلاح نهادهای اقتصادی و کنترل های ساختاری را در دستور کار قرار داد تا بتواند میان ظرفیت های توسعه و افزایش جمعیت توازن برقرار سازد. این مقاله با بررسی مدل چینی توسعه، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی سیاست های جمعیتی و روند تاریخی شکل گیری این تصمیم ها، تلاش دارد تصویری روشن از سازوکارهای چین در مدیریت رشد جمعیت ارائه دهد. تحلیل مورد بحث نشان می دهد که سیاست های چین نه تنها بر ابعاد اقتصادی و جمعیتی اثرگذار بوده، بلکه بر وضعیت زندگی کارگران، دهقانان و طبقات زحمت کش نیز پیامدهای عمیقی برجای گذاشته است.
مقدمه
چین به عنوان یکی از پرجمعیت ترین کشورهای جهان، طی یک قرن گذشته تحولات گسترده ای را در ساختار اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی خود تجربه کرده است؛ تحولاتی که هر یک در شکل گیری سیاست های اجرایی این کشور در برابر روند رشد جمعیت نقش اساسی داشته اند. رشد سریع جمعیت در دهه های میانی قرن بیستم، هم زمان با تلاش های دولت چین برای صنعتی سازی و ایجاد زیرساخت های توسعه محور، موجب شد تا مسأله جمعیت نه به عنوان یک موضوع عادی جمعیت شناختی، بلکه به عنوان یک چالش ملی مورد توجه قرار گیرد. افزایش مداوم تعداد موالید، فشار فزاینده بر منابع محدود، مهاجرت های گسترده و تغییر چهره روابط اجتماعی موجب شد چین به تدریج به سمت سیاست های جدیدی حرکت کند که هدف آن مهار رشد جمعیت و برقراری توازن بود.
روند شکل گیری سیاست های جمعیتی چین تنها نتیجه یک تصمیم سیاسی مقطعی نبود، بلکه حاصل سال ها تجربه، مشاهده پیامدهای توسعه نامتوازن و بازاندیشی در مدل اقتصادی کشور بود. با آغاز اصلاحات اقتصادی و شکل گیری مدل چینی توسعه، شکاف منطقه ای میان نواحی شرقی و غربی افزایش یافت. تمرکز سرمایه گذاری در سواحل شرقی، مهاجرت میلیون ها کارگر از غرب به این مناطق را رقم زد و پدیده ای به نام «کارگران سیار» شکل گرفت؛ گروه هایی که برای یافتن شغل از شهری به شهر دیگر می رفتند و در ساختار جدید اقتصاد چین نقشی کلیدی اما پرچالش داشتند. این دگرگونی ها باعث شد سیاست گذاران بیش از پیش دریافتند که رشد جمعیت بدون برنامه ریزی، نه تنها فرصت ساز نیست، بلکه می تواند به تشدید نابرابری ها و فشارهای اجتماعی منجر شود.
در چنین بستری بود که برنامه تنظیم خانواده در چین اجرا شد. این سیاست که بعدها به یکی از شناخته شده ترین نمونه های کنترل جمعیت در جهان تبدیل شد، تلاشی بود برای کاهش نرخ زاد و ولد و مهار پیامدهای ناشی از جمعیت پذیری بالا. با این حال اجرای این برنامه تنها یک اقدام جمعیتی نبود؛ بلکه بخشی از یک ساختار وسیع تر محسوب می شد که هدف آن ایجاد هماهنگی میان توسعه اقتصادی و ظرفیت های اجتماعی و زیست محیطی بود. از آن جا که مناطق مختلف چین در شرایط متفاوتی قرار داشتند، نتایج این سیاست نیز در بخش های مختلف کشور یکسان نبود. برای نمونه، مناطق ساحلی که رشد اقتصادی سریع تری داشتند، اثرگذاری بیشتری از این سیاست پذیرفتند، در حالی که مناطق غربی همچنان با دشواری های معیشتی و مهاجرت های گسترده مواجه ماندند.
افزون بر این، مدل چینی توسعه خود بر روندهای جمعیتی اثرگذار بود. توسعه مناطق اقتصادی ویژه، گرچه فرصت های اقتصادی تازه ای ایجاد کرد، اما ساختار جذب نیروی کار را نیز تغییر داد و به افزایش جمعیت کارگران مهاجر و ظهور اشکال جدید نابرابری انجامید. شرایط سخت کاری، ساعات طولانی، فقدان امنیت شغلی و اقامت های ناپایدار، تصویری از هزینه های اجتماعی این توسعه را آشکار می کرد. همین عوامل، بار دیگر ضرورت تداوم سیاست های کنترل جمعیت و تنظیم ساختار نیروی کار را تقویت کرد.
با این حال سیاست های جمعیتی چین تنها به دوران اوج رشد جمعیت محدود نشد. پس از آن که نرخ زاد و ولد کاهش یافت و آثار سیاست تک فرزندی نمایان شد، چین با چالش هایی تازه روبرو گردید: پیری جمعیت، کاهش نیروی کار جوان و تغییر ساختار خانوارها. این شرایط باعث شد دولت چین در سال های اخیر سیاست های جدیدی برای تشویق زاد و ولد و افزایش جمعیت جوان تدوین کند؛ موضوعی که نشان می دهد مدیریت جمعیت فرآیندی پویا است و نمی توان آن را به یک دوره مشخص محدود کرد.
بررسی سیاست های جمعیتی چین، چه در دوره کنترل شدید رشد و چه در دوره تلاش برای افزایش جمعیت، فرصت مناسبی برای تحلیل رابطه میان توسعه، جمعیت و ساختار اجتماعی فراهم می کند. این سیاست ها نه تنها مسیر اقتصادی چین را تحت تأثیر قرار داده اند، بلکه کیفیت زندگی طبقات مختلف، وضعیت کارگران، ساختار خانواده ها و حتی الگوی مهاجرت داخلی را نیز دگرگون کرده اند. تحلیل این تجربه، امکان درک بهتری از پیچیدگی های مدیریت جمعیت در یک کشور پهناور با تنوع فرهنگی و اقتصادی بالا فراهم می آورد و مسیرهای متفاوت سیاست گذاری را در برابر پژوهشگران قرار می دهد.
فهرست مطالب
مقدمه: ۱
مدل چینی توسعه و پی آمدهایش بر زندگی زحمت کشان ۲
مدل چینی توسعه ۱۴
اصلاح نهادها ۱۵
مدل چینی توسعه ۱۹
چند گانگی الگوهای اقتصادی ۲۳
سیاستهای چین درباره ی مسائل مختلف ۳۶
سیاست های چین : ۳۶
سیاست های چین درباره ی روند رشد جمعیت ۴۱
برنامه تنظیم خانواده ۴۱
جمعیت چین ۴۲
درباره خود کشور چین ۴۳
وسعت چین ۴۳
نتیجه گیری: ۴۶