
مقدمه:
صنعت تجارت الکترونیک در طول دو دهه اخیر دچار تحولات بنیادینی شده است که ساختارهای اقتصادی و الگوهای رقابتی بازار را به طور گسترده بازتعریف کرده است. ورود فناوری های نوین و توسعه شبکه جهانی اینترنت نه تنها شیوه ارائه محصولات و خدمات را تغییر داده، بلکه نقش واسطه ها، زنجیره های ارزش و تعاملات میان شرکت ها و مشتریان را به شکل قابل توجهی دگرگون کرده است. در این فضا، شرکت ها دیگر تنها با مدیریت داخلی و منابع خود محدود نمی شوند، بلکه باید توانایی هماهنگی فعالیت ها با شرکای تجاری، تامین کنندگان و حتی رقبا را در سطح جهانی در نظر بگیرند. پیچیدگی های ناشی از فناوری اطلاعات و تجارت دیجیتال، زمینه ساز تغییرات اساسی در توزیع قدرت اقتصادی بین بازیگران مختلف صنعت شده و باعث ایجاد رقابت های نوینی در سطح بین المللی گردیده است.
یکی از مهم ترین اثرات ظهور فناوری های تجارت الکترونیک، تغییر توازن قدرت در صنعت است. چارچوب پنج نیروی پورتر، که یکی از ابزارهای شناخته شده تحلیل صنعت به شمار می رود، همچنان برای بررسی اثرات این تحول کاربرد دارد، اما با ویژگی های جدید بازار دیجیتال سازگار شده است. تهدید ورود تازه واردان، قدرت چانه زنی مشتریان و تامین کنندگان، وجود محصولات یا خدمات جایگزین و شدت رقابت میان شرکت های موجود در بازار، همگی تحت تاثیر شبکه جهانی اینترنت و جریان های دیجیتال قرار گرفته اند. دسترسی گسترده به اطلاعات، کاهش هزینه های جستجو و امکان مقایسه سریع محصولات و خدمات، باعث شده قدرت مشتریان افزایش یابد و شرکت ها ناچار شوند مدل های رقابتی و استراتژی های خود را بازطراحی کنند. این وضعیت، مرزهای سنتی رقابت را تغییر داده و فرصت ها و تهدیدهای جدیدی را برای شرکت ها ایجاد کرده است.
همزمان با تغییر قدرت در صنعت، فناوری های دیجیتال امکان هماهنگی بهتر فعالیت ها در داخل و خارج شرکت ها را فراهم کرده اند. اتوماسیون فرایندهای داخلی، یکپارچه سازی اطلاعات و استفاده از پلتفرم های دیجیتال، امکان مدیریت دقیق تر زنجیره تأمین، بازاریابی، فروش و خدمات پس از فروش را فراهم می کند. این تغییرات نه تنها باعث افزایش بهره وری شده، بلکه شرکت ها را قادر ساخته است واکنش سریع تری به تغییرات بازار نشان دهند و منابع خود را به شکل بهینه تری تخصیص دهند. مدل های تحلیل سیستم ارزش و بررسی حلقه های مختلف زنجیره ارزش، از تدارکات داخلی و توسعه تکنولوژی تا بازاریابی و خدمات پس از فروش، نشان می دهد که هر بخش از زنجیره چگونه می تواند تحت تاثیر تحول دیجیتال قرار گیرد و نقش خود را در ایجاد مزیت رقابتی بازتعریف کند.
سه اثر دیگر که تجارت الکترونیک به وضوح بر زنجیره ارزش صنعت ایجاد کرده، شامل عدم مداخله، کاهش یکپارچگی و همگرایی دیجیتال است. عدم مداخله، به کاهش نقش واسطه ها و امکان تعامل مستقیم شرکت ها با مشتریان و تامین کنندگان اشاره دارد. کاهش یکپارچگی، به انعطاف بیشتر شرکت ها در انتخاب شرکا و مدیریت بخش های مختلف زنجیره ارزش اشاره دارد که از طریق پلتفرم های دیجیتال امکان پذیر شده است. همگرایی دیجیتال نیز نشان دهنده ادغام فناوری ها و فرآیندهای مختلف در محیط دیجیتال است، به طوری که تولید، توزیع و مدیریت محتوا به شکلی یکپارچه و قابل رصد در زمان واقعی انجام می شود. این سه اثر، با وجود آنکه در برخی صنایع پیش از این مشاهده شده بودند، در محیط تجارت الکترونیک به دلیل ویژگی های منحصر به فرد اینترنت و شبکه های دیجیتال اهمیت و شدت بیشتری پیدا کرده اند.
تجارت الکترونیک همچنین به بازتعریف نقش های سنتی در صنایع مختلف پرداخته است. واسطه ها جای خود را به پلتفرم های آنلاین داده اند که توانایی مدیریت جریان اطلاعات، پردازش سفارش ها و ارائه خدمات به مشتریان را به شکل متمرکز و دیجیتال دارند. تحلیل هزینه های معامله و مدل های واسطه زدایی نشان می دهد که شرکت ها می توانند با کاهش مراحل غیرضروری در زنجیره ارزش، هزینه ها را پایین آورده و سرعت پاسخگویی را افزایش دهند. از سوی دیگر، ظهور محتوا و توزیع دیجیتال، امکان بازیافت اطلاعات و پردازش مجدد داده ها را فراهم ساخته و فرصت های جدیدی برای توسعه محصولات و خدمات ایجاد کرده است. در این محیط، صنایع جهانی با فشار رقابتی شدیدتری مواجه شده و لازم است توانمندی های سازمانی، روابط مشتری و تامین کننده و سیاست های داخلی و عمومی را به گونه ای مدیریت کنند که با روندهای دیجیتال همخوانی داشته باشد.
تجارت الکترونیک نه تنها صنایع را از نظر اقتصادی بازتعریف کرده، بلکه چارچوب های سنتی تصمیم گیری و ساختارهای سازمانی را نیز دگرگون ساخته است. قابلیت های فناوری اطلاعات در تحلیل داده ها، پیش بینی رفتار مشتریان و بهینه سازی زنجیره های تأمین، باعث شده شرکت ها نقش های سنتی خود را بازبینی کنند و به سمت مدل های انعطاف پذیرتر و مبتنی بر شبکه حرکت کنند. این تحولات، تعاملات میان شرکت ها و مشتریان، جریان اطلاعات و حتی سیاست گذاری های عمومی را تحت تاثیر قرار داده و زمینه را برای شکل گیری ساختارهای نوین اقتصادی در سطح جهانی فراهم آورده است. توانایی ادغام فناوری های نوین، مدیریت منابع انسانی دیجیتال و بهینه سازی توسعه تکنولوژی، شرکت ها را در مسیر ایجاد مزیت های رقابتی پایدار و حضور موثر در بازارهای پیچیده هدایت می کند و چشم انداز جدیدی از رقابت و ارزش آفرینی در صنعت تجارت الکترونیک به نمایش می گذارد.
فهرست مطالب
مقدمه ۴
تغییر قدرت صنعت ۵
قدرت معامله خریداران ۵
تهدید داوطلبان ورود جدید: ۶
تهدید جانشینی: ۷
قدرت معامله خریداران: ۸
معامله قدرت عرضه کنندگان: ۸
مسابقه رقابتی مابین دست اندرکاران موجود: ۹
افزایش قدرت مشتریان: ۹
تجزیه تحلیل سیستم ارزش: ۱۰
تدارکات درونی: ۱۰
اقدام عملی: ۱۰
تدارکات بیرونی: ۱۰
بازاریابی و فروش: ۱۱
سرویس (یا خدمات بهد از فروش): ۱۱
تدارکات: ۱۱
توسعه تکنولوژی: ۱۱
مدیریت منابع انسانی: ۱۲
زیربنای شرکت: ۱۲
مدل ۳D: 13
واسطه زدائی / واسطه گری مجدد: ۱۴
واسطه زدائی ۱۵
نظریه هزینه معامله: ۱۸
واسطه زدائی ۱۹
عدم اجماع/ اجماع مجر ۲۱
اجماع مجدد ۲۶
همگرایی دیجیتالی ۲۷
تولید محتوا ۲۸
توزیع: ۲۹
بازیافت محتوا و پردازش ۳۱
دو هدف مختلف اینده: ۳۵
تاثیر بر روی صنایع جهانی: ۳۶
فاکتورهای غیر اقتصادی ۳۷
قابلیت های سازمانی: ۳۸
روابط مشتری و تامین کننده: ۳۸
موسسه گرایی: ۴۰
بافت سیاست عمومی: ۴۲
جمع بندی ۴۳