مقاله بررسی مفهوم و مبانی مشروعیت در نظام های سیاسی

25 بازدید

بررسی مفهوم و مبانی مشروعیت در نظام های سیاسی

چکیده
این مقاله به بررسی مفهوم و مبانی مشروعیت در نظام های سیاسی می پردازد و با تحلیل دیدگاه های فیلسوفان و متفکران کلاسیک و معاصر، منابع و ارکان مشروعیت، رابطه آن با مقبولیت و کارآمدی، و تفاوت میان مشروعیت قانونی، سنتی، اخلاقی و ایدئولوژیک را مورد مطالعه قرار می دهد.

مقدمه
بحث مشروعیت از قدیمی ترین و بنیادی ترین مسائل در مطالعات نظام های سیاسی محسوب می شود و توجه به آن از یونان باستان تا عصر حاضر ادامه یافته است. فیلسوفانی همچون افلاطون و ارسطو نخستین تلاش ها را در تحلیل ماهیت حکومت و تقسیم بندی انواع آن به آریستوکراسی، دموکراسی، مونارکی و جمهوری انجام دادند و با این رویکرد، مسئله تمایز حکومت های مشروع و نامشروع شکل گرفت. در ادامه، متفکران قرون وسطی و عصر رنسانس نظیر سیسرو، آگوستین قدیس، توماس آکویناس و در حوزه مشرق زمین، فارابی، ابن سینا، ابن رشد و غزالی با تکیه بر فلسفه، دین و اخلاق به بازشناسی اصول مشروعیت نظام های سیاسی پرداختند. این میراث فکری، پایه ای برای تحلیل های مدرن مشروعیت فراهم کرده است و همچنان در پژوهش های معاصر علوم سیاسی مورد استناد قرار می گیرد.

اساساً هر حکومت یا نظام سیاسی برای ایجاد و تثبیت قدرت خود نیازمند بازشناسی و تبیین مبانی مشروعیت خویش است. مشروعیت تعیین می کند که چرا مردم باید از فرمان ها و تصمیم های حاکم پیروی کنند و بر چه اساسی حق فرمانروایی به یک حاکم یا نهاد سیاسی تعلق می گیرد. این مفهوم به بررسی منابع قدرت و اعتبار حکومت می پردازد و نقش مهمی در تثبیت یا تضعیف ساختارهای سیاسی دارد. از سوی دیگر، مشروعیت با مقبولیت و کارآمدی حکومت ارتباط مستقیم دارد؛ حکومتی که مشروعیت خود را از دست دهد، حتی اگر قدرت فیزیکی یا نظامی داشته باشد، نمی تواند به پایداری و ثبات دست یابد.

یکی از نکات اساسی در تحلیل مشروعیت، پرسش از منابع آن است. آیا مشروعیت تنها ناشی از قدرت و زور است؟ یا اینکه سنت ها، قراردادهای اجتماعی و عقلانیت جمعی نیز می توانند پایه مشروعیت محسوب شوند؟ آیا ویژگی های اخلاقی و حکمت رهبران می تواند مشروعیت فردی ایجاد کند؟ این پرسش ها نشان می دهد که مشروعیت نه تنها یک مفهوم سیاسی، بلکه پدیده ای چندوجهی است که در آن هنجارهای قانونی، عرفی، اخلاقی، دینی و عقلانی با هم تلاقی دارند. به همین دلیل، نویسندگان و نظریه پردازان سیاسی گاه در تعریف آن دچار تذبذب شده اند و میان جنبه های هنجاری و غیرهنجاری، ایدئولوژیک و ساختاری، مشروعیت شخصی و نهادی خلط ایجاد شده است.

در نظام های سیاسی معاصر، مشروعیت به دو رکن اصلی مرتبط است: نخست رکن حاکم، یعنی این که چرا مردم باید از او پیروی کنند و چه معیارهایی حق فرمانروایی او را توجیه می کند؛ و دوم رکن نظام حکومتی، یعنی نوع ساختار حکومتی و دلایل تحقق آن، اعم از دموکراسی، حکومت لیبرالی، نخبه گرایی یا اشراف سالاری. از منظر فلسفه سیاسی، تنها حکومت هایی که با رضایت مردم، انطباق با قوانین و آموزه های اخلاقی و دینی و قابلیت اعمال قدرت مشروع همراه باشند، می توانند مشروعیت واقعی داشته باشند. حکومت های زورمدار و استبدادی ممکن است قدرت موقت کسب کنند، اما مشروعیت واقعی از توافق و پذیرش عمومی نشأت می گیرد و با اعمال فشار یا غصب به دست نمی آید.

تحلیل مشروعیت در علوم سیاسی نشان می دهد که این مفهوم ابزار فهم رابطه میان حاکم، ملت و ساختارهای حکومتی است. تعاریف مختلف مشروعیت شامل قانونی بودن، انطباق با سنت ها، رضایت مردم، ویژگی های اخلاقی حاکم، توجیه عقلانی اعمال قدرت، حقانیت، مقبولیت عمومی و انطباق با آموزه های دینی می شود. پژوهش حاضر تلاش می کند با بررسی تاریخی و نظری این مفاهیم، چارچوبی منسجم برای فهم مشروعیت در نظام های سیاسی ارائه دهد و جایگاه آن را در حفظ ثبات و پایداری حکومت ها روشن سازد.

مناسب جهت استفاده دانشجویان رشته حقوق
حاوی فایل ورد و قابل ویرایش

قیمت محصول
42,000 54,545 تومان
23% تخفیف
تعداد صفحات
49
فرمت فایل
doc
تضمین بازگشت وجه در صورت عدم رضایت