
مقدمه:
قرص های روانگردان در سال های اخیر به یکی از بحث برانگیزترین پدیده های دنیای مواد شیمیایی تبدیل شده اند؛ موادی که با ظاهر فریبنده، رنگ های متنوع و نمادهایی که روی سطح آنها حک می شود، تصویری جذاب و فریب کارانه از خود نشان می دهند، اما در لایه های پنهان، سازوکاری پیچیده و آثاری عمیق بر مغز و بدن ایجاد می کنند. در میان این گروه، قرص های اکستاسی یا MDMA جایگاه ویژه ای دارند؛ موادی که با نام های مختلفی مانند اکس، X، XTC و حتی «قرص شادی» شناخته می شوند و اغلب به عنوان محرک سرخوشی، انرژی و هیجان معرفی می گردند. ترکیب شیمیایی این قرص ها، حاصل فرایندهای صنعتی است و همین ویژگی باعث می شود که اثر آنها قابل پیش بینی نباشد؛ زیرا هر قرص می تواند حاوی نسبت های متفاوتی از مواد محرک، ناخالصی ها و ترکیبات افزودنی باشد.
ظاهر این قرص ها همیشه بخشی از بازی است. شکل ها، آرم ها و رنگ های مختلف، تصور کاذبی ایجاد می کنند که هر طرح نشان دهنده نوع مشخصی از اثر است؛ در حالی که هیچ تضمینی برای درستی این نشانه گذاری ها وجود ندارد. همین ابهام، اکستاسی را به ماده ای تبدیل می کند که مرز میان هیجان و خطر را به سرعت محو می کند. رفتارهای هیجانی، احساس توانایی غیرواقعی، جسارت های ناگهانی، کاهش مهار رفتاری و به ویژه اختلال در کنترل جنسی، از ویژگی هایی است که در بسیاری از مصرف کنندگان دیده می شود و فضای پارتی ها و کلوپ ها را به بستری برای رفتارهای پرخطر تبدیل می کند. مدت کوتاهی بعد از پایان اثر اولیه، خستگی، بی انگیزگی، اضطراب، بی قراری و احساس پوچی جایگزین هیجان می شود و چرخه ای فرساینده بر ذهن و بدن تحمیل می کند.
از نظر تعریف، اکستاسی یک ماده روانگردان مصنوعی است که هم خاصیت تحریکی شبه آمفتامین دارد و هم ویژگی های توهم زای نزدیک به LSD را بازتاب می دهد. فرمول شیمیایی آن متیلن دی اکسی آمفتامین است و سال هاست که در بازار غیررسمی با نام های خیابانی متعددی گردش می کند. این ماده برای سیستم عصبی سمی به شمار می رود و در دوزهای بالا می تواند دمای بدن را به سرعت افزایش دهد؛ وضعیتی که به تخریب عضلات، فشار شدید بر کلیه ها و آسیب های قلبی–عروقی منتهی می شود. هم خانواده های آن مانند آمفتامین و کوکائین نیز الگوی مشابهی از تحریک و فرسودگی عصبی ایجاد می کنند و صف مشترکی از پیامدهای خطرناک را شکل می دهند.
سابقه حضور این ماده در تاریخ نیز مسیری پرپیچ و خم دارد. در جنگ جهانی اول، نمونه هایی از این دارو برای سربازان ساخته شد تا احساس خستگی و فشار نبرد را تجربه نکنند. با مرگ و عوارض جدی، تولید متوقف شد، اما دهه های بعد در اروپا تولید دوباره آغاز شد و به تدریج راه خود را به مجالس رقص و فضاهای شبانه باز کرد. از دهه ۱۹۸۰ به بعد، مصرف آن در کلوپ ها و مهمانی ها افزایش یافت و به همراه موسیقی تند و نورپردازی های مهیج، تصویری جدید از «قرص شادی» ساخته شد؛ تصویری که بخش بزرگی از واقعیت زیستی و روانی را پنهان می کند.
در سطح عصبی، تأثیر اصلی MDMA بر سیستم سروتونرژیک مغز شکل می گیرد. پژوهش های تصویربرداری نشان داده اند که این ماده به نورون هایی که با واسطه شیمیایی سروتونین کار می کنند آسیب می رساند. سروتونین در تنظیم خلق، پرخاشگری، خواب، میل جنسی و حساسیت به درد نقش محوری دارد. اختلال در این سامانه، یعنی نوسان های شدید خلقی، تحریک پذیری، بی قراری، فرسودگی ذهنی و کاهش تدریجی توان مغز برای بازگشت به تعادل. همین دگرگونی هاست که پس از پایان اثر سرخوشی، حس سنگین بیهودگی و تهی شدن را برجای می گذارد و مسیر را برای پیامدهای رفتاری و روانی پیچیده باز می کند.