
مقدمه:
توسعه پایدار و مدیریت نوین مفاهیمی هستند که در دهه های اخیر توجه بسیاری از جوامع و نظام های مدیریتی را به خود جلب کرده اند و پیوند میان ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی توسعه با ملاحظات محیطی و حفاظت از منابع طبیعی را به عنوان محور اصلی فعالیت های برنامه ریزی و سیاستگذاری معرفی کرده اند. توسعه، در مفهوم سنتی خود، عمدتاً بر رشد اقتصادی، افزایش تولید ناخالص داخلی، بهره وری، ایجاد اشتغال و بهبود شاخص های رفاهی متمرکز بود، اما ظهور نگرش توسعه پایدار، چارچوب گسترده تری از فعالیت ها و اهداف را مطرح کرده است که ضمن در نظر گرفتن بهره وری اقتصادی، به عدالت اجتماعی، ارتقای شاخص های فرهنگی و مشارکت سیاسی شهروندان نیز توجه دارد. در این چارچوب، توسعه نه صرفاً رشد عددی و اقتصادی، بلکه فرایندی تعاملی، پویا و چند بعدی است که نیازهای کنونی جامعه را تأمین کرده و در عین حال توانایی نسل های آینده برای تأمین نیازهای خود را حفظ می کند.
مدیریت نوین، به ویژه در زمینه دولتی، از دهه ۷۰ میلادی جایگزین مدل سنتی مدیریت شده است و با تمرکز بر افزایش مسئولیت مدیران نسبت به محیط پیرامونی، انطباق با تغییرات اجتماعی و اقتصادی و بهره گیری از فناوری های نوین، ابزاری برای تحقق اهداف توسعه پایدار ارائه می دهد. این رویکرد، نظام اداری را از حالت متمرکز و بروکراتیک به سامانه ای منعطف و پاسخگو تبدیل کرده و امکان هماهنگی بهتر میان بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی و محیطی را فراهم می سازد. مدیریت نوین، با ترکیب استراتژی های برنامه ریزی، سیاستگذاری و اجرای پروژه های توسعه ای، نقش اساسی در شکل دهی مسیر پایدار و بهره برداری هوشمندانه از منابع طبیعی و انسانی ایفا می کند.
توسعه پایدار، در این نگاه، مجموعه ای از سیاست ها و اقدامات است که به جای تمرکز صرف بر رشد اقتصادی، روابط میان افراد و گروه ها، توزیع عادلانه منابع، ارتقای فرهنگ عمومی، دسترسی به آموزش و بهبود شاخص های سلامت و رفاه اجتماعی را نیز در بر می گیرد. ابعاد اقتصادی توسعه پایدار شامل افزایش بهره وری، کارآفرینی، ایجاد فرصت های شغلی و بهبود کیفیت زندگی است، در حالی که بعد اجتماعی آن به مشارکت همگانی، برابری و تقویت عدالت اجتماعی مرتبط می شود. بعد فرهنگی توسعه پایدار، توجه به گسترش دانش، دسترسی برابر به فضاهای فرهنگی و ارتقای سطح معرفت عمومی را شامل می شود و بعد سیاسی، امکان مشارکت فعال شهروندان در تصمیم گیری ها و شفافیت فرایندهای حکومتی را در نظر می گیرد.
در عصر اطلاعات و ارتباطات، مدیریت نوین همچنین با چالش های دیجیتال و تغییرات سریع محیطی مواجه است که شامل بی ثباتی شرایط اقتصادی و اجتماعی، تغییر تعاریف و استانداردها، سرعت بالای تحولات فناوری و نیاز به انعطاف پذیری سازمانی است. مدیران نوین در این زمینه می بایست توانایی ارتباط عاطفی و فرهنگی با کارکنان و شهروندان، انسجام شخصیتی، درک جامع از محیط و سازگاری با تغییرات را دارا باشند. این رویکرد نیازمند بازنگری در ساختارهای سنتی و ایجاد نظام اداری پویا و پاسخگوست تا بتواند الزامات توسعه پایدار را در محیط پیچیده و چند بعدی کنونی مدیریت کند.
نقش دولت در تحقق توسعه پایدار و مدیریت نوین، از طریق سیاستگذاری دقیق، طراحی برنامه های میان مدت و بلندمدت و اجرای طرح های هدفمند اقتصادی و اجتماعی نمایان می شود. در این میان، انسجام بین بخش های دولتی و خصوصی، توجه به روابط انسانی، ایجاد فرآیندهای شفاف تصمیم گیری، استفاده از داده ها و فناوری اطلاعات و تطبیق مقررات با تغییرات محیطی، از مولفه های کلیدی هستند که شکل دهنده مسیر توسعه پایدار به شمار می روند. مدیریت نوین نه تنها به طراحی سازوکارهای بهینه برای اداره منابع و پروژه ها می پردازد، بلکه تعامل میان تمامی ذی نفعان، تقویت نهادهای مدنی و ایجاد هماهنگی بین اهداف کوتاه مدت و بلندمدت را نیز در بر می گیرد.
در سطح عملیاتی، مدیریت نوین و توسعه پایدار بر ایجاد شاخص ها و معیارهایی برای سنجش عملکرد و کارایی در تمامی حوزه ها تمرکز دارد و بر اساس آن تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها هدایت می شوند. این شاخص ها شامل بهره وری اقتصادی، شاخص های عدالت اجتماعی، سلامت محیط زیست، میزان مشارکت عمومی و میزان دسترسی به منابع و خدمات فرهنگی و آموزشی هستند. همزمان، توسعه پایدار، چارچوبی برای هماهنگی میان تغییرات اقتصادی، اجتماعی و محیطی فراهم می آورد که می تواند باعث افزایش انسجام و سازگاری کل سیستم با تحولات داخلی و خارجی شود.
پیوند میان مدیریت نوین و توسعه پایدار همچنین در ظرفیت سازی نهادی و توانمندسازی نیروهای انسانی نمایان می شود. سیستم های مدیریتی مدرن، با تمرکز بر آموزش، توسعه مهارت ها و افزایش مسئولیت پذیری مدیران، امکان بهره برداری بهتر از منابع را فراهم می کنند. فناوری های نوین، ابزارهای اطلاعاتی و روش های نوآورانه مدیریتی، به تسریع در اجرای پروژه های توسعه ای و ایجاد شبکه های همکاری مؤثر میان بخش های مختلف کمک می کنند و چارچوبی برای همسویی اقدامات اقتصادی، اجتماعی و محیطی ایجاد می نمایند.
توسعه پایدار و مدیریت نوین با ایجاد ارتباط میان ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، و هماهنگی میان بخش های مختلف دولتی و خصوصی، روندی چند سطحی، پویا و مستمر از تحول در جامعه را ترسیم می کنند که انعطاف پذیری و توانایی پاسخ به تحولات محیطی را در تمام سطوح اداری و اجتماعی به نمایش می گذارد. این فرآیند در سطوح مختلف از سیاستگذاری و برنامه ریزی کلان تا اجرای پروژه های محلی، شبکه ای از اقدامات هماهنگ و یکپارچه را شکل می دهد که توانایی تطبیق با نیازها و شرایط مختلف جامعه را حفظ می کند.
فهرست مطالب:
مدیریت نوین و توسعه پایدار
چکیده
مقدمه
مفاهیم و دیدگاه های توسعه
تفاوت توسعه در مفهوم سنتی و پایدار
مدیریت و توسعه
افقهای آینده مفاهیم توسعه و مدیریت
مدیریت دولتی و توسعه
توسعه و نقش ها و فعالیت های مدیریتی دولت
سیاستگذاری و تصمیم گیریها
توسعه پایدار و مدیریت دولتی
نظام اداری توسعه
نتیجه گیری
چالش های مدیریت دیجیتال در عصر ارتباطات حاضر
مقدمه
شرح
بی ثباتی (Instability)
روابط انسانی (Human Relation)
سرعت تحولات Speed of Changes
تغییر تعاریف Definition in Change
مدیر عالی مناسب عصر اطلاعات چگونه فردی است ؟
ارتباط عاطفی با افراد دارای زمینه های گوناگون فرهنگی
انسجام شخصیتی
نتیجه
منابع و مآخذ مورد استفاده