
مقدمه:
پیدایش علم مدیریت ریشه در تحول جوامع انسانی و نیاز آنها به ساماندهی فعالیت ها دارد. اگرچه مفهوم حرفه ای مدیریت تقریباً به یک قرن و نیم قبل بازمی گردد، اما تجربه عملی مدیریت در شکل های ابتدایی آن به آغاز تشکیل جوامع بشری مرتبط است. جوامع در طول تاریخ پنج دوره عمده را پشت سر گذاشته اند که هر یک با ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و فناورانه خاص خود، شکل و ماهیت مدیریت را دگرگون کرده اند. در دوره خوراکجو یا عصر نخستین کشاورزی، نیازهای انسان ها به شکل مستقیم تولید و مصرف می شد و مدیریت عمدتاً بر کنترل و توزیع منابع محدود و حیاتی متمرکز بود. این دوره نشان دهنده ابتدایی ترین شکل سازماندهی انسانی است که هدف آن بقا و تأمین نیازهای روزمره بود.
با گذار به عصر کشاورزی، تولید از سطح مصرف فراتر رفت و مازاد محصولات نیازمند سازوکارهای مدیریت پیچیده تر شد. در این مرحله، مدیریت تنها به عنوان کنترل تولید شناخته نمی شد بلکه سازماندهی، برنامه ریزی و تخصیص منابع برای بهره برداری بهینه از مازاد تولید، بخش جدایی ناپذیر فعالیت های انسانی شد. این دوران، مقدمات شکل گیری نظام های رسمی مدیریتی را فراهم کرد و پایه های اصول برنامه ریزی، هماهنگی و نظارت در فرآیندهای تولید شکل گرفت.
در جامعۀ صنعتی، تولید نه تنها افزایش یافت بلکه تنوع محصولات نیز به شدت رشد کرد. این تغییرات ساختاری و فناورانه، ضرورت ایجاد رویکردهای علمی و حرفه ای مدیریت را برجسته نمود. کارخانه ها و خطوط تولید بزرگ نیازمند برنامه ریزی دقیق، سازماندهی منابع انسانی و مکانیزم های کنترل و ارزیابی عملکرد بودند. در این دوره، نظریه ها و مدل های مدیریت علمی، مدیریتی و عملیاتی شکل گرفت و مدیران برای نخستین بار به عنوان نقش های حرفه ای و تخصصی در سازمان ها ظاهر شدند.
با ورود به جامعۀ خدماتی، نقش مدیریت فراتر از کنترل تولید فیزیکی رفت و شامل هماهنگی فعالیت های خدماتی، بهینه سازی فرآیندها و ارتقای کیفیت خدمات شد. مدیریت منابع انسانی در این دوره اهمیت ویژه ای پیدا کرد و استراتژی های بهره وری، رضایت شغلی و کیفیت زندگی کاری به عنوان شاخص های کلیدی عملکرد سازمان مطرح شدند. سازمان ها دریافتند که کارآمدی و اثربخشی فعالیت ها بدون توجه به جنبه های انسانی و سازمانی امکان پذیر نیست و مدیران ملزم به استفاده از رویکردهای علمی و رفتاری برای هدایت منابع انسانی شدند.
در عصر اطلاعات و ارتباطات، بازارهای مجازی و فناوری های نوین اطلاعاتی، ساختارهای سنتی مدیریت را به چالش کشیدند. حجم و پیچیدگی داده ها، نیاز به تصمیم گیری سریع و انعطاف پذیری بالا را افزایش داد و مدیریت حرفه ای به معنای واقعی شکل گرفت. در این دوره، مدیریت تنها به کنترل منابع و فعالیت ها محدود نیست بلکه شامل تحلیل اطلاعات، طراحی فرآیندهای هوشمند و هماهنگی شبکه های گسترده داخلی و خارجی سازمان ها می شود. مهارت های تصمیم گیری استراتژیک، توانایی تجزیه و تحلیل داده ها و شناخت شاخص های عملکرد سازمانی، به معیارهای حیاتی موفقیت تبدیل شده اند.
تحول مدیریت در این پنج دوره، مسیر توسعه مدیریت منابع انسانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. از دوره رفاه و مدیریت پرسنلی تا دوران کارآفرینی و فراکارآفرینی، هر مرحله با ویژگی ها و چالش های خاص خود، شاخص ها و اهداف جدیدی برای مدیریت عملکرد و توسعه کارایی سازمانی معرفی کرده است. امروزه، تجزیه و تحلیل شغل، طراحی و غنی سازی شغل، تعیین شاخص های بهره وری و بهبود کیفیت زندگی کاری، از ارکان اساسی توسعه مدیریت به شمار می روند و مبنای تصمیم گیری های استراتژیک در سازمان های مدرن هستند.
فهرست مطالب:
مقدمه
مراحل توسعۀ مدیریت
تعاریف و اهداف مدیریت منابع انسانی
وظایف مدیریت منابع انسانی
استراتزیهای بهره وری عبارتند از
رضایت شغلی بیشتر Job satisfaction
بهبود کیفیت زندگی کاری Quality of work life
سیر توسعۀ مدیریت منابع انسانی
دوره ی رفاه
دورۀ مدیریت پرسنلی
دورۀ کارآفرینی
دلایل چالشی شدن مدیریت منابع انسانی در این دوره عبارتند
دورۀ فراکارآفرینی
سیستم مدیریت منابع انسانی
از این سیستم یک سلسله استنتاجات بدست می آید که عبارتند
تجزیه وتحلیل شغل
اگر بخواهیم این تعریف راطبقه بندی کنیم عبارت خواهد بود
مراحل تجزیه وتحلیل شغل
شیوه های جمع آوری اطلاعات
پرسش نامه به دو نوع است
مدلهای جمع آوری اطلاعات
سلسه مراتب شود چند مفهوم راباید درنظرداشت
طراحی شغل Job design
طراحی شغل در دو وضعیت
الگوهای طراحی شغل
روش توسعه یا غنی سازی شغل
ویژگیهای شغل حالات روحی شغل
الگوهای جدید طراحی شغل
منابع و مأخذ