
مقدمه:
در جهان صنعتی و فراصنعتی کنونی، سرعت تحولات به گونه ای است که حجم دانش و اطلاعات انسانی تقریباً هر ده سال دو برابر می شود و در برخی حوزه های تخصصی این روند حتی سریع تر است؛ به گونه ای که در رشته برق این مدت حدود پنج سال، در رشته الکترونیک سه سال و در حوزه کامپیوتر حدود یک سال برآورد شده است. چنین شتابی نشان می دهد که سازمان ها و صنایع معاصر نمی توانند بدون برخورداری از ظرفیت های خلاق و نوآور، به حیات و رقابت ادامه دهند. محیط های متغیر، پیچیده و پیش بینی ناپذیر، ضرورت مدیریت خلاق و نوآورانه را بیش از پیش آشکار ساخته است، چرا که خلاقیت و نوآوری به عنوان نیروهای محرکه، امکان تبدیل ابهام و عدم وضوح به فرصت های استراتژیک را فراهم می آورند و مسیر رشد و پیشرفت سازمان ها را هموار می سازند.
سازمان های صنعتی خلاق و نوآور، علاوه بر توانایی تولید محصولات و خدمات جدید، دارای قابلیت ایجاد تغییرات ساختاری و فرهنگی درون سازمانی هستند که باعث می شود تمامی اجزاء سازمان با سرعت و انعطاف بیشتری به تحولات محیطی پاسخ دهند. خلاقیت در سازمان تنها محدود به افراد یا واحدهای مشخص نیست، بلکه یک ویژگی سازمانی است که در تمام سطوح و فرآیندها جریان دارد و به طور مستمر امکان بازآفرینی و بهبود عملکرد سازمان را فراهم می آورد. چنین سازمان هایی با ترکیب منابع انسانی، فناوری و فرآیندهای مدیریتی، شرایطی فراهم می کنند که نوآوری به صورت پایدار و سیستماتیک در ساختار آنها جاری شود و سازمان توانایی مواجهه با رقابت های داخلی و بین المللی را به دست آورد.
تعریف خلاقیت و نوآوری در محیط سازمانی، مفهومی فراتر از تغییر صرف یا انطباق با شرایط دارد. خلاقیت عبارت است از توانایی ایجاد ایده ها، فرآیندها و محصولات جدید که ارزش واقعی و ملموس برای سازمان به ارمغان می آورند. در دیدگاه مدیریتی، خلاقیت شامل تلاش هدفمند برای ایجاد تغییر در ظرفیت های اجتماعی، اقتصادی و عملیاتی سازمان است و از طریق به کارگیری توانایی های ذهنی، پرورش انگاره های نوین و ارائه راهکارهای ابتکاری، سازمان را قادر می سازد تا مزیت رقابتی پایدار ایجاد کند. این فرآیند می تواند شامل تولید محصول جدید، بهبود فرآیندهای موجود، طراحی مدل های کسب وکار نوین و یا ارائه خدمات مبتکرانه باشد که همگی در نهایت به رشد و تعالی سازمان کمک می کنند.
از منظر روانشناسی، خلاقیت یکی از ابعاد اصلی تفکر انسان محسوب می شود و فرآیندی است که در آن اطلاعات و دانش موجود در حافظه بلندمدت بازآرایی شده و به شکل های تازه و کاربردی در محیط واقعی مورد استفاده قرار می گیرد. این جنبه تفکری خلاق، به سازمان ها امکان می دهد تا علاوه بر حفظ مزیت های موجود، با دیدگاهی نوآورانه به فرصت ها و چالش های پیش رو پاسخ دهند و در مواجهه با محیط متغیر، انعطاف و پایداری خود را افزایش دهند. سازمان های خلاق، به جای انطباق صرف با شرایط موجود، به دنبال شکل دهی شرایط و ایجاد ارزش های جدید هستند و از این طریق نقش پیشرو در بازار و صنعت خود ایفا می کنند.
در سطح عملی، ویژگی های سازمان صنعتی خلاق و نوآور شامل وجود فرهنگ سازمانی باز و پویا، ساختار منعطف، سیاست های تشویقی برای نوآوری، دسترسی آزاد به دانش و اطلاعات، همکاری میان واحدهای مختلف و توانایی شناسایی و بهره برداری از فرصت های نوظهور است. چنین سازمان هایی قادرند از طریق ترویج ایده پردازی و ریسک پذیری محاسبه شده، جریان مستمر نوآوری را درون سازمان حفظ کنند و قابلیت پاسخگویی سریع به تغییرات بازار و فناوری را توسعه دهند.
علاوه بر این، سازمان های نوآور به دنبال ایجاد تعادل میان منابع انسانی، فناوری و فرآیندهای مدیریتی هستند تا خلاقیت فردی به سطح سازمانی ارتقا یابد. این سازمان ها به جای محدود شدن به راه حل های سنتی، همواره در جستجوی مسیرهای جدید و بهره گیری از روش های غیرمتعارف برای افزایش کارایی و کیفیت هستند و این ویژگی ها آنها را به موتور محرک توسعه صنعتی و اقتصادی تبدیل می کند.