
چکیده
فراشناخت به عنوان یک مفهوم بنیادی در روان شناسی شناختی، آموزش و پرورش و علوم شناختی، نقش محوری در فرآیند حل مساله ریاضی دارد. این مفهوم که نخستین بار توسط فلاول به معنای «شناخت درباره شناخت» مطرح شد، شامل دانش فرد نسبت به فرآیندهای شناختی خود و توانایی نظارت، ارزیابی و سازماندهی آن هاست. پژوهش ها نشان می دهند که فراشناخت بر چگونگی برنامه ریزی، پایش و اصلاح راهبردهای حل مساله اثر می گذارد و با بهره گیری از آن می توان رفتارهای شناختی پیچیده و مراحل تصمیم گیری در حل مسائل ریاضی را تحلیل کرد. نقش فراشناخت در درک تفاوت های فردی یادگیرندگان، پیش بینی موفقیت در حل مساله و تحلیل خطاها، اهمیت آن را در برنامه های آموزشی و پژوهش های شناختی دوچندان می کند. این مقاله با مرور تعاریف، مبانی نظری و پژوهش های تجربی، به بررسی گستره و تأثیر فراشناخت در آموزش ریاضی و فرآیندهای حل مساله می پردازد.
مقدمه
فراشناخت، مفهومی که در دهه های اخیر توجه قابل توجهی در علوم شناختی و آموزش ریاضی جلب کرده است، به طور بنیادی بر آگاهی و کنترل فرآیندهای شناختی فرد اشاره دارد. این مفهوم نخستین بار توسط فلاول در زمینه حافظه معرفی شد و به معنای دانش و کنترل شناخت تعریف گردید. با گذر زمان، دامنه کاربرد فراشناخت فراتر از حافظه رفت و در حوزه های ادراک، پردازش اطلاعات، یادگیری اجتماعی و ریاضی نیز مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت. در واقع، فراشناخت، دانش فرد نسبت به فرآیندهای درونی ذهنی خود و توانایی نظارت، تنظیم و بازنگری این فرآیندها در شرایط مختلف یادگیری و حل مساله است.
در آموزش ریاضی، اهمیت فراشناخت زمانی نمایان می شود که توانایی حل مساله فراتر از مهارت های صرف محاسباتی و تکنیکی باشد. فراشناخت شامل آگاهی از راهبردهای حل مساله، برنامه ریزی، پایش پیشرفت، ارزیابی نتایج و اصلاح روش هاست. پژوهش ها نشان می دهند که دانش آموزانی که توانایی های فراشناختی بالاتری دارند، قادرند با تحلیل دقیق مشکل، انتخاب راهبردهای مناسب و پیش بینی پیامدها، فرآیند حل مساله را به صورت نظام مند و مؤثر مدیریت کنند. چنین توانایی هایی، نه تنها بر عملکرد تحصیلی تأثیر می گذارند، بلکه فرآیند یادگیری ریاضی را نیز ساختارمند و قابل پیش بینی می سازند.
مطالعه رفتارهای پنهان ذهنی در حین حل مساله، پیچیده و در عین حال عملی است. پژوهشگران از طریق مصاحبه ها، مشاهده فرآیندهای حل مساله و تحلیل راهبردهای انتخاب شده، می توانند ابعاد مختلف فراشناخت را شناسایی کنند. پرسش هایی مانند «چه راهبردی برای حل این مسئله انتخاب کرده اید؟»، «چگونه روند حل مساله را ارزیابی می کنید؟» یا «در چه مواقعی نیاز به بازنگری یا اصلاح دارید؟» می توانند نقشه ای از عملکرد فراشناختی یادگیرنده ارائه دهند. این رویکردها نشان می دهند که فراشناخت، فرآیندی پویا و تعاملی است که همواره تحت تأثیر تجربه ها و بازخوردهای محیطی شکل می گیرد.
تعریف واژه فراشناخت، شامل دو جزء اصلی است: «فرا» که به مفهوم بالاتر و ماوراء اشاره دارد و «شناخت» که فرایندهای ذهنی پردازش اطلاعات، تشخیص، رمزگذاری و ذخیره سازی آن ها را در بر می گیرد. ترکیب این دو جزء، معنای گسترده ای از آگاهی و نظارت بر شناخت فرد ارائه می کند؛ به این معنا که فرد نه تنها اطلاعات را پردازش می کند، بلکه از فرآیند خود درک دارد و توانایی تنظیم، اصلاح و بهبود آن را نیز دارد.
در آموزش حل مساله ریاضی، این توانایی ها شامل آگاهی از نقاط قوت و ضعف فرد در یادگیری، پیش بینی پیامدها، انتخاب راهبردهای بهینه و بازنگری تصمیمات است. پژوهش های تجربی، از جمله مطالعات فلاول و هارلو، نشان داده اند که یادگیرندگان با تجربه بیشتر در حل مساله، مهارت های فراشناختی بالاتری توسعه می دهند و توانایی مدیریت فرآیندهای شناختی خود را بهبود می بخشند. این یافته ها بر اهمیت طراحی فعالیت های آموزشی تأکید دارند که بتوانند مهارت های فراشناختی را تقویت کنند و فرآیند حل مساله ریاضی را به سطحی پیشرفته و ساختارمند ارتقا دهند.
در نتیجه، فراشناخت در آموزش ریاضی، نقشی حیاتی و چندبعدی ایفا می کند. این مفهوم نه تنها توانایی تحلیل و ارزیابی فرآیندهای حل مساله را نشان می دهد، بلکه امکان بررسی تفاوت های فردی، درک عمیق تر پیچیدگی های یادگیری ریاضی و تحلیل راهبردهای انتخاب شده توسط یادگیرندگان را فراهم می آورد. شناخت و به کارگیری فراشناخت، مرز بین مهارت های صرف محاسباتی و توانایی حل مساله استراتژیک و نظام مند را روشن می سازد و پایه ای علمی برای بررسی و تحلیل فرآیندهای شناختی در آموزش ریاضی فراهم می کند.