این پاورپوینت در مورد اصول طراحی لرزه ای ساختمان ها است و به بررسی ملاحظات ژئوتکنیکی، سازه ای و معماری، رفتار سازه در زلزله، ایمنی لرزه ای، میراگرها و جداسازهای پایه ای می پردازد.

مقدمه:
طراحی ساختمان ها در سرزمینی که در پهنه های فعال لرزه ای قرار گرفته، صرفاً یک فرایند فنی محدود به ترسیم نقشه ها و انتخاب مصالح تلقی نمی شود، بلکه بخشی از نظم فضایی و ایمنی زیست انسانی به شمار می آید؛ نظمی که در صورت غفلت، پیامدهای آن در قالب خسارت های گسترده مالی، فروپاشی بافت های شهری و از میان رفتن جان انسان ها آشکار می گردد. تجربه رخداد زمین لرزه های متعدد نشان داده است که شدت تخریب همواره تابع بزرگی زلزله نیست، بلکه کیفیت اندیشه نهفته در طراحی، میزان انطباق سازه با بستر زمین، و چگونگی پیوند اجزای سازه ای و غیرسازه ای با یکدیگر نقش تعیین کننده تری در سرنوشت بنا ایفا می کند. از همین رو، مفهوم طراحی ساختمان ها در بستر لرزه خیز، به شبکه ای از ملاحظات ژئوتکنیکی، سازه ای، معماری و مدیریتی گسترش یافته که هر یک در صورت نادیده گرفته شدن، می تواند زنجیره ای از ناپایداری های پی درپی را رقم بزند.
در بسیاری از شهرهای ایران، توسعه کالبدی پیش از آنکه بر شناخت دقیق زمین استوار باشد، تابع ضرورت های اقتصادی و شتاب گسترش شهری بوده است. چنین روندی موجب شده است که ساخت و ساز در مجاورت گسل ها، بر روی خاک های مستعد روانگرایی، یا در دامنه های ناپایدار شکل گیرد؛ شرایطی که حتی مقاوم ترین سازه ها را نیز در معرض رفتارهای پیش بینی ناپذیر زمین قرار می دهد. مطالعات ژئوتکنیکی در این میان جایگاهی بنیادین دارد، زیرا ظرفیت باربری خاک، میزان نشست، پایداری شیب ها و واکنش لایه های زیرسطحی در برابر ارتعاشات لرزه ای مستقیماً بر عملکرد نهایی ساختمان اثر می گذارد. بی توجهی به این لایه پنهان از واقعیت زمین، شکافی میان محاسبات نظری و رفتار واقعی سازه ایجاد می کند؛ شکافی که معمولاً در لحظه بحران خود را نشان می دهد.
در سطح سازه ای، انسجام میان اجزای باربر، نحوه انتقال نیروها، و هماهنگی جرم و سختی در ارتفاع و پلان ساختمان اهمیت ویژه ای پیدا می کند. تجربه خرابی های گذشته نشان می دهد که گاه نه ضعف مقاومت مصالح، بلکه گسیختگی در اتصالات، شکل گیری طبقه نرم، یا تمرکز نامتوازن نیروها عامل اصلی فروپاشی بوده است. همچنین پدیده ضربه میان ساختمان های مجاور، که از اختلاف ویژگی های دینامیکی یا فاصله ناکافی ناشی می شود، نمونه ای از مخاطراتی است که در ظاهر بیرونی شهر چندان دیده نمی شود اما در لحظه ارتعاش می تواند به تخریب ناگهانی بینجامد. چنین رخدادهایی بیانگر آن است که طراحی ایمن تنها در محدوده یک بنا معنا ندارد، بلکه رابطه هر ساختمان با همسایگی پیرامون خود نیز بخشی از معادله پایداری محسوب می شود.
ملاحظات معماری نیز در این پیوستار نقشی فراتر از زیبایی شناسی دارند. سادگی و تقارن در پلان، پرهیز از پیش آمدگی های بزرگ، توزیع یکنواخت جرم، و اتصال مناسب عناصر غیرسازه ای به چارچوب اصلی بنا، همگی بر نحوه پاسخ ساختمان به نیروهای جانبی اثر می گذارند. هنگامی که فرم معماری با منطق سازه ای همسو نباشد، تنش ها در مسیرهای نامنتظم حرکت کرده و نقاط ضعف موضعی پدید می آورند. در مقابل، هماهنگی میان فرم و سازه می تواند مسیر انتقال نیرو را شفاف تر ساخته و رفتار کلی ساختمان را قابل پیش بینی تر نشان دهد؛ موضوعی که در طراحی لرزه ای جایگاهی اساسی دارد.
در سال های اخیر، بهره گیری از فناوری های نوین همچون میراگرها و جداسازهای پایه ای افق تازه ای در مواجهه با نیروهای لرزه ای گشوده است. این سامانه ها با تغییر مسیر انتقال انرژی یا کاهش شدت ارتعاش ورودی به سازه، الگوی متفاوتی از تعامل میان زمین و ساختمان ترسیم می کنند؛ الگویی که در آن تمرکز صرف بر افزایش مقاومت جای خود را به مدیریت هوشمندانه انرژی می دهد. هم زمان، طرح موضوع مدیریت سیستماتیک در فرایند طراحی و اجرا نشان می دهد که ایمنی لرزه ای تنها محصول محاسبات مهندسی نیست، بلکه به کیفیت تصمیم گیری های نهادی، نظارت اجرایی و انسجام مقررات نیز وابسته است؛ مؤلفه هایی که حضور یا غیاب آنها می تواند مسیر عملکرد یک ساختمان را از مرحله شکل گیری تا لحظه رویارویی با زمین لرزه دگرگون سازد.
فهرست مطالب
چکیده
۱-مقدمه
۲- مطالعات ژئوتکنیکی
۲-۱- فاصله از گسل
۲-۲- شناخت ناپایداری های ژئوتکنیکی
۲-۳- شناخت ناپایداری دامنه ها و زمین های شیب دار
۳- ملاحظات سازه ای
۳-۱- اتصال عناصر باربر
۳-۲- رعایت درز انقطاع بین سازه ها
۳-۳- لحاظ کردن اثر ساختمان ها بر خاک فونداسیون ساختمان مجاور
۳-۴- قابلیت تحمل نیرو ها در دو امتداد عمود برهم
۳-۵- عدم استفاده از عناصر افقی برای انتقال بار بین عناصر باربر
۳-۶- استفاده از ستون قویتر نسبت به تیر
۳-۸-ایجاد انسجام بین اجزا باربر و کنترل سیستم های ساختمانی
۳-۹- جلوگیری از تشکیل طبقه نرم
۳-۱۰- عدم استفاده از طره های بزرگ
۴- ملاحظات معماری
۴-۱- استفاده از پلان ساده و متقارن
۴-۲- کاهش وزن ساختمان و توزیع مناسب آن
۴-۳- اتصال عناصر غیر سازه ای به عناصر سازه ای
۴-۴- ایجاد اتصال عناصر نما با ساختمان
۵- استفاده از تکنیک های نوین
۵-۱- میراگرها
۵-۲- جداسازهای پایه ای
۷- رعایت بعضی از نکات مهم دیگر در موقع اجرای ساختمان
۸-نتیجه گیری
۹- مراجع