این مقاله در مورد شروط ضمن عقد در فقه و حقوق ایران است و به بررسی انواع شروط صحیح و باطل، شرط ضمنی، شرط تبانی و آثار حقوقی آنها می پردازد.
واژه شرط در فرهنگ لغات به قرار، پیمان، عهد، تعلیق عمل قضایی به آینده معنا شده و نیز به مفهوم خیارات هم آمده. درفقه شرط به معنای مطلق تعهد تعریف شده چه جدای از عقد باشد (شرط ابتدایی) و چه ضمن عقد باشد.
در حقوق مدنی شرط به دو معنا به کار می رود:
ماده ۳۷۴ قانون مدنی می گوید : «در حصول قبض اذن بایع شرط نیست… »
شرط ضمن عقد نوعی از تعهد تبعی است که دو طرف عقد آن را ضمن عقد اصلی اشتراط می کنند تا بدین صورت آثار و شرایط عقد اصلی را به دلخواه و تراضی خود تغییر دهند. در فقه شرط ضمن عقد به معنای مطلق تعهد و در مقابل شرط ابتدایی بیان شده است.
پیش از نوشتن قانون مدنی، افراد اراده خود را باید در قالب عقود معین می ریختند تا صورت شرعی و قانونی داشته باشد و البته این برایشان محدودیت بوجود می آورد و چون شرط ابتدایی از لحاظ فقهی باطل می باشد لازم بود برای رسیدن به تمایلات قبلی خود آنچه را که می خواستند به صورت شرط ضمن عقد توافق نمایند.
اکنون با وجود ماده ۱۰ قانون مدنی که می گوید: «قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده اند، در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد، نافذ است» به نظر می رسد موضوع شروط ضمن عقد کارایی و کاربردی در حقوق مدنی امروز ندارد چرا که افراد آنچه را که می خواهند می توانند به صورت قراردادی خصوصی بین خود بوجود آورند مشروط بر اینکه توافق ایشان مخالف صریح قانون نباشد(اصل آزادی قراردادها).
دکتر کاتوزیان دو فایده برای شرط ضمن عقد در حقوق کنونی عنوان می کند:
این اصطلاح مربوط به آن دسته از التزام هایی است که در خود عقد ذکر نشده اما لازمه طبیعی عقد محسوب می شود. در واقع این التزام ها مقدمه عقد یا مقدمه اجرای آن می باشد.
تعیین این مقدمات و شناخت آنها با توجه به عرف و عقل صورت می گیرد قانون نیز وجود این التزام ها را مدنظر قرار داده مثلاً در ماده ۳۵۶ قانون مدنی می گوید: «هر چیزی که بر حسب عرف و عادت جز یا از توابع مبیع شمرده شود یا قرائن دلالت بر دخول آن در مبیع نماید داخل در بیع و متعلق به مشتری است اگر چه در عقد صریحاً ذکر نشده است و اگر چه متعاملین جاهل بر عرف باشند»
نوعی از شرط صنعتی شرط بنایی یا شرط تبانی است. این شرط همان گفتگوها و مذاکراتی است که طرفین عقد پیش از انعقاد عقد انجام می دهند اما درضمن عقد اسمی از آنها برده نمی شود. ولی عقد براساس این مذاکرات انشاء می شود.
مثال : «الف» قصد دارد زمین زراعتی «ب» را خریداری کند که قبل از نوشتن مبایعه نامه «الف» و «ب» به اتفاق یک کارشناس درباره زمین، قیمت آن، متعلقات و ملحقات زمین، نحوه پرداخت ثمن چگونگی تحویل زمین و مسائلی از این دست گفتگو می کنند و براساس این شرایط که با هم توافق کرده اند ( شرط تبانی) چند روز بعد به عقد بیع را ایجاد می کنند و قبض و اقباض صورت می گیرد.
شرط بستگی تمام به عقد اصلی دارد تا جایی که می توان گفت: « شرط و عقد با یکدیگر تشکیل عقدی واحد را می دهند» هرگاه عقد اصلی بنا به دلایلی اقاله یا فسخ شود و یا آنکه معلوم شود که از اول باطل بوده است، تعهد قبلی نیز باطل خواهد شد هر چند که شرط ضمن عقد دارای شرایط اساسی صحت معامله باشد، زیرا شرط تابع عقد اصلی است و به دلیل وجود عقد اصلی به وجود آمده پس با از بین رفتن تعهد اصلی، تعهد قبلی نیز باطل و بلااثر خواهد بود.
قاعده کلی این است که تعهد اصلی موجود حقوق مستقلی است که جدای از شرط می باشد پس اگر شرط ضمن عقد بنا به دلایلی باطل شود، عقد اصلی باطل نخواهد شد مگر آنکه بطلان تعهد تبعی به دلیل سببی باشد که آن سبب موجب اخلال یکی از شرایط اساسی صحت عقد اصلی می شود. در این صورت عقد اصلی به تبع بطلان شرط ضمن عقد باطل می شود ( ماده ۲۳۳ قانون مدنی).
پس از بر هم زدن عقد اصلی هیچ یک از دو طرف حق فسخ شرط را ندارند، هر چند که عقد تبعی جایز باشد، چون الزام عقد اصلی به شرط ضمن آن سرایت می کند، گاهی اوقات طرفین برای لازم شدن عقد جایزی آن را ضمن عقد لازمی شرط می کنند چنانچه حتی اگر در واقع عقد لازمی هم وجود نداشته باشد در سند نوشته می شود در ضمن عقد خارج لازمی چنین شرط شد.