
مقدمه:
انبار و انبارداری در ظاهر فقط به نگهداری کالا و مواد نسبت داده می شود، اما در واقع قلب تپنده ی چرخه ی تولید، توزیع و مدیریت منابع است. هر کارخانه، شرکت یا سازمانی که با مواد اولیه، قطعات، ابزار و محصول نهایی سر و کار دارد، ناخواسته در دل خود شبکه ای از انبارها را شکل می دهد؛ شبکه ای که بر نحوه ی جریان کالا، هزینه ها، برنامه ریزی تولید و حتی اعتبار مالی مجموعه اثر مستقیم می گذارد. وقتی جریان ورود و خروج مواد به طور دقیق ثبت شود، بسیاری از ابهام ها از میان می رود و هر واحد تولیدی می تواند با اطمینان بیشتری فعالیت روزانه ی خود را پیش ببرد. در نقطه مقابل، کوچک ترین بی نظمی در انبار، زنجیره ی تولید را با تأخیر، اتلاف و سردرگمی روبه رو می کند.
در ساختار کارخانه های صنعتی، انبار فقط یک محل ذخیره سازی ساده نیست. انواع مختلفی از انبارها شکل می گیرد: انبار مواد اولیه که مواد خام را تا زمان ورود به خط تولید نگهداری می کند، انبار قطعات نیمه ساخته که میان مراحل تولید قرار می گیرد، انبار قطعات وارداتی، انبار ابزار، انبار قطعات یدکی ماشین آلات، انبار آهن آلات و پروفیل ها، انبار ملزومات مورد نیاز پرسنل و در نهایت انبار محصول. هر کارخانه با توجه به ماهیت فعالیت خود، تنها بخشی از این مجموعه را انتخاب می کند، اما هر انتخابی که انجام شود، نیاز به یک سیستم منظم، قابل پیگیری و شفاف دارد تا گردش کالا در آن گم نشود.
در میان همه ی این ساختارها، دو بخش نقش پررنگ تری دارند: انبار مواد اولیه و انبار محصول. مواد اولیه باید به ورودی کارخانه نزدیک باشد تا عملیات تخلیه و جابه جایی با سهولت بیشتری انجام شود و ضایعات احتمالی نیز تحت کنترل باقی بماند. در پایان مسیر، انبار محصول جایگاهی است که نتیجه ی تمام زحمات مراحل تولید در آن قرار می گیرد و تا لحظه ی فروش، به عنوان بخشی از دارایی سازمان محسوب می شود. نظم این دو انبار، مستقیماً با نظم کل سیستم پیوند خورده است.
جدا از نگهداری فیزیکی کالا، یکی از ستون های اصلی انبارداری، کدگذاری است. زمانی که هزاران قلم کالا با مشخصات متفاوت وجود دارد، نام ها دیگر پاسخگو نیستند. عدد، حرف، رنگ یا ترکیبی از آنها به زبان مشترکی میان انباردار، حسابدار و مدیر تبدیل می شود. کدگذاری، نوشته های طولانی و توضیح های تکراری را کنار می زند و شناسایی کالا را سریع و دقیق می کند. از روش های ساده ی ترتیبی گرفته تا شیوه های گروهی، اعشاری، الفبایی، نیمونیک و صنعتی، هر سیستم با هدف طبقه بندی و نظم دهی طراحی شده است. در روش صنعتی، ابتدا فهرست کالاها ثبت می شود، سپس گروه بندی صورت می گیرد و برای هر گروه اصلی و فرعی اعداد مشخصی تعیین می شود تا ساختار کدها معنا پیدا کند و در ذهن کارکنان باقی بماند.
انبار فقط محل نگهداری نیست؛ زمان ورود و خروج کالا هم اهمیت دارد. گاهی جنس ها تاریخ مصرف دارند و اگر به موقع مصرف نشوند، بلا استفاده می شوند. به همین دلیل، سیستم هایی مانند FIFO و LIFO شکل گرفته اند. در اولی، آنچه زودتر وارد شده، زودتر خارج می شود و در دومی، آخرین موجودی در اولویت مصرف قرار می گیرد. انتخاب هر کدام از این روش ها بر میزان ضایعات، هزینه ی انبار و حتی کیفیت نهایی محصول اثر می گذارد.
در کنار جریان کالا، موضوع حسابداری انبار نیز جایگاه مهمی دارد. موجودی ها بر مبنای بهای تمام شده و خالص ارزش فروش ارزیابی می شوند. روش میانگین برای محاسبه ی بهای تمام شده، تصویر دقیق تری از ارزش موجودی ارائه می دهد. دارایی های ثابت، تعمیرات اساسی، استهلاک، ذخیره مزایای پایان خدمت و ثبت عملیات مالی، همه در ارتباط مستقیم با مدارک انبار قرار می گیرند. هر ورودی و خروجی با فرم های مشخصی مانند رسید انبار، حواله، درخواست مواد و برگشت از خرید ثبت می شود و نسخه هایی از این فرم ها بین انبار و حسابداری مبادله می شود تا هر دو بخش روی یک عدد واحد بایستند.
در جریان تولید، گاهی مواد به خط وارد می شوند، بخشی مصرف می شود و بخشی برمی گردد. گاهی کالایی توسط بازرس تأیید نمی شود و دوباره به تأمین کننده بازگردانده می شود. گاهی مواد اضافی راکد می مانند و باید ثبت مجدد شوند. گزارش هفتگی موجودی، نقطه ای است که همه ی این تغییرات را به تصویر می کشد و برای واحد مالی، نشانه ای روشن از وضعیت واقعی انبار به شمار می رود. بدون این گزارش، خریدهای جدید، تنظیم قراردادها و برنامه ریزی تولید با ابهام همراه می شود.
روابط میان اسناد حسابداری و اسناد انبار یک زنجیره ی واحد را شکل می دهد. افزایش موجودی از طریق خرید یا برگشت مواد ثبت می شود و کاهش موجودی با خروج برای خط تولید مشخص می گردد. هر عددی که در انبار نوشته می شود، باید در دفاتر مالی بازتاب داشته باشد و هر عددی که در دفاتر مالی دیده می شود، باید در قفسه های انبار معنا پیدا کند. فاصله میان این دو، همان نقطه ای است که نظم یا آشفتگی واقعی سازمان را آشکار می کند.