بررسی رابطه میان اقدامات مدیریت منابع انسانی، استراتژی کسب و کار و عملکرد سازمانی

27 بازدید

بررسی رابطه میان اقدامات مدیریت منابع انسانی، استراتژی کسب و کار و عملکرد سازمانی

مقدمه:
در فضای رقابتی امروز، سازمان ها تنها با تکیه بر سرمایه مالی یا فناوری پیشرفته قادر به پیشبرد اهداف خود نیستند. آنچه در لایه های درونی سازمان جریان دارد، یعنی شیوه های مدیریت نیروی انسانی، نوع نگاه به منابع و جهت گیری استراتژیک، نقش تعیین کننده ای در سرنوشت فعالیت ها دارد. به همین دلیل، موضوع پیوند میان اقدامات مدیریت منابع انسانی، استراتژی کسب و کار و عملکرد سازمانی به محور بحث بسیاری از پژوهش ها تبدیل شده است. وقتی سازمان ها درباره استخدام، آموزش، ارزیابی و نگهداشت کارکنان تصمیم می گیرند، این تصمیم ها در نهایت به نحوه حرکت کلی کسب و کار و نتایج عملکردی گره می خورد و تصویر متفاوتی از کارآمدی یا ناکارآمدی شکل می گیرد.

مدیریت منابع انسانی در ادبیات سازمانی، مجموعه ای از فعالیت های هماهنگ تلقی می شود که جذب نیرو، پرورش مهارت ها، نظام جبران خدمات، ارزیابی عملکرد و ایجاد بستر مناسب برای فعالیت کارکنان را در بر می گیرد. این فعالیت ها زمانی معنا پیدا می کنند که با جهت گیری استراتژیک سازمان همسو باشند. استراتژی کسب و کار مشخص می کند که سازمان در چه بازاری قرار دارد، با چه رویکردی رقابت می کند و چه مسیری برای دستیابی به مزیت در نظر گرفته شده است. هرگاه میان این دو حوزه فاصله ایجاد شود، منابع انسانی در مسیری حرکت می کند و استراتژی در مسیری دیگر، و پیامد آن در شاخص های عملکردی قابل مشاهده است.

موضوع عملکرد سازمانی نیز تنها به سودآوری یا افزایش فروش محدود نیست. این مفهوم مجموعه ای از شاخص ها را شامل می شود؛ از بهره وری و کیفیت محصولات گرفته تا رضایت ذی نفعان، پایداری فعالیت ها و توان سازگاری با تغییرات محیطی. هنگامی که اقدامات مدیریت منابع انسانی با استراتژی کلی سازمان هم جهت می شود، شیوه انجام کارها، نظم فرایندها و رفتار کارکنان شکلی منسجم تر به خود می گیرد و فضای سازمانی به سمت انسجام و ثبات حرکت می کند. در چنین بستری، بررسی چگونگی ارتباط میان این سه متغیر، امکان مشاهده دقیق تری از سازوکارهای درونی سازمان را فراهم می آورد.

پژوهشی که در این زمینه صورت گرفته، بر شرکت های صنایع غذایی فعال در استان گیلان تمرکز دارد؛ حوزه ای که به دلیل ماهیت تولیدی، حساسیت به کیفیت، رقابت منطقه ای و وابستگی به نیروی انسانی متخصص، بستر مناسبی برای تحلیل رابطه میان مدیریت منابع انسانی و نتایج عملکردی به شمار می آید. گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه و بازگشت بخش عمده ای از آنها، زمینه را برای تحلیل تجربی این ارتباط فراهم کرده است. در این میان، نقش وظایف مدیریت منابع انسانی در کنار جهت گیری استراتژیک شرکت ها، به صورت همزمان مورد توجه قرار گرفته و پیوند آن با عملکرد سازمانی در قالب فرضیه های پژوهش بررسی شده است.

به کارگیری آزمون های همبستگی برای تحلیل داده ها، امکان مشاهده روند رابطه میان متغیرها را فراهم ساخته است. زمانی که وظایف مدیریت منابع انسانی با ابعاد مختلف استراتژی کسب و کار سنجیده می شود، نشانه هایی از هم راستایی یا ناهم خوانی در داده ها دیده می شود و همین نشانه ها مسیر تحلیل را روشن می کند. از سوی دیگر، قرار دادن عملکرد سازمانی در کنار این دو متغیر، تصویری از تأثیر تصمیم های مدیریتی بر نتایج واقعی فعالیت ها ارائه می دهد؛ تصمیم هایی که در ظاهر اداری و سازمانی به نظر می رسند، اما در نهایت در شاخص های مالی، عملیاتی و ادراکی منعکس می شوند.

همزمان با بررسی این ارتباطات، نقش شرایط محیطی و ساختار سازمانی نیز در پس زمینه قرار دارد. سازمان هایی که در صنایع غذایی فعالیت می کنند، با نوسانات بازار، الزامات کیفیت، استانداردهای بهداشتی و محدودیت های رقابتی مواجه هستند و این عوامل در نحوه طراحی استراتژی و اجرای اقدامات منابع انسانی اثر می گذارد. قرار گرفتن این مجموعه عوامل در کنار یکدیگر، تصویری چندلایه از مدیریت سازمانی ترسیم می کند و نشان می دهد که رابطه میان اقدامات منابع انسانی، استراتژی و عملکرد، در قالب واقعیت های جاری کسب و کار شکل می گیرد و در روند فعالیت روزمره سازمان ها امتداد پیدا می کند.

قیمت محصول
48,000 62,338 تومان
23% تخفیف
تعداد صفحات
9
فرمت فایل
PDF
تضمین بازگشت وجه در صورت عدم رضایت