
مقدمه:
در فضای سازمانی معاصر، دارایی های نامشهود به تدریج جایگاه محوری تری در تبیین کارآمدی، پویایی و انسجام درونی ساختارها یافته اند. در میان این دارایی ها، سرمایه اجتماعی به عنوان شبکه ای از اعتماد، هنجارها، تعاملات و پیوندهای معنادار میان افراد شناخته می شود که بستر شکل گیری کنش های هماهنگ و جریان یافتن دانش در لایه های مختلف سازمان را فراهم می سازد. هنگامی که روابط انسانی از سطح ارتباطات رسمی فراتر می رود و به قلمرو درک مشترک، همدلی حرفه ای و تعهد متقابل وارد می شود، ظرفیت های نهفته برای تولید، انتقال و به کارگیری دانش نیز به گونه ای متفاوت فعال می گردد. از این منظر، سرمایه اجتماعی صرفاً مجموعه ای از روابط فردی نیست، بلکه سازه ای چندبعدی شامل ابعاد ساختاری، ارتباطی و شناختی است که کیفیت تعاملات سازمانی را تعریف می کند و زمینه ساز شکل گیری الگوهای پایدار دانشی می شود.
مدیریت دانش در چنین بستری معنا می یابد؛ فرایندی نظام مند که طی آن داده ها به اطلاعات و اطلاعات به دانشی قابل اتکا تبدیل شده و سپس در تصمیم گیری ها، رویه ها و اقدامات اجرایی جاری می شود. تحقق واقعی مدیریت دانش وابسته به زیرساخت های فناورانه نیست، بلکه بیش از هر چیز به کیفیت روابط انسانی، سطح اعتماد متقابل، تمایل به تسهیم تجربه ها و وجود زبان مشترک سازمانی وابسته است. هنگامی که پیوندهای اجتماعی در سازمان تقویت می شود، مسیرهای غیررسمی انتقال تجربه فعال تر شده، مقاومت در برابر اشتراک گذاری دانش کاهش می یابد و یادگیری جمعی در قالب کنش های روزمره نهادینه می گردد. بدین ترتیب، سرمایه اجتماعی می تواند به عنوان نیرویی پیشران در فعال سازی چرخه های دانشی شامل خلق، نگهداری، تسهیم، به کارگیری و ارزیابی دانش ایفای نقش کند.
بررسی رابطه میان سرمایه اجتماعی و بکارگیری مدیریت دانش در محیط های سازمانی، به ویژه در ساختارهایی که با حجم بالای اطلاعات، تعاملات بین بخشی و ضرورت هماهنگی عملیاتی مواجه اند، اهمیتی دوچندان پیدا می کند. اداره کل گمرک بندر امام خمینی (ره) به عنوان یکی از کانون های اصلی جریان کالا، اطلاعات و تصمیم های اجرایی، نمونه ای از چنین محیط هایی است که در آن کیفیت ارتباطات انسانی می تواند مستقیماً بر نحوه گردش دانش و کارآمدی فرایندها اثرگذار باشد. در این فضا، اعتماد سازمانی، درک مشترک از اهداف دانشی، تمایل به مستند سازی تجربه ها و آمادگی برای بهره گیری از دانش موجود، همگی در چارچوب سرمایه اجتماعی قابل تبیین هستند و می توانند شدت و جهت بکارگیری مدیریت دانش را تعیین کنند.
ابعاد سه گانه سرمایه اجتماعی هر یک به نحوی با مؤلفه های بکارگیری مدیریت دانش پیوند می خورند. بعد ساختاری از طریق الگوی ارتباطات و دسترسی به منابع دانشی، مسیرهای انتقال اطلاعات را شکل می دهد. بعد ارتباطی با تأکید بر اعتماد، تعهد و هویت مشترک، انگیزه مشارکت در تسهیم دانش را تقویت می کند. بعد شناختی نیز با ایجاد زبان و تفسیر مشترک، امکان فهم یکپارچه از مفاهیم، تجربه ها و رویه ها را فراهم می سازد. در سوی دیگر، شاخص های بکارگیری مدیریت دانش از تعیین اهداف و استراتژی های دانشی آغاز شده و تا خلق دانش، نگهداری و مستند سازی، تسهیم، استفاده عملی و ارزیابی مستمر آن امتداد می یابد. هم نشینی این دو حوزه مفهومی، چارچوبی تحلیلی برای فهم چگونگی شکل گیری جریان دانش در بستر روابط اجتماعی سازمان فراهم می آورد.
طرح چنین نسبتی در قلمرو زمانی مشخص و در میان کارکنانی با تجربه های حرفه ای متنوع، امکان مشاهده الگوهای واقعی تعامل میان ساختارهای اجتماعی و فرایندهای دانشی را برجسته می سازد. داده های حاصل از سنجش ابعاد سرمایه اجتماعی و مؤلفه های بکارگیری مدیریت دانش نشان می دهد که پیوند میان این دو سازه صرفاً مفهومی نیست، بلکه در سطح تجربی نیز قابل ردیابی است. این پیوند در تمامی ابعاد چرخه دانشی حضور دارد و از مرحله شکل گیری اهداف دانشی تا ارزیابی نتایج کاربرد دانش امتداد پیدا می کند؛ حضوری که بیانگر نقش بنیادین روابط انسانی در جان بخشی به سازوکارهای دانشی سازمان است.
در چنین چارچوبی، تمرکز بر سرمایه اجتماعی نه به عنوان متغیری حاشیه ای، بلکه به منزله زیرساختی نرم برای فعال شدن ظرفیت های دانشی سازمان مطرح می شود؛ زیرساختی که کیفیت آن می تواند مسیر حرکت دانش را تسهیل یا محدود کند و نحوه تجلی مدیریت دانش را در کنش های واقعی سازمانی شکل دهد.
این فایل مربوط به یک جلسه دفاع یک پایان نامه کارشناسی ارشد می باشد و حاوی 36 اسلاید است. تمام موارد لازم برای یک ارائه خوب در این فایل آورده شده است. دانشجویانی که دفاع از پایان نامه یا درس سمینار دارند می توانند از این فایل استفاده کنند.